آموزش فروش

آیا شما «چاه آرتزین» هستید؟

فرستادن به ایمیل

محمود معظمی/ انسان‌ها را به‌لحاظ بخشندگی می‌توان به سه گروه تقسیم کرد. برای درک بهتر این موضوع لازم است نخست سه نوع چاه آب را بشناسیم. اولین نوع چاه آب آنهایی هستند که اصلا آب ندارند. آنها در حقیقت حفرۀ خشکی بیش نیستند. وقت و پول زیادی صرف حفر آنها می‌کنی. بیشتر و بیشتر زمین را حفر می‌کنی و پایین و پایین‌تر می‌روی ولی چیزی پیدا نمی‌کنی. هرگز چیزی به تو از این کار (سرمایه‌گذاری) به تو برنمی‌گردد. بعضی مردم همانند این حفره‌های خشک هستند. خسیس، تنگ‌نظر و بی‌خیر و برکت. از آنها اصلا خیری متصور نیست.

خوشبختانه غالب مردم این‌گونه نیستند. اکثر مردم مانند چاه‌های معمولی هستند. اگر زمین را حفر کنی دیر یا زود به آب خواهی رسید، آنجا آبی هست. اما برای استفاده از آن آب می‌بایست آنرا پمپ کنی، لوله کشی لازم است، اما وقتی این وسایل را فراهم آوردی آب جاری خواهد شد. مقدار قابل توجهی آب (بخشندگی) در داخل آنها هست؛ تنها کافی‌ است آنها را متقاعد نمایی.

اما بهترین بخشندگان را با گروه دیگری از چاه‌ها می‌توان مقایسه کرد. چاه‌هایی که به‌راحتی آب از آنها به‌واسطۀ فشار درونی‌شان فوران می‌کند. به آنها راهی نشان دهید، خودبه‌خود و بی‌هیچ زحمتی آب (بخشندگی) از آنها جاری خواهد شد. این‌گونه چاه‌ها را چاه «آرتزین» می‌نامند.

به‌یاد می‌آورم در دوران نوجوانی یکی از دایی‌هایم زمین کشاورزی بزرگی را با شرکایش خریداری کرده بودند. یکی از شرکا علاقۀ بسیار زیادی به چاه آرتزین داشت و بسیار هزینه کردند تا بتوانند چاه آرتزینی در املاک خود حفر کنند. بسیار هزینه کردند ولی تا آنجایی‌که به یاد می‌آورم، موفق نشدند. ولی بودند چاه‌های آرتزینی که بی‌دریغ ــ حتا در ایام خشک‌سالی ــ عطش هگذاران را با آب گوارا و خنک خود فرومی‌نشاندند.

چاه‌های معمولی می‌بایست کمک شوند تا آب قابل شرب و استفاده به دست آید. باید زمین را گود کنی تا به آن برسی. اما چاه آرتزین را نیازی به کمک نیست. خودش می‌تراود بی‌هیچ زحمتی. ساعت‌ها و ساعت‌ها، روز‌ها و روز‌ها، سال‌ها و سال‌ها. او به سفره‌های غنی زیرزمینی متصل است، سفره آب‌های گوارا و شیرین که روح و جان هر رهگذاری را بی‌دریغ و بی‌منت تازه می‌سازد.

یک فرد با خصوصیات آرتزین، نگران آن نیست که چرا مقداری از آب در گل و لای فرو می‌رود. او نگران این همه بخشش و دهش خود نیست. او هرگز نگران فقر و از دست دادن دارایی‌هایش نیست. او به انباشتن فکر نمی‌کند. ما همه می‌توانیم همانند یک چاه آرتزین، بخشنده‌ای بی‌دریغ باشیم.

اولین مشخصه افرادی که همانند چاه آرتزین بخشنده و مهربان هستند، تواضع و فروتنی آنهاست. همان‌طور که می‌دانید، دلیل جوشیدن آب از چاه‌های آرتزین این است که سطح سفره آب آنها بالا‌تر از سطح دهانه چاه است. یه همین جهت، فشار سفرۀ آب موجب جوشیدن خودبه‌خود آب از دهانه چاه شده و برای استخراج احتیاجی به لوله کشی و پمپ آب نیست. به عبارت بهتر، آنها خود را متصل به منبع عظیم و پایان ناپذیری می‌یابند که آنها را وسیلۀ خدمت‌رسانی به نوع بشر و محیط خود ساخته است. منبعی که بی‌منت آماده است تا ما به آن متصل گردیم تا بدین‌وسیله با بخشندگی و رفتار متواضعانه خود نه‌تنها موجب رفاه و آسایش انسان‌ها و جامعه خود گردیم، بلکه به‌واسطۀ کسب احساس ارزشمند مفید بودن، موجبات سعادت و خوشبختی خود را نیز فراهم آوریم.

