آموزش فروش

چرا اقتصاد ایران «طلایی» است؟

altطی دو نوبت، در روزهای دوشنبه ۲۰ و ۲۷ آبان ۹۲ از ساعت ۱۶ تا ۲۰، جمعی از مدیران و صاحبان کسب‌وکار در همایش ویژۀ «اقتصاد طلایی ایران» شرکت کردند تا با هوشمندی، خود را برای روزهای شگفت‌انگیزی که اقتصاد ایران در پیش دارد، آماده سازند. خبر خوش این‌که فایل صوتی کامل این سمینار در فروشگاه عقاب‌ها عرضه شده است. پیشنهاد می‌کنیم اگر بیزینس دارند، در زمینۀ فروش و کسب‌وکار فعالیت می‌کنید (در هر رتبه و مقامی)، و به‌عبارت دیگر، اگر کسب‌وکارتان می‌تواند تحت تاثیر این تغییرات جدید قرار بگیرد، حتما این سمینار را خریداری و گوش کنید. اطلاعات بیشتر را اینجا می‌توانید بخوانید، گفت‌وگو با محمود معظمی دربارۀ این سمینار را اینجا می‌توانید بخوانید، نسخۀ صوتی این سمینار را اینجا می‌توانید خریداری کنید، و در ادامۀ مطلب هم می‌توانید گزیده‌ای بسیار کوتاه را از نکاتی که محمود معظمی در این سمینار به آنها اشاره کرد، بخوانید.

چند نکتۀ کلیدی از سمینار «اقتصاد طلایی ایران»، محمود معظمی:

- ما در ایران، همه‌اش در بحران زندگی می‌کنیم. و این، یک باور را در ما ایجاد کرده: این‌که عموما تصور می‌کنیم «نمی‌شود». خشم داریم. و درنتیجه، باور نمی‌کنیم «طلایی بودن» اقتصاد ایران را! حتی آن چیزی را جلوی چشم‌مان است، نمی‌بینیم! (مثال: اگر هر ایرانی در «هفته» فقط یک عدد تخم مرغ مصرف کند، می‌شود هفته‌ای ۷۰ میلیون تخم مرغ. تصور کنید مرغ‌ها با چه سرعتی باید تخم بگذارند تا پاسخگوی این نیازِ بازار باشند!! اطلاعات بیشتر را می‌توانید در این فایل صوتی گوش کنید.)

- پس به‌خاطر افکار و باورها و تجربیات قبلی، این فرصت‌های طلایی را نمی‌بینیم یا «نمی‌خواهیم» ببینیم!

- و در«پارادایم»هایی گیر افتاده‌ایم که باعث شده در برابر «تغییر»، مقاومت کنیم. 

- ما دیر یا زود، روابطمان را با کشورهای دیگر به حد نرمال و طبیعی می‌رسانیم. آیا این یک خبر خوش برای کسی است که در عرصۀ کسب‌وکار فعالیت می‌کند؟ بستگی دارد! انگار که دری باز شده و هوای تازه و جدید دارد می‌آید. اگر قبلا لباس مناسب نپوشیده باشی، همین هوا ممکن است باعث سرما خوردن‌ات شود!

- فعالان کسب‌وکار از کشورهای دیگر، وقتی وارد کشور ما شوند، فرهنگ جدیدی از کسب‌وکار را با خود می‌آورند. آنها دوست دارند با شرکت‌های ایرانی و فعالان اقتصادی در ایران همکاری کنند. اما آنها اصلا هیجان‌زده و جوگیر نمی‌شوند. کاملا با حساب و کتاب عمل می‌کنند. و در این شرایط، یک کسب‌وکار ایرانی ممکن است ۳ حالت برایش پیش بیاید: ۱- همکار  آن شرکت خارجی می‌شود؛ ۲- توسط آن شرکت خارجی خریداری می‌شود؛ ۳- آن شرکت خارجی چنان قوی عمل می‌کند که شرکت ایرانی که در قواعد قدیمی خودش گیر افتاده و نتوانسته فرهنگ کسب‌وکار خود را مدرن و نو کند، از بازار حذف می‌شود (به این معنا که دیگر مشتری سراغ او نمی‌رود).

alt

- هر شرکت یا کسب‌وگار موفق، چهار ستون دارد: ۱- بازار، ۲-مدیریت، ۳- دانش فنی، ۴- سرمایه. اصطلاحات انگلیسی اینها از این قرار است:
Market
Management
Know-how
Money

- زبان بیزینس، زبان جهانی است و اصطلاحاتی کلیدی دارد. لازم است این اصطلاحات انگلیسی را بدانید و در مذاکرات با طرف‌های خارجی، استفاده کنید. لازم است با آنها به زبان نمودار و عدد و آمار حرف بزنید. حرف‌های شفاهی گفتن و کلی حرف زدن (ما بازار بزرگی داریم و امسال خیلی رشد کرده‌ایم و...) بی‌معناست.

alt
 

- همیشه از سودتان حرف بزنید. شما قرار است سود کنید. لازم است بدانید سهم شما چقدر است.

