آموزش فروش

محمود معظمی: «برای داشتن خانوادۀ خوشبخت همین حالا از خودت شروع کن!»

خانواده خوشبخت-محمود معظمیمیعادگاه تالار تفاهم بود در خیابان کبکانیان تهران، نزدیک بلوار زیبای کشاورز. قرار ساعت ۴ بعدازظهرِ چهارشنبه ۱۰ اسفند بود برای حضور در سمینار «خانوادۀ خوشبخت»، سمینار جدید دیگری از «محمود معظمی». بچه‌های نماآوا از دست‌کم دو ساعت قبل آنجا بودند تا با مدیریت دقیق و بی‌نظیر «حسن خطیبی» همۀ امور اجرایی را به بهترین شکل آماده کنند. ساعت هر چه به ۴ نزدیک‌تر می‌شد، حجم ورود افراد به سالن هم شدت می‌گرفت. همه آماده می‌شدند تا با عشق و با تمام وجود مطالب جدیدی از محمود معظمی بیاموزند، مطالبی که کمک می‌کند زندگی را بهتر بفهمند و خوشبت‌تر زندگی کنند. بعد از پخش سرود ملی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن مجید، همچنین  کلیپ‌های تصویری که در ابتدای همۀ سمینارهای معظمی پخش می‌شود تا شرکت‌کنندگان هر چه بهتر آمادۀ جذب مطالب شوند، محمود معظمی روی سن رفت.

معظمی در ابتدا از خوش‌قولی شرکت‌کنندگان سپاسگزاری کرد. نحوۀ ثبت‌نام در این سمینار به این صورت بود که افراد تلفنی ثبت‌نام می‌کردند و هنگام حضور در سمینار، هزینۀ آن را پرداخت می‌کردند. به‌قول معظمی: «اگر شما بگویید می‌آیم و نیایید، من و همکارانم باید خرج سالن و... را از جیب بدهیم و من هم باید برای صندلی‌های خالی سخنرانی کنم!» او در ادامه افزود: «شما اینجا می‌آیید که بیاموزید، که نگرشتان را تغییر بدهید. با همین کار، در طول زمان کمک می‌کنید که زندگی دیگران هم تغییر کند. و این یعنی مسئولیت‌پذیری. و مسئولیت‌پذیری نشانۀ بلوغ است.»


اصلا خوشبختی یعنی چه؟

معظمی سپس صحبت دربارۀ «خانوادۀ خوشبخت» را آغاز کرد: «در جامعه‌شناسی می‌گویند که خانواده، واحد جامعه است. پس برای داشتن جامعۀ خوشبخت، باید خانواده‌های خوشبخت داشت.» معظمی همچنین شرکت‌کنندگان را تشویق کرد تا هر چه می‌توانند در طول سمینار شادی کنند و خوش باشند: «شادمانی، ضرورتِ اولِ آموختن است. تا می‌توانید دست بزنید، سوت بزنید، داد بزنید و خوشحالی کنید!» (و اینجا بود که سالن از صدای سوت و دست و خوشحالی چندصد شرکت‌کننده روی هوا رفت!)

معظمی در ادامه یک سوال مطرح کرد: «اگر در جامعه بگردید و از ۱۰۰ خانواده دربارۀ خوشبخت بودنشان سوال کنید، چه تعداد از آنها می‌گویند که خوشبخت هستند؟» او سپس سوالش را این‌گونه تکمیل کرد: «اما این آمار گرفتن یک اشکال دارد: نمی‌دانیم خوشبختی یعنی چه؟» معظمی گفت باید بدانیم که «معیار خوشبختی» چیست: «پس باید خوشبختی را تعریف کنیم.»

او در اینجا، از حضار سوال کرد که تعریف‌های خود را از خوشبختی اعلام کنند. اینها تعدادی از پاسخ‌ها بود:
- یک احساس درونی است.
- آرامش و آسایش ذهن است.
- شاد بودن است.
- با عشق زیستن است.
- داشتن پول است.
- تندرستی است.
- هدفمند بودن است.
- مثبت‌اندیشی است.
- آینده‌نگری است.
- امنیت داشتن است.
- رضایت درونی است.
- دوست داشتن خود و دیگران است.
- آرامش روح است.

