آموزش فروش

در این برنامه از پادکست وب‌سایت، می‌توانید داستانی واقعی را از زبان آقای «منوچهر بی‌کران» بشنوید. ایشان در شمار زیادی از آموزش‌های محمود معظمی شرکت داشته‌اند و فعال بازار و دنیای کسب‌وکار هستند. در ادامه همین پادکست، تحلیل محمود معظمی بر این داستان را نیز خواهید شنید. برای گوش کردن به این برنامه و داستان واقعی و الهام‌بخشی که آقای بی‌کران از بازار تهران تعریف می‌کنند، لطفا ادامۀ مطلب را ببینید.

 

 

 

برای شنیدن این برنامه از پادکست، لطفا روی مثلث زیر کلیک کنید:

(ضمنا می‌توانید این فایل صوتی را با فرمت MP3 از اینجا دانلود کنید.)

. . .

 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

 

 

 

دیدگاه های شما  

 
0 #13 محمد 03 مهر 1393 ساعت 09:55
بسیار عالی و آموزنده بود. امیدوارم بتوانم از این نکات در کسب و کارم بهترین استفاده را بنمایم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #12 حسین شریفی 03 مهر 1393 ساعت 09:52
باسلام..من ی جریان دارم ازخودم تحت تاثیرم قرارنگرفتم بخداوندی خدا راستم میگم..چندروزپیش خانمم که باردارهس بهم زنگید گفت براش ماهی بخرم من اصفهان براش ماهی خریدم حدودصدکیلومترم بیرون اصغهان خونمه بعدکارت کشیدم24500تومنحدودنصف راهوکه بسمت خونه داشتم میومدم پیام اومدروگوشیم وپول برگشت سرحسابم..میخاسم برگردم ولی هواگرم بودگفتم فرداکه قراره برگردم بهش میدم..اصن فکرم نکردم که پول به طرف ندم اون که منونمیشناسه یانمیتونه منوپیداکنه فقط بخودم گفتم پول مال من نیست دیگه بایدبرگرده بدست فروشنده مسلمونم ولی کاری بدین نداشتم فقط گفتم اگه من انسانم وخیلی ام ادعام میشه باید رفتارانسان درست رو انجام بدم..دوروزبعدبرگشتم اصفهان وقتی رفتم دم مغازه ومیخواستم پولو بهش بدم فرشنده نشست روصندلی مغازش وگفت تومنوامیدوارکردی به زندگی بابامن فکرمیکردم دیگه ادم روکره زمین پیدا نمیشه توکی هستی امامی پیغمبری؟گفتم ن باباپول مال شمابود پس دادم همین..شاهکارم نکردم..بعدحرف خریدوفروش زمین شدبهم گفت ده جریب زمین دارم اگه بخوای هرجوری که بخوای بهت میدم با چک مدت دار..اصلا هم منونمیشناخت گفت هروقت اصفهان کاری داری بهم مراجعه کن هرکاری ازم بربیادبرات انجام میدم..من توقعی ازش نداشتم وندارم چون من فقط وظیفموانجام دادم ولی برااون اقا مهم بود کارمن....ی چی بگم من ادعام میشه شاگرداستادمعظمی ام وباعث افتخارهشاگردی چنین انسان بزرگی..سپاسگزارم استادبزرگ
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #11 نیلوفر 19 فروردین 1393 ساعت 18:48
بسیار عالی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #10 حامد 24 اسفند 1392 ساعت 23:09
سلام

ما همچنان منتظریم که عنایتی بفرمایید و جوابی به سوال بنده داده بشه حالا یا اینجا یا به ایمیلم
سپاسگزارم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #9 علی قیدی 20 اسفند 1392 ساعت 04:43
سلام خدا را شکر که بدبینی مرا نسبت به بازاری های عزیز از بین بردید...

دانستن + شدن = اوج اوج اوج خوشبختی در ذهن و زندگی
فکر میکنم فرمول خلاصه ی موفقیت دوست عزیزمان همین خط بالا باشد...
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #8 حميد رضا 19 اسفند 1392 ساعت 07:20
متشكرم خيلي عالي بود
استاد من جناب اقاى معظمي همين ها را به من ياد داد تا من هم راه درست كسب وكار را ياد گرفتم و خدا را شكر روز به روز دارم موفق تر ميشوم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #7 حامد 19 اسفند 1392 ساعت 00:49
سلام و تشکر از این فایل صوتی

سوالی داشتم که ممنون میشم نظردوستان بویژه جواب آقای معظمی رو در این مورد بدونم
من مدتهاست این دغدغه رو دارم که سود منطقی وحلال موردی که در همین فایل صوتی هم نامبرده شد چقدر هست چند درصد هست مثلا من فروشنده که کالایی خاصی رو بفروش میرسونم میتونه مثلا یک گلدان باشه چقدر میتونم روی کلام سود بکشم که نه به خودم ظلم کرده باشم نه دیگران! معیار اعتدال در این مسئله چی هست
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #6 حمید 18 اسفند 1392 ساعت 19:28
خیلی زیبا بود من که لذت بردم . و خوشحالم که این داستان را شنیدم و خداوند چنین افرادی را زیاد گرداند., از این داستان ها زیاد استفاده کنید و به خصوص از کسبه و بازاریان کشور عزیزمون ایران
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #5 شیرزاد بالابندی ثانی 18 اسفند 1392 ساعت 17:54
درود
بسیار آموزنده وتکان دهنده بود ومرا در مورد کارهایم به فکرفروبرد .
متاسفانه این افراد در بازار انگشت شمارند، امیدوارم برای ساختن ایران واندیشه جوانان ایرانی بتوانیم از قهرمانان فراوان ایرانی هم درس بگیریم وآرزوی سلامتی را برای قهرمان داستان و راوی را از خداوند منان دارم .
از استاد عزیز ومکتب کمال هم بسیار سپاسگذارم بدرود
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #4 معین 18 اسفند 1392 ساعت 17:09
از نظر من کسب حلال یعنی اینکه علاوه بر اینکه به حقوق دیگران صدمه نزنیم، در عین حال رضایت شغلی و رضایت درونی و رشد هم به همراه داشته باشه. خیلی وقت ها انسانها انصاف رو در معاملاتشون رعایت می کنن، ولی از شغلشون راضی نیستن و فشار زیادی بر ذهن و روح اونها وارد میکنه. به همین دلیله که می بینیم در زندگی خیلی از سانی هم که به اصطلاح مال حلال می خورن، برکتی دیده نمیشه. علت این هست که حلال بودن مال جنبه های مختلفی داره و ما باید تعریف کاملتری از مال حلال برای خودمون مشخص کنیم...
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.