آموزش فروش

ذکر جمیل سعدی

فرستادن به ایمیل

منّت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربتست و به شُکر اندرش مزید نعمت. هر نَفَسی که فرو می‌رود ممدّ حیاتست و چون برمی‌آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب.
از دست و زبان که برآید
کز عهدۀ شکرش به‌در آید؟

این عبارات برای ما فارسی‌زبانان بسیار آشناست؛ همان‌طور که حتما شما هم می‌دانید، این کلمات، آغازگر کتاب «گلستان» اثر جاودانۀ استاد سخن «سعدی» است. اما چرا امروز در وب‌سایت مکتب کمال از سعدی سخن می‌گوییم؟

اگر به برگ امروز تقویم نگاه کنید، خواهید دید که روز یکم اردیبهشت‌ماه به‌عنوان «روز بزرگداشت سعدی» نام‌گذاری شده است. و چه روزی بهتر از این روزِ زیبای بهاری در شاداب‌ترین ماه بهار، برای گرامی‌داشت شاعری که کلماتش حس بهار می‌دهند و بوی زندگی دارند.

واقعا روح انسان از خواندن کلمات سعدی و شعرهای سعدی تازه می‌شود. موافق هستید؟ مثلا آدم از خواندن این جملات انگار اصلا سیر نمی‌شود:

«یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده. حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: ازین بُستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟ گفت: به‌خاطر داشتم که چون به درخت گُل رسم دامنی پر کنم هدیۀ اصحاب را، چون برسیدم بوی گُلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.»

سعدی شیرازی که در هوای دل‌انگیز این شهر روح‌نواز می‌زیسته و جهان را هم گشته بود، در شعرها و نثرهایش تنها به سلوک روحانی نمی‌پردازد و در بسیاری از غزلیاتش معشوق زمینی را چنان زیبا وصف می‌کند که ما هم که در سال ۱۳۹۲ خورشیدی و چندین قرن پس از او آنها را می‌خوانیم، گویی می‌توانیم کلمات او را همین امروز به معشوق‌مان بگوییم! مثلا ببینید در این غزل او چه توصیف‌های زیبایی را به‌کار برده (مخصوصا آنجا که او را به باغ شفتالو و به توصیف کرده خیلی بامزه و به‌اصطلاحِ امروزی باحال است):

‌ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم
تا چند گویی ما و بس کوته کن‌ ای رعنا و بس نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم
ای شاهد هر مجلسی و آرام جان هر کسی گر دوستان داری بسی ما نیز هم بد نیستیم
گفتی که چون من در زمی دیگر نباشد آدمی ای جان لطف و مردمی ما نیز هم بد نیستیم
گر گلشن خوش‌بو تویی ور بلبل خوشگو تویی ور در جهان نیکو تویی ما نیز هم بد نیستیم
گویی چه شد کان سروبن با ما نمی‌گوید سخن گو بی‌وفایی پر مکن ما نیز هم بد نیستیم
گر تو به حُسن افسانه‌ای یا گوهر یک دانه‌ای از ما چرا بیگانه‌ای ما نیز هم بد نیستیم
ای در دل ما داغ تو تا کی فریب و لاغ تو گر به بود در باغ تو ما نیز هم بد نیستیم
باری غرور از سر بنه و انصاف درد من بده ای باغ شفتالو و به ما نیز هم بد نیستیم
گفتم تو ما را دیده‌ای وز حال ما پرسیده‌ای پس چون ز ما رنجیده‌ای ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به از من در چگل صورت نبندد آب و گل ای سست‌مهر سخت‌دل ما نیز هم بد نیستیم
سعدی گر آن زیباقرین بگزید بر ما همنشین گو هر که خواهی برگزین ما نیز هم بد نیستیم


سپاسگزاریم از همۀ کسانی که پیشنهاد کردند یکم اردیبهشت‌ماه در تقویم رسمی ایران به‌نام سعدی نام‌گذاری شود؛ و این روز را که همچنین آغاز دومین ماه بهار است و هوا در اوج لطافت و طبیعت در اوج سرزندگی، به شما شادباش می‌گوییم!


شما کدام شعر یا جملۀ سعدی را بیشتر دوست دارید؟

لطفا شعرها و مطالب دوست‌داشتنی خود را از سعدی، اینجا برای استفادۀ همۀ دوستداران مکتب کمال بنویسید. سپاسگزاریم!