معظمی سپس این پاسخ‌ها را به چالش کشید. او از حضار سوال کرد: «خیلی از آدم‌ها تندرست‌اند، اما آیا احساس خوشبختی می‌کنند؟» یک «نه» بلند، پاسخ حضار بود. «خیلی از آدم‌ها پولدارند، اما خودشان را خوشبخت می‌دانند؟» باز هم پاسخ «نه» بود. «خیلی از آدم‌ها شادند، به‌اصطلاح می‌گویند و می خندند، اما آیا آنها لزوما خوشبخت‌اند؟» باز هم پاسخ دسته‌جمعی حضار «نه» بود.

معظمی گفت: «همۀ اینهایی که شما در مصادیق خوشبختی گفتید درست است، اما هیچ‌کدام "تعریف" خوشبختی نیست.» او سپس تعریف خوشبختی در مکتب کمال را این‌گونه بیان کرد:
- احساس است،
- در درون ماست،
و این احساسِ درونی، «دوست داشتن و احترام‌به‌خود» است.


وقتی من خوشبختم چه حسی دارم؟

معظمی این تعریف را برای حضار ملموس‌تر کرد: «شما هر وقت را که احساس خوشبختی کرده‌اید به‌یاد بیاورید؛ خواهید دید که در آن لحظه خودت را دوست داشته‌ای و برای خودت احترام قائل بوده‌ای.» او سپس از شرکت‌کنندگان خواست بعضی از این لحظه‌ها را که در زندگی خودشان تجربه کرده‌اند، بازگو کنند. «امروز نوه‌ام به‌دنیا آمد!» را یکی از خانم‌های شادابِ حاضر در سمینار با صدای بلند گفت. معظمی پرسید: «چرا این مادربزرگ عزیز و جوان امروز از به‌دنیا آمدن نوه‌اش احساس خوشبختی کرده است؟» حضار پاسخ‌هایی دادند که معظمی آنها را این‌گونه جمع‌بندی کرد: «برای این‌که به‌دنیا آمدن این کودک، موفقیت بزرگی است که یکی از پایه‌هایش ایشان (این خانم) است. یعنی اگر ایشان نبود، ازدواج نمی‌کرد، بچه‌دار نمی‌شد، بچه‌هایش به سن بلوغ نمی‌رسیدند، ازدواج نمی‌کردند و...، امروز نوه‌ای هم به‌دنیا نمی‌آمد.»

یکی دیگر از شرکت‌کنندگان یکی از لحظات خوشبختی زندگی‌اش را «دریافت پیامک مثبت از طرف مکتب کمال» عنوان کرد. معظمی در تحلیل این‌که چرا چنین چیزی می‌تواند موجب ایجاد احساس دورنیِ خوشبختی شود، گفت: «معنایش این است که "من مهم‌ام؛ مهم‌ام که برایم پیامک آمده!"، و آن پیامک که می‌گوید "تو می‌توانی، توانمندی و دوست‌داشتنی هستی"، حال شما را بهتر می‌کند. تو با خودت آشتی می‌شوی؛ و این یعنی خوشبختی!»

معظمی سپس «تعریف خوشبختی در مکتب کمال» را این‌گونه جمع‌بندی کرد و روی کاغذ نوشت:

- خوشبختی یک احساس درونی است، که نتیجۀ «قابلیتِ دوست داشتن و احترام‌به‌خود» است؛
- و هر وقت شما بتوانید خودتان را دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید، خوشبخت‌اید!

او ادامه داد: «اگر می‌خواهید که خوشبخت باشید (تا بعد خانوادۀ خوشبخت داشته باشید)، باید بدانید که قابلیت دوست داشتن خود، از "پذیرش خویشتن" سرچشمه می‌گیرد.»


خانوادۀ خوشبخت یک محیط دوست‌داشتنی است!

معظمی پس از آن «خانوادۀ خوشبخت» را تعریف کرد:

«خانوادۀ خوشبخت، محیطی است که به اعضایش اجازه می‌دهد آنها خود را همان‌طور که هستند بپذیرند، دوست بدارند و احترام بگذارند.»