- داشتن اینها در کسب‌وکارتان، خیلی مهم است:
CRM
Sales (sales system)
Customer care
Services

- قبلا QC (کنترل کیفیت یا Quality Control) بود که پس از تولید کالا یا عرضۀ خدمات ارزیابی می‌شد؛ اما الان شده TQM (مدیریت فراگیر کیفیتی یا Total Quality Management)، که در تمام مراحل حضور دارد. به‌عبارت دیگر، کیفیت محصول و خدمات شما، چیزی جدا از خودِ شما نیست. پس تا می‌توانید، روی خودتان و برای آموزش خودتان سرمایه‌گذاری کنید.

 

 

نسخۀ کامل صوتی این سمینار در فروشگاه عقاب‌ها عرضه شده است.
برای خرید این سمینار
لطفا هم‌اکنون روی تصویر زیر کلیک کنید:

alt

 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #3 فروغ 14 خرداد 1394 ساعت 14:42
سلام
مرسی از مطالب خوبی که به اشتراک میزارید.من فوق لیسانس مدیریت دارم و سه چهار سالی از فارغ التحصیلیم میگذره .متاسفانه تاکنون موفق به استخدام دولتی نشدم .فکر کردم یه کسب و کار برای خودم راه بندازم میشه گفت اطلاعات خوبی در زمینه ی کسب و کار دارم.تواناییش رو هم در خودم می بینم ولی ااصلا نمیدونم چیکار کنم چه بیزنسی راه بندازم از کجا شروع کنم.کلا سردرگمم و آشفته.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 حمید 15 بهمن 1392 ساعت 19:56
بسیار جالب واموزنده بود اقای رئیسی...ممنون
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+6 #1 آرش رئيسي 22 آبان 1392 ساعت 21:47
با عرض سلام خدمت استاد فرزانه و گرامي استاد محمود معظمي بدينوسيله اين جانب آرش رئيسي اين موفقيت و افتخار را داشته‌ام تا بتوانم به عنوان دانش‌آموز در محضر حضرتعالي حضور داشته باشم و از تجربيات و دانسته‌هاي حضرتعالي كسب فيض نمايم اميدوارم كه بتوانم اخلاق و منش والاي حضرتعالي را سرلوحه زندگي شخصي و كاري خود قرار داده و نسبت به نشر دانسته‌ها و تجاربم به ديگران بپردازم و آموخته‌هايم را به مرحله اجرا در بياورم.
در مورد اين سئوال كه مطرح كرديد من هم سئوالي از خودم پرسيدم كه: چرا اقتصاد ايران(منظورم شركت‌ها است چون شركت‌ها نقش كليدي در شكل‌دهي اقتصاد يك كشور يا منطقه دارند مثلا كشور آلمان مرسدس بنز، زيمنس،‌BMW و ... را براي ما تداعي مي‌كند) اينقدر ضعيف عمل كرده و طي تحقيقاتي كه داشتم به اين نتيجه رسيدم كه:
در گذشته يك تفكر توسعه داشتيم كه متأسفانه در سال 1353 در سازمان مديريت آن روز اشتباه انتخاب شد و آن اشتباه تا به امروز ادامه دارد.
دو تا استراتژي براي توسعه وجود دارد:1- جايگزيني واردات 2- توسعه صادرات
در استراتژي‌هايمان متأسفانه جايگزيني واردات را انتخاب كرديم يعني گفتيم اگر صنعت مي‌زنيم، صنعتي بزنيم كه واردات مي‌شود و جلوي واردات را بگيريم(هر چي داره وارد مي‌شه ما برويم كارخانه‌اش را بزنيم تا ديگر وارد نشود بعد هم بگوئيم جلوي واردات را گرفتيم و كارخانجات ما دارند توليد مي‌كنند.) كره‌ ا‌ي‌ها انتخابي كه كردند توسعه صادرات بود( شعار كره‌ اي‌ها: يا صادرات يا مرگ) و گفتند ما كاري نداريم بازار داخلي را چه كساني پوشش مي‌دهند هدف ما توسعه صادرات ،‌هدف حمله به بازار ديگري است حالا يك بخشي از بازار داخلي را هم از دست مي‌دهيم. در اين راستا ما اشتباه كرديم.
امروز تفكر دنيا تغيير كرده و ومي‌گويد كه ديگر دوره توليد براي كشور خودت گذشته بايد نگاه Global داشته باشيد و وقتي گفتيم مي‌خواهيم وارد بازار Global بشويم يعني مي‌خواهيم برويم در يك محيط ديگر محصولات را عرضه كنيم.
در واقع ما مي‌توانيم بگوئيم اين پديده بالقوه هم فرصت هست و هم تهديد، در صورتي ما مي‌توانيم اين را تبديل به فرصت بكنيم كه از آن استفاده بكنيم اگر ازش استفاده نكنيم در لحظه تبديل به تهديد مي‌شود.
اقتصاد ايران طلايي است يا خير بستگي به نوع نگاه ما دارد. ولي اينو خوب مي‌دونم كه هرگز از آباد كردن كشور نبايد دست بر داشت زيرا اگر دست از آباد كردن بر داريم كشور رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است كه وقتي كشوري آباد نمي‌شود، به طرف ويراني مي‌رود.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.