پس اگر می‌خواهیم سرچشمه مهر و بخشش بی‌پایان گردیم، نخست می‌بایست بیاموزیم تا متواضع باشیم. اما تعریف ما از تواضع چیست؟ آیا کوچک نمودن و تحقیر خویشتن‌‌ همان تواضع است؟ آیا با ناچیز شمردن و یا تحقیر خود به سرچشمه مهر و ثروت بی‌پایان جهان هستی متصل خواهیم شد؟

در «مکتب کمال» ما دو تعریف مشخص از تواضع داریم که امیدوارم برای شما نیز مفید واقع شود.

نخستین تعریف تواضع این است:
تواضع یعنی درک نقش دیگران در موفقیت‌هایی که در زندگی کسب می‌کنیم.

در این حالت، جایی برای غرور و نخوت نمی‌ماند. موفقیت‌های ما در زندگی همانند قهرمان فوتبالی است که توپ را در دروازه تیم مقابل جا می‌دهد. اما اگر او پس از مدتی باورش شود تمام موفقیت ورزشی کسب‌شده ناشی از توانایی‌های فردی وی می‌باشد و از نقش هواداران تیم، اعضای تیم، مربیان، معلمان ورزیده و پدر و مادر و همه و همه غافل شود، دیر یا زود تنها و ناموفق خواهد ماند. اینجاست که ارزش این شعر پرمعنای استاد سخن سعدی بیشر بر ما آشکار می‌گردد که می‌فرماید:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

به همین دلیل افراد متواضع موفقیت‌ها، ارزش‌ها و اموال خود را با دیگران و جامعه تقسیم می‌کنند. آنها آگاه و ناخودآگاه به این نتیجه رسیده‌اند که متواضعانه از همۀ کسانی که آنها را در رسیدن به موفقیت‌های اجتماعی، اقتصادی و یا روحی روانی یاری داده‌اند، با تقسیم آن‌چه به دست آورده‌اند تشکر و قدر‌شناسی کنند. هزاران سال تجربۀ بشری نشان می‌دهد میزان دارایی‌های روحی-روانی، معنوی و مادی این افراد به‌طور روزافزون زیاد می‌شود. انگار دنیا، خداوند و یا هرچه بنامیم، می‌داند که آنها امانت‌داران خوبی هستند و مانعی در گردش ثروت در دنیا نیستند. این افراد هم برای خود و خانوادۀ خود ارزش ایجاد می‌کنند و هم برای جامعۀ خود. افزایش این‌همه ثروت در دنیا را ما مدیون این افراد بلندنظر و آزاده هستیم.

البته اولین سود این طرز برخورد متواضعانه و مسئولانه را خود همین اشخاص به‌دست می‌آورند؛ به این ترتیب که، زندگی آنها سرشار از احساس ارزشمند و زندگی‌بخش «مفید» بودن است. آری واقعا آنها وجود دارند و نشانه آن‌ هم مفید بودن برای خود و دیگران و محیط اطرافشان است. این‌گونه افراد چاه‌های «آرتزین» واقعی هستند. جاری، بی‌دریغ و بی‌منت و بخشنده و مفید به حال خود و دیگران. آنها نسبت به خود و انسان‌ها و جامعه احساس مسئولیت می‌کنند و چون برای همه خیر می‌خواهند، به خودشان حتما خواهد رسید.

آیا شما بخشی از آن‌چه که دارید را به عنوان قدر‌شناسی و شکر گزاری با دیگران تقسیم می‌کنید؟ مثلا وقت (کارهای داوطلبانه وبی چشمداشت)، ثروت، دانش، تجربه، مهارت‌های زندگی یا فنی، شادی، امید و... خود را با دیگران تقسیم می‌کنید؟ چگونه؟ (لطفا بنویسید تا همۀ ما یاد بگیریم.)

یک دلیل بزرگ افسردگی، تفکر بیش از حد دربارۀ مشکلات خود و غرق شدن بیش از حد در خود است. از خودت بیرون بیا و قدری از آن‌چه که داری را بی‌چشم‌داشت با دیگران تقسیم کن. آن‌وقت است که اقیانوس‌های خوشی، سعادت، ثروت، معنویت و هر چه در انتظارش باشی به سوی تو جاری خواهد شد. هر چه بیشر ببخشی (بی‌چشم‌داشت و از روی رضایت قلبی)، بیشتر خواهی گرفت .