او یکی از نشانه‌های خانوادۀ خوشبخت را داشتن «دغدغه» عنوان کرد: «خانواده‌ای خوشبخت است که برای بقا و زندگی‌اش دلیل دارد، به‌عبارت دیگر "هدفمند" است.» و این بیت زیبا از «مجذوب علیشاه» را شاهدمثال آورد و اشاره کرد که «شهرام ناظری» هم آن را به‌زیبایی هر چه تمام‌تر خوانده است:

مرد را دردی اگر باشد خوش است
دردِ بی‌دردی علاجش آتش است.

پیشنهاد می‌کنیم شما هم این تصنیف زیبا را بشنوید!
(خواننده: شهرام ناظری، نام آهنگ: آتش در نیستان)

شهرام ناظری


خانواده برای پابرجا ماندن «دلیل» می‌خواهد

خانواده خوشبخت

معظمی سپس افزود: «آمار نشان می‌دهد که در ایران از هر ۱۰۰ ازدواج، ۲۵ تایش به طلاق منتهی می‌شود؛ یعنی از هر ۴ ازدواج، یکی. ۳۰ درصد از این طلاق‌ها در سال اول روی می‌دهد، و بیش از ۵۰ درصد طلاق‌ها در ۵ سال اول اتفاق می‌افتد.» او نتیجه گرفت: «این نشان می‌دهد که آنهایی که به این سرعت طلاق می‌گیرند، یا دلیل برای ازدواج ندارند و یا دلیل‌شان قوی نیست.»

معظمی تاکید کرد: «اساس تشکیل خانواده (یا دلیل اصلی برای ازدواج)، تولید مثل است.» او افزود: «اما انسان چیزی فراتر از حیوانات می‌خواهد. پس اگر ازدواج صرفا برای رفع نیازهای جنسی انجام شده باشد و بر مبنای زیبایی‌های ظاهری و... بوده باشد و نه شناخت درست، آن ازدواج به‌احتمال زیاد موفق نخواهد شد.»

معظمی یکی از نکاتی را که زن‌ها در ازدواج به‌دنبال آن هستند، «امنیت» عنوان کرد. او گفت: «اگر به هر دلیلی به افراد یک ملت توهین، اهانت و بی‌تربیتی شود، آن جامعه ناخوشبخت می‌شود؛ چون باعث می‌شود آن آدم‌ها با خودشان بد شوند. و هر جامعه، هر کشور و هر ملتی که خوشبخت است، جایی است که زن‌ها در آن احساس امنیت و احترام دارند.» معظمی توضیح داد: «برای این‌که من نخستین احساس دوست‌داشتنی بودن، پذیرفتنی بودن و احترام‌به‌خود را از مادرم می‌گیرم.» و افزود: «و بعد که ازدواج می‌کنم، این احساس‌ها را از زنم می‌گیرم.» معظمی با خنده خطاب به خانم‌های حاضر در سالن گفت: «خانم‌ها! اصلا گول هیکل آقایان را نخورید. غول بی شاخ‌ودُم هم که باشد، نیاز به توجه شما دارد!»


یک جامعه چگونه خوشبخت می‌شود؟

معظمی که ساکن کانادا نیز هست و هم‌اکنون بیش از ده سال است که خانوده‌اش (شامل همسر و سه دخترش)  در آنجا زندگی می‌کنند، برخی از ویژگی‌های آن جامعه را با ذکر یک خاطره بیان کرد. او گفت:
 «زمانی که تازه به کانادا مهاجرت کرده بودم، خانم خبرنگاری سه سوال از من پرسید. او این سوال‌ها را از کسان دیگری هم پرسیده بود، اما انتظار پاسخ‌های متفاوت من را نداشت. سوال‌های ایشان اینها بود:
۱ـ چرا ایرانیان مهاجر طلاق می‌گیرند؟
۲ـ چرا فرزندان علیه پدر و مادرشان به ۹۱۱ (سامانۀ تلفنی، تقریبا معادل ۱۱۰ ایران) زنگ می‌زنند؟ چرا حرمت پدر و مادرها از بین رفته؟
۳ـ چرا زندان‌های اینجا مثل هتل است؟»

