آموزش فروش

چرا کتاب «ازدواج مثل آب خوردن آسان است!» را نوشتم

فرستادن به ایمیل

آناهیتا چشمه علایی/ از مرز چهل سالگی گذشته بودم. به عنوان یک پزشک جراح، موقعیت اجتماعی و درآمد  خوبی داشتم. ولی یک سوال بزرگ ذهنم را درگیر کرده بود. همین سوال بی‌جواب باعث شده بود موفقیت‌های مالی، شغلی و اجتماعی ام در نظرم بی‌مزه و کمرنگ باشد. سوال این بود:

چرا نمی توانم ازدواج کنم؟!

بسیاری از همسن و سال‌های من با مردان خوبی ازدواج کرده بودند و یکی  دو تا بچه داشتند. بعضی‌ها فرصت کرده بودند طلاق بگیرند و برای بار دوم ازدواج کنند! ولی من حتی یک قدم به ازدواج کردن نزدیک نشده بودم. گویا ازدواج جن بود و من بسم الله. اگر مردی به من ابراز علاقه و درخواست ازدواج می‌کرد، من نسبت به او بی‌میل و رغبت بودم. و برعکس اگر من از مردی خوشم می آمد، او هیچ اعتنایی به من نداشت و یا پس از دو سه جلسه ملاقات، غیبش می زد و خبری از او نمی‌شد.

ابتدا تصور می کردم که اشکال از مردان سرزمین من است که قدر گوهر یکدانه ای چون من را نمی‌دانند و مثل شوالیه‌ای سوار بر اسب سفید برای ربودن من، تاخت و تاز نمی‌کنند. ولی کم‌کم نسبت به گوهر یکدانه بودنم! دچار شک شدم و هزاران عیب و کمبود را به خودم نسبت دادم. درد تنهایی عذاب‌آور و غیرقابل تحمل شده بود. مدام از خود می‌پرسیدم: «چرا ازدواج از من می‌گریزد؟» تا این که یک روز انگار پرده‌ای از جلوی چشمانم کنار رفت و از خواب غفلت بیدارشدم، زیرا فهمیدم ازدواج از من فرار نمی‌کند، بلکه من از ازدواج فرار می‌کنم!

قبول این حقیقت چندان ساده نبود، ولی وقتی آن را پذیرفتم و دیگر از ازدواج نگریختم، خواستگاران یک به یک از راه رسیدند و من ساده‌تر از آن که فکرش را بکنید، متاهل شدم. تازه فهمیدم که ازدواج مثل آب خوردن، آسان است!

من کتاب «ازدواج مثل آب خوردن آسان است!» را براساس تجربۀ شخصی خود نوشته‌ام. زیرا باور دارم بسیاری از نیازهای جسمانی، عاطفی و اجتماعی ما در کانون ازدواج برآورده می شود. باور دارم ازدواج، مدرسه معنویت است و باعث رشد شخصیت ما می شود. معتقدم زن و مرد در کنار هم و در پیوند زناشویی به تعادل و آرامش می‌رسند. باور دارم هر زنی به‌راحتی می تواند همسر دلخواه خود را جذب کند. و از همه مهم‌تر، معتقدم ازدواج مثل آب خوردن آسان است! به شرط آن‌که چند تغییر ذهنی کوچک در خود ایجاد کنید.

متاسفانه در حال حاضر برای خانم‌های ایرانی در زمینه جذب همسر دلخواه ، کتاب های زیادی وجود ندارد. همان چند عنوان محدود کتاب هم ترجمه کتاب‌های خارجی است و با فرهنگ ما مطابقت ندارد. برای یک خانم ایرانی در زمینه ازدواج سوالاتی وجود دارد که مختص فرهنگ ایرانی است و قابل الگوبرداری از کشوری دیگر نمی‌باشد. بسیاری از زنان ایرانی هنوز شهامت بازگو کردن داستان زندگی و ازدواج خود را ندارند. من تصمیم گرفته‌ام تجربه خود را با شما سهیم بشوم، زیرا فکر می‌کنم اگر کسی این حرف‌ها را ده سال قبل به من گفته بود، می‌توانستم زودتر ازدواج کنم و از لذت مادر شدن محروم نمی‌شدم. محرومیتی که مثل یک بغض دردناک گلوی مرا می‌فشرد.

آرزو دارم همه خانم‌های مجرد ایرانی این کتاب را بخوانند. دلم می‌خواهد خانم‌های متاهل این کتاب را به دوستان مجرد خود هدیه بدهند، و آرزو می کنم آقایانی که می‌خواهند در مورد خواسته‌های جنس لطیف درباره ازدواج بیشتر بدانند، نیز این کتاب را مطالعه کنند.

  • قیمت این کتاب صد و سی صفحه‌ای، با قطع رقعی، دوازده هزار تومان است. برای اطلاع پیدا کردن از نحوه خرید کتاب می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

از وقتی که برای مطالعه این متن گذاشته‌اید، سپاسگزارم.


آناهیتا چشمه علایی مدیر وب‌سایت گیس گلابتون است.

 

 

برای خرید کتاب «ازدواج مثل آب خوردن آسان است!»
لطفا هم‌اکنون روی تصویر زیر کلیک کنید:
 

 

 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #7 سارا 04 مهر 1395 ساعت 12:58
آخه این خانم خودش چه گلی به سر خودش زده؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #6 ستاره 13 مرداد 1393 ساعت 11:57
عالی بود
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #5 مارال 07 بهمن 1392 ساعت 11:15
سلام خانم اعلایی کتاب شما زندگی منو تغییر داد تفکر منو مثبت کرد ازتون متشکرم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #4 فاطمه 18 آبان 1392 ساعت 19:28
سلام از آقای معظمی و خانم اعلایی کمال تشکر را دارم من 2 کتاب سفارش دادم امیدوارم هرچه زودتر بدستم برسه و مشتاقانه بخوانم من تشنه این اطلاعاتم ممنون
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #3 shima 15 آبان 1392 ساعت 18:40
کاش ازتجارب وخاطرات من هم می نوشتی عزیز.من که هیچی دوستان وهمکارانم هم برزبان میارندکه چطورتوتابه حال ازدواج نکردی؟ چون معتقدند من شرایط لازم رادارم. من عقدکردم ودوشیزه جداشدم چون همسرم مریض بودهم معتادهم ناتوان جنسی بود حالاوقتی صاف وساده بعداز2جلسه که طرف مقابلم من راتائیدکردوخوشش امدبهش میگم قصه ام اینه میگه نه ومیره جالب که طرف مثلا15سال که اروپازندگی میکنه یامواردی که میدونی پسرپیغمبرنبوده اماازمن ایرادمیگیره .کسانی هم که میپذیرندمن نمی تونم تحملشون کنم .وقصه بدینگونه تاامروزادامه دارد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #2 سحر 14 آبان 1392 ساعت 09:32
جالبه، من هم دقیقا همین مشکل رو در زندگیم دارم. به عنوان یک هیات علمی و استاد دانشگاه هم درآمد و هم موقعیت اجتماعی خوبی دارم ولی وضعیت من و ازدواج هم شده مثل جن و بسم الله. با توجه به اینکه 35 ساله شده ام اکثر مردم حتی فکر نمی کنند من مجرد باشم! امیدوارم مطالعه تجربیات خانم علایی به من و امثال من کمک کند :)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #1 گیس گلابتون 14 آبان 1392 ساعت 08:33
ممنونم که این نوشته را در سایت خود قرار دادید. لطف کردید :-)
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.