دومین تعریف تواضع در مکتب کمال این است:
ارزش‌ها و توانایی‌های که در خود داریم نه‌تنها موجب تحقیر و کاهش احترام به خود و ضرر دیگران نگردد، بلکه بالعکس، هم موجب افزایش احترام‌به‌خود و اعتمادبه‌نفس اطرافیانمان گردد و هم موجب فایده برای خود، دیگران و جامعه.

شکرانۀ بازوی توانا
بگرفتنِ دستِ ناتوان است.

به همین دلیل، افراد با اعتمادبه‌نفس واقعی (یکی از علائم اعتمادبه‌نفسِ درست، تواضع است) دائم ارزش‌های اطرافیان خود را می‌بینند و ارزش‌های اطرافیان خود را به آنها یادآوری می‌کنند. و برعکس، افراد ضعیف و بی‌اعتمادبه‌نفس دائم در پی دیدن نقاط ضعف خود و دیگران هستند و از تحقیر دیگران لذت می‌برند و موقتا آرامش می‌گیرند.

کمال سرّ محبت ببین نه نقص و گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند.

(حافظ)


آیا من و شما در زندگی به قدر کافی متواضع هستیم؟

از خودمان بپرسیم:
- آیا این تواضع موجب می‌شود تا به عنوان قدر‌شناسی، بخشی از امکانات خود را با دیگران تقسیم کنم؟
- آیا مواظب هستم تا از اعمال و کردار من نه تنها دیگران نرنجند و تحقیر نشوند، بلکه موجب افزایش سطح اعتمادبه‌نفس اطرافیانم نیز می‌شوم؟
- آیا من همانند چاه آرتزین خودجوش هستم یا به هزار زحمت خیری از من به جامعه و اطرافیانم می‌رسد؟
- آیا در هنگام بخشش و مهربانی جار می‌زنم و همه را خبردار می‌کنم و توقع دارم همه از من قدردانی کنند، یا هر جا که احساس کنم وجودم موثر است بی‌ادعا و بی‌چشم‌داشت سعی می‌کنم خدمتی کنم و قدری از درد و آلام انسان‌های اطرافم بکاهم؟
- آیا من چاه آرتزین هستم یا چاه خشکی که دائم توقع دارد در آن آبی بریزند و توقعاتم از زمین و زمان انتها ندارد؟
- آیا به منبع هستی متصل شده‌ام؟
- آیا نسبت به انسان‌ها و اطرافیانم احساس مسئولیت می‌کنم؟ یا دائم مانند بچه‌ها توقع دارم دیگران مسائل مرا حل کنند و به دنبال چیز‌های مجانی هستم؟ (ای‌کاش واقعا چیز مجانی به‌جز هدیۀ عمر وجود می‌داشت.)

اگر ته قلب هر کسی را بخراشی، می‌بینی که بزرگ‌ترین خواستۀ او در زندگی جستن سعادت حقیقی است. چه زمانی که در کودکی این سعادت را در کسب حمایت و محبت پدر و مادر خود جست‌وجو می‌کند، و یا در نوجوانی و جوانی این سعادت را در کسب تایید دیگران، و مدتی در پول، قدرت، سکس، مقام و کسب امنیت و تندرستی در کهن‌سالی. چیزی که در همۀ این فعالیت‌های بشری مشترک و پوشیده است‌‌، همان جست‌وجوی سعادت و یا خوشبختی است. اما بهتر است در اینجا به تعریف خوشبختی در «مکتب کمال» نیز اشاره‌ای داشته باشیم:

«خوشبختی یعنی قابلیت دوست داشتن و احترام‌به‌خود.»

بهتر است بدانیم این مهم فراهم نمی‌شود مگر کاری کنیم که در انتهای روز وقتی به خود و اعمالمان می‌نگریم، سرشار از احساس مفید بودن و احترام‌به‌خود شویم. این ممکن نیست مگر رُل و فرمان زندگی‌مان در دست بگیریم و نسبت به خود و سپس به اطرافیان و جامعه خود احساس مسئولیت کنیم.

یادمان باشد:
«خوشبختی هدیۀ بلوغ است؛ و اولین نشانۀ بلوغ روانی، مسئولیت‌پذیری است.»