پاسخ‌های معظمی از این قرار بود:
«در پاسخ سوال اولشان گفتم که به‌نظر من، این زن و شوهرها قبلا جدا بوده‌اند، اینجا که آمدند این جدایی از پرده بیرون افتاده و آشکار شده. اینجا دولت از زن‌های طلاق‌گرفته و ازمادرهای جداشده از شوهرانشان حمایت می‌کند؛ اما در ایران همین زن ممکن است از ترس آبرو، نداشتن خرجی، این‌که بچه‌اش را از او بگیرند و... پای زندگی بماند. اگر زن و شوهری همدیگر را دوست داشته باشند، وقتی بیایند خارج تازه بیشتر به هم ابراز محبت و عشق و علاقه می‌کنند.»

«سوال دومشان را این‌گونه پاسخ دادم که پلیس می‌آید و تحقیق می‌کند. اگر شکایت اشتباه بوده باشد که هیچ، اما اگر بچه واقعا احساس تهدید و ناامنی می‌کند، باید به چه کسی پناه ببرد؟ بچه فقط مال پدر و مادر نیست، به جامعه هم تعلق دارد؛ و این جامعۀ هوشیار می‌داند که اگر بچه‌ای الان احساس ناامنی کند، فردا هزینه‌اش را جامعه باید بپردازد؛ چون شاید آن بچه دزد و معتاد و... شود.» معظمی در این قسمت از صحبت خود پیشنهاد کرد که در ایران، پدر و مادرها شماره تلفن پدربزرگ و مادربزرگ، دایی، عمه،... (شخصی که بچه با او راحت است) را به فرزندانشان بدهند و به آنها بگویند که هر وقت احساس ناامنی کردند، به این افراد زنگ بزنند. او گفت: «بگذارید بچه‌هایتان احساس امنیت کنند.»

معظمی ضمن این‌که تاکید داشت در هیچ جامعه‌ای همۀ امور ۱۰۰ درصد خوب نیست، پاسخ خود به سوال سوم آن خانم خبرنگار را این‌گونه شرح داد:
«چه کسی جرم مرتکب می‌شود؟ کسی که خشم دارد و ناراحت است و وجودش پر از نفرت شده است. پس به کسی که زندان رفته، باید چیزی را داد که نداشته است؛ یعنی محبت و توجه و احترام. کسی که این چیزها را بلد نیست، باید به او یاد داد.»

معظمی گفت: «این ناامنی‌هایی که بعضا در جامعه‌مان می‌بینیم، مثل این‌که افراد تمام پنجره‌هایشان را با نرده می‌پوشانند و دو سه تا قفل و در کشویی و... برای درِ خانه‌شان می گذارند، از خانوادۀ ناخوشبخت سرچشمه می‌گیرد.» او افزود: «این ناامنی‌ها از جانب پدر و مادرهایی به فرزنان منتقل می‌شود که آنها هم پدر و مادرهای ناخوشبخت داشته‌اند.»

معظمی سپس پیشنهاد کرد: «خانواده، همان‌طور که گفتم، یک محیط است. محیطی درست کنید که هر کسی در آنجاست، احساس کند که محترم است و مورد پذیرش و دوست‌داشتنی.» او تصریح کرد: «و این کار را نمی‌توانی بکنی مگر این‌که: خودت را دوست داشته باشی، بپذیری و احترام بگذاری!»

معظمی گفت: «روی خودتان کار کنید. همسرتان را درست (و با الگوهای صحیح) انتخاب کنید. این گفتۀ قدیمیان ما را به‌خاطر داشته باشید که: ذات‌نایافته از هستی‌بخش/ کِی تواند که شود هستی‌بخش؟» او افزود: «و به یک دلیل ساده و روشن عرض می‌کنم که شما دلیلی مهم برای داشتن زندگی‌ای با کیفیت بالا دارید: چون در این سمینار شرکت کرده‌اید و اینجا حضور دارید!» (و شما عزیزانی که هم‌اکنون این مطلب را می‌خوانید نیز به‌شکلی دیگر در سمینار حضور یافته‌اید؛ آفرین بر شما!)