پیشنهاد می‌کنیم:

در این یکشنبۀ زیبای اردیبهشتی و در امروز که به نام سعدی گرامی داشته شده، گلستان و بوستان و غزلیات او را تورقی کنید و از خواندن نثرها و شعرهای او لذت ببرید. اگر هم کتاب‌های او فعلا دم دستتان نیست یا دوست دارید در فضای اینترنت هم خواندن آثار او را تجربه کنید و لذت ببرید، پیشنهاد می‌کنیم به این صفحه بروید و در میان آثار او سیر و سیاحت کنید.


و پیشنهاد می‌کنیم:

همان‌طور که سعدی دیباچۀ «گلستان»‌اش را با شُکر پروردگار آغاز کرده و ما هم مطلب خود را با همان کلمات شروع کردیم، این برنامه از رادیو اینترنتی مکتب کمال را هم گوش کنید (لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید):


عنوان این مطلب ــ «ذکر جمیل سعدی» ــ برگرفته از توصیف خود او در دیباچۀ گلستان است، آنجا که می‌نویسد: «ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش که در بسیط زمین رفته و قصب‌الجیب حدیثش که همچون شکر می‌خورند و رقعۀ منشآتش که چون کاغذ زر می‌برند بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد...»

 

. . .

 

دیدگاه های شما  

 
+1 #4 کیانوش طهماسبی قدیم 03 اردیبهشت 1392 ساعت 13:38
استاد سعدی عزیز
" معلم اخلاق و مهارتهای زندگی " ازتو انسان وارسته وبزرگ که از قرن ششم تا به امروزرهنمون راه درست زندگی بسیاری از انسان ها شدی ,سپاسگزارم .
" علم, اخلاق وآداب معاشرت ومهارت های درست زندگی " بدون در نظر گرفتن
" دین , قوم, نژاد,ملیت و مرز " یک علم بین المللی است .
سعدی هم یک یونیورس است . و "انسانیت" بارزه ی مشخص نظم ونثر اوست.
برای همین است که شعر " بنی آدم اعضای یکدیگرند.... " او شعار سازمان ملل متحد است .
" یادمه " پای صحبت مادر بزرگم, خاله ها, مادرم وپدرم و دیگر بزرگان فامیل که
" خیلی هاشون عمرشون رو دادند به شما " در بچگی می نشستیم با اینکه تحصیلات
آنچنانی هم نداشتند ... ولی پندها و ضرب المثل ها و اشعار وداستانهای آموزنده سعدی
و حافظ و فردوسی و...خیلی از شعرا رو حفظ بودند و از بر می خواندند و با
تکه کلامی از اونها به ما چیز یاد می دادند ومهمونی ها بار معنوی داشت....
خونه دختر عموی پدرم هر وقت که می خواستیم برویم من دفترچه ای می بردم که شعرها و نکاتی رو یاد داشت بکنم و لذت می بردم ...
چه خوبه که الان با این همه امکانت به خودمون و دوستامون وبچه هامون گلستان سعدی " عیدی "ویا هدیه بدهیم ...
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #3 محمود حبیبی 01 اردیبهشت 1392 ساعت 21:25
دعایی گر نمی گویی به دشنامی عزیزم کن که گر تلخ است شیرین است از آن لب هر چه فرمایی
قیامت میکنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن مسلم نیست طوطی را در ایامت شکر خایی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #2 yaghoub 01 اردیبهشت 1392 ساعت 16:07
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت

حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

من بی تو زندگانی خود را نمی‌پسندم

کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را

چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد

آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را

حال نیازمندی در وصف می‌نیاید

آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را

بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت

دیگر چه برگ باشد درویش بی‌نوا را

یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت

چندان که بازبیند دیدار آشنا را

نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان

وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را

ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی

تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را

سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی

پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #1 شاهرخ باقری اقدم 01 اردیبهشت 1392 ساعت 15:13
درود برشما..........بنی ادم اعضای یکدیگرند/ که در افرینش ز یک گوهرند.........چو عضوی بدر د اورد روزگار / دگر عضوها را نباشد قرار..............همیشه در ذهن ما ایرانیان و جهانیان خواهد بود
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.