آموزش فروش

ظفر، میزبان نابغه‌های فروش!

صبحگاه زیبای پنج‌شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۰ نابغه‌های فروش یکی یکی وارد دفتر مکتب کمال شدند تا چهارمین دورۀ نوابغ فروش رسما کار خود را آغاز کند. برنامۀ کلاس‌ها در این روز و فردای آن ادامه داشت و البته در این میان یک برنامۀ ویژه هم تدارک دیده شده بود. در بعد از ظهر روز اول، نابغه‌های فروش پس از پایان کلاس‌ها در دفتر مکتب کمال، راهی سعدآباد شدند تا به‌عنوان مهمان ویژه (VIP) در سمینار سرطان روح شرکت کنند. 

برنامۀ دو روز ابتداییِ آغاز چهارمین دورۀ نوابغ فروش، بیش از هر چیز به معرفی این دوره اختصاص داشت و ارائۀ چشم‌اندازی از آن‌چه که در این دوره آموزش داده خواهد شد. نابغه‌های فروش آموختند که چطور می‌توانند با استفاده از قوانینی ساده و کارآمد، روز به روز در کسب‌وکار خود بهتر شوند؛ و دریافتند که آن‌چه یاد خواهند گرفت، همگی از هم‌اکنون کاربردی و قابل اجراست. به‌عبارت دیگر، دریافتند که شرایط اقتصادی و توجیه‌های معمول، مانعی بر سر راه موفقیت‌های بیشتر آنها نیست. همچنین به‌طور دقیق و با جزئیات، دریافتند که نقش باورها در موفقیت آنها تا چه حد مهم است و چگونه می‌توانند با ساختن یک تصویر ذهنی بهتر از خودشان، روز به روز بهتر و موفق‌تر شوند.

یکی از شرکت‌کنندگان گفت که برخی باورها که به‌نادرستی به مذهب نسبت داده شده‌اند، چگونه باعث شده است تاکنون -با این‌که وضعیت مالی خوبی دارد- نتواند صاحب خانه شود. یکی دیگر از شرکت‌کنندگان از ایجاد این باور مثبت در خود گفت که "هر بار با ماشین جایی می‌روم، با خودم می‌گویم که یک جای پارک خوب در انتظار من خواهد بود." او گفت این باور در اوایل برایش شگفت‌انگیز بود، اما الان تبدیل به موضوعی عادی و به‌گونه‌ای "یقین" شده است. این موضوع، بحث داغی را به‌راه انداخت. بعضی از شرکت‌کنندگان معتقد بودند که باید "منطقی" به این مسئله نگاه کرد؛ یعنی مثلا اگر در ساعت اوج ترافیک کسی وارد خیابان ظفر تهران شود، به‌احتمال زیاد همۀ جاهای پارک پر شده است. محمود معظمی اما توضیح داد که آن‌چه ما "غیرمنطقی" می‌دانیم، چیزی است که صرفا ذهن ما آن را خلاف منطق می‌داند. معظمی گفت: "اگر باور کنید که یافتن جای پارک در ساعت شلوغ در خیابانی با جای پارک محدود، ناممکن یا خیلی دشوار است، حتی ممکن است از جلوی جای پارک رد شوید و آن را نبینید!" همین موضوع باعث شد تا یکی از شرکت‌کنندگان از یک آزمایش بگوید که در همین زمینه انجام شده بود. در این آزمایش، از بینندگان خواسته شده بود تعداد دفعات عبور توپ از حلقه را در یک بازی بسکتبال به‌خاطر بسپارند. جالب آن‌که در این میانه یک نفر که لباس گوریل را پوشیده بود وارد صحنه شده بود؛ اما فقط ۳ نفر از کل بینندگان او را دیده بودند!

در ادامه، معظمی شکل خوشگل‌ترین فروشندۀ جهان را روی وایت‌برد ترسیم کرد... دوست دارید بدانید خوشگل‌ترین فروشندۀ جهان چه شکلی است؟! برای آگاهی از این نکته و ده‌ها نکتۀ کاربردی دیگر که می‌تواند فروش، درآمد و زندگی شما را به‌نحو مثبت از این رو به آن رو کند، می‌توانید هم‌اکنون در پنجمین دورۀ نوابغ فروش پیش‌ثبت‌نام کنید. پس از پر کردن فرم پیش‌‌ثبت‌نام اینترنتی و ارسال آن برای ما، دوستان شما در مکتب کمال در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت و اطلاعات لازم دربارۀ این دوره را در اختیار شما خواهند گذاشت؛ و با کمال میل به پرسش‌های شما دربارۀ این دوره پاسخ خواهند داد.

دیدگاه های شما  

 
0 #3 mehdi 06 اسفند 1390 ساعت 21:40
کاش منم یک روز به جایی برسم که چنین باورهایی داشته باشم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 محمد رضا توراني 12 دی 1390 ساعت 15:24
تا سال قبل اينطور به خودم القا مي کردم که آدمي خوش شانس نيستم، اگر توي يک قرعه کشي چهارنفره شرکت کنم که سه برنده داشته باشد نفر چهارم من هستم و اتفاقا همينطور هم مي شد.
اما يک سالي است که 180 درجه تغيير فکر داده ام که آدمي بسيار خوش شانسم و هرچه بخواهم برايم محيا است، گير مالي ندارم و به هر چه که بخواهم مي رسم و اتفاقا همينطور هم دارد مي شود
درست مثل گير آوردن پارک ماشين که هر جا بروم در بهترين مکان جاي پارک گير مي آورم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #1 اکرم 29 آذر 1390 ساعت 20:20
من زنگ زدم، گفتن پر شده :cry:
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.