همیشه اول از خودت شروع کن!

محمود معظمی - بنیانگذاز مکتب کمالپس از استراحتی حدودا نیم‌ساعته، که همراه با صرف نوشیدنی و خوراکی و مشاهده و خرید محصولات بی‌نظیر مکتب کمال بود، بخش دوم سمینار با جمع‌بندی مطالب بخش اول و افزودن چند نکتۀ کابردی دیگر ادامه یافت. معظمی روی تعریف خوشبختی تاکید کرد: «یک احساس درونی است، به‌شکل قابلیت دوست داشتن و احترام‌به‌خود، که از "پذیرش خویشتن" آغاز می‌شود.» معظمی در اینجا یک پرسش مطرح کرد: «شاید کسی بگوید اگر من خودم را همین‌طور که هستم بپذیرم، آیا معنایش این نیست که در همین وضع باقی می‌‌مانم؟» او پاسخ‌هایی را که حضار دادند این‌گونه جمع‌بندی کرد: «وقتی کسی را دوست داری، به او کمک می‌کنی که بهتر شود! پس با پذیرش خود و دوست داشتن خود، به خودت کمک می‌کنی که روز‌به‌روز بهتر شوی!»

معظمی بقیۀ مباحث را این‌گونه جمع‌بندی کرد: «یادمان باشد که خانواده، یک "محیط" است. خانوادۀ خوشبخت "دلیل" (برای وجود و بقا؛ و هدف) دارد. خانوادۀ خوشبخت محیطی است که هر کسی در آن خودش را می‌پذیرد و دوست دارد و احترام می‌گذارد.» معظمی افزود: «یادتان باشد که انگیزۀ زندگی‌تان خشم نباشد.»

او گفت: «اگر ایران را دوست دارید، خانواده‌ای درست کنید که یک "دلیل قوی" آن را نگه دارد. پدر و مادر محترم! یادتان باشد که بزرگ‌ترین وظیفۀ شما نسبت به بچه‌تان این است: کمکش کنید تا خوشبخت بار بیاید.» معظمی تاکید کرد: «هر تحولی را که می‌خواهی ایجاد کنی، اول از خودت شروع کن.»


چه کسی نقاط ضعف ما را نمی‌داند؟

او سپس داستانی واقعی را از زندگی خودش تعریف کرد: «زمانی در یکی از شرکت‌هایم مدیرعاملی داشتم که در چند مورد ضعف داشت. ایشان مدام از همکارانش شکایت داشت که کارهایشان را درست انجام نمی‌دهند. یک روز به ایشان گفتم که لطفا نقاط ضعفتان را بنویسید و به من بدهید. چندین بار پی‌گیری کردم و ایشان مدام می‌گفت که می‌نویسم. خلاصه بعد از چند هفته، پاکتی را که درِ آن بسته بود و حسابی چسب خورده بود، منشی‌ام به من داد. روی آن، همان مدیرعامل، نوشته بود که محرمانه است و فقط خود آقای معظمی شخصا ببیند. به ایشان زنگ زدم و گفتم امروز برای ناهار پیش شما می‌آیم. وقتی آنجا رسیدم و نشستیم و مشغول ناهار خوردن شدیم، پاکت را از جیب کتم درآوردم و روی میز گذاشتم و به ایشان عرض کردم: "اینها را همه می‌دانند، فقط از خود شما پنهان بود!"» معظمی نتیجه گرفت: «آن‌طوری باش که دوست داری دیگران باشند. یادمان باشد که بچه‌های ما از حرف‌های ما یاد نمی‌گیرند، از رفتارهای ما می‌آموزند. پس اگر می‌خواهی فرزندت نمازخوان، راستگو، درستکار و... باشد، خودت نمازخوان، راستگو، درستکار و... باش!»


صدها خانواده حالا می‌دانند چطور خوشبخت‌تر شوند

سمینار با پاسخ به پرسش‌های حضار ادامه یافت؛ یک بخش غنی و ارزشمند که به تکمیل و مصداقی کردن مباحث بسیار کمک کرد. چهره‌های شادمانی که ساعت ۸ سالن سمینار را ترک می‌کردند، حالا این حس‌های خوب و نکات ارزشمند را به صدها خانه در ایران منتقل کرده‌اند.


شما چه دیدگاهی دارید؟
آیا شما در این سمینار شرکت کرده بودید؟ آیا با خواندن این مطلب با مطالب سمینار آشنا شدید؟ در هر دو صورت، خوشحال می‌شویم از دیدگاه‌های شما آگاه شویم. دریافت دیدگاه‌های شما برای ما بسیار مهم است. چون کمک می‌کند بفهمیم از کدام بخش سمینار بیشتر لذت برده‌اید، کدام نکته‌ها برای شما کار‌بردی‌تر بوده، چگونه آنها را در زندگی خود پیاده کرده‌اید، و چه پیشنهادهایی برای برگزاری بهتر سمینار در آینده دارید. لطفا دیدگاه‌های خود را اینجا بنویسید. منتظریم!

دیدگاه های شما  

 
0 #15 عارف 23 فروردین 1392 ساعت 23:57
با سلام عالی بود واقعا به نکات خوبی اشاره شده متشکرم :-)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #14 سيمين خرمى 22 خرداد 1391 ساعت 18:50
ممنون از خلاصه برمعنيتان,مثل هميشه عالى بود با ارزوى سلامتى و خوشبختى براى شما .
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #13 حسین شفیعی فرد 22 خرداد 1391 ساعت 16:51
جناب آقای دکتر ضمن سلام در عصر بهاری 22 خرداد ماه از شیراز شهر راز
واقعا از صمیم قلب از شما بخاطر این برنامه تشکر می کنم و امیدوارم که همیشه موفق باشید
معلم روانشناسی کودک من می فرمایند ابتدا به بچه ها شادی کردن را بیاموزید آنها خود سایر امور را فرا خواهند گرفت
واقعا شادی و خوشبختی دو موضوع مهم زندگی انسانها است اگر کسی شادی کردن و شاد بودن را فرا گیرد می تواند از عهده سایر امور برآید
ممنون ممنون و سپاسگذارم
با احترام شفیعی فرد -حسین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #12 سيمين خرمى 22 خرداد 1391 ساعت 16:43
از خلاصه مفيدتان ممنون هستم.اميدوارم روزى در سمينارها بتونم شركت كنم.مرسى اقاى معظمى محترم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #11 نبی پور 04 اردیبهشت 1391 ساعت 13:31
نقل قول شیرین هاشمی جو:
ممنونم از خلاصه مفیدتون.

آیا شما دانش آموخته زیست شناسی از دانشگاه تهران با نام سرکار خانم "شیرین هاشمی جو" می شناسید؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #10 سامان أمين 22 فروردین 1391 ساعت 12:26
خيلي متشكرم اغاي معظمي، با من دو استفادةاي داشتد، يك يادكرفتني زباني فارسي، دو اين معلوماتهاي زيبا.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #9 Mir Hossein 11 فروردین 1391 ساعت 12:24
با سلام و تشکر فراوان
راستش رو بخوایین یک مطلبی همیشه در ذهنم بود و دلم میخواست دلیلش رو بدونم و به افرادی که ازم سوال میکنند هم جواب صحیحی بتونم بدهم امروز جوابم رو گرفتم یک دنیا ممنون:
«وقتی کسی را دوست داری، به او کمک می‌کنی که بهتر شود! پس با پذیرش خود و دوست داشتن خود، به خودت کمک می‌کنی که روز‌به‌روز بهتر شوی!»
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #8 حمیده اجاقی 21 اسفند 1390 ساعت 22:10
این سمینارم مثل الباقی محشر بود مممممممممنننننننننون :-*
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #7 zahra 21 اسفند 1390 ساعت 16:17
من نمي توانم در سمينارها شركت كنم ازاينترنت موضوعات رامي خونم مطا لب خيلي مفيد است بعدازخواندن هميشه دعايشان ميكنم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #6 lamac darash 20 اسفند 1390 ساعت 23:42
بسیار خوب وسازنده بود.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.