اگر دائم به دنبال گرفتن هستی و از بخشش و گذشت ناخرسند می‌شوی، علی‌رغم این‌که چه‌قدر پول، ثروت، مقام، نفوذ، شهرت، دانش، مهارت و یا هر چه که داری، هنوز کودکی بیش نیستی. کودکی که امنیت و اعتبار خود را روی چیزهایی خارج از وجود خود بنیاد گذاشته است. به همین دلیل است که اگر از پولش ببخشد، از مقدار امنیتش کاسته می‌گردد. اگر از علم و تجربه‌اش، وقتش، خوشی‌اش به کسی بدهد احساس ناخوشی می‌کند. چاه خشک و یا کم‌آبی است که چیزی برای دهش ندارد و یا به زحمت می‌توان از او چیزی گرفت.

یادمان باشد:
«کودکان خوشبخت می‌شوند و بالغان خوشبختی می‌آفرینند.»

وقتی خوشی و سعادتت در گرو اقدام دیگران است، همانند کودکان عمل می‌کنی و خود را در دام اضطراب انداخته‌ای. سعادت ما غالبا نتیجۀ اقدامات و تصمیماتی است که در هر لحظه می‌گیریم ولو آنرا نپذیریم. کارهایی انجام بده که موجب شود تا احترام‌به‌خود و رضایت از خویشتن‌ات بیشتر گردد. مسئولیت بپذیر تا رشد کنی. مسئولیت بپذیر تا بزرگ شوی. افکار منفی و کوچک را با آرزوهای بزرگ و مثبت جایگزین کن. احساس گناه را با مسئولیت‌پذیری و ترس را با عشق جایگزین کن تا زندگی‌ات سرشار از خوشی و احساس مفید بودن شود.

سعی تو بنّا و سعادت بناست!
(پروین اعتصامی)

به جای غرزدن و ایراد گرفتن، روی ارزش‌های وجودت سرمایه‌گذاری کن و آنها را توسعه بده. منتظر نباش که تو را کشف کنند. خودت خودت را کشف کن! منتظر نباش روی تو سرمایه‌گذاری کنند، خودت روی خودت سرمایه گذاری کن! بیشتر کمک کن تا کمک بگیری. ببخش و بی‌دریغ و بی‌منت ببخش تا بزرگ شوی.

پیوسته به خودت یاد آوری کن:

من و زندگی‌ام و آن‌چه بر من می‌گذرد، بیشتر ناشی از رفتار‌ها و انتخاب‌هایم است تا شانس و اقبال.

کارهای نیک انجام بده نه‌تنها برای پاداش و باز‌یافت از خداوند یا اجتماع، بلکه برای شکر‌گزاری از آن‌چه داری.

شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند.

به خودت یادآوری کن که پیوسته چاه «آرتزین» باشی، خود‌جوش و بی‌منت. خوشحال از بخشش و مفید بودن برای خود و دیگران. به منبع جهانیِ عشق و بخشش متصل شو. متصل شو تا احساس تنهایی از وجودت رخت بربندد. افسردگی جای خود را به شور و مستی، و یأس و نا‌امیدی جای خود را به عشق و امید دهد. درد دیگران دردت دهد و خوشی دیگران خشنودت سازد. کسی باش. بزرگ باش. بزرگ به‌قدر دنیا.

آ‌ن‌چه ما به عنوان سعادت و خوشی در طلب آن هستیم، ناشی از رفتار و کردار و افکارمان است. اگر ناخوش و ناخرسند هستی از خودت بپرس: چه کارهایی می‌کنم، چه تصمیماتی می‌گیرم، چه انتخاب‌هایی می‌کنم که مرا ناخوشبخت می‌سازد؟ تنها کافی‌ است آنها را در جهت درست تغییر دهی. به همین سادگی و به همین سختی!

به خاطر می‌آورم در نوجوانی که سخت مذهبی و سخت‌گیر به خود و دیگران بودم، پدر مهربانمان برای توجه دادن من داستان زیر را برایم نقل کرد:

روزی حضرت موسی که از دست قوم بنی اسرائیل و ناسازگاری‌های آن خسته شده بود، شکایت به‌نزد خداوند می‌برد و می‌گوید: «خداوندا! این قوم سخنان تو را نمی‌پذیرند و فرمان‌برداری نمی‌کنند و دائم ناشکری می‌کنند.» خداوند به حضرت موسی می‌فرماید: «به آنها بگو منتظر باشند، به‌زودی بر آنها بلایی سخت و آسمانی نازل خواهد شد.»

قوم بنی اسرائیل پس از شنیدن این خبر به فراست افتادند و شروع به ذخیره‌سازی کردند و خانه‌های خود را از طریق راه‌های زیر زمینی (نقب) به یکدیگر متصل کردند که در شرایط سخت بتوانند به یکدیگر کمک‌رسانی کنند.

مدتی گذشت و از بلای آسمانی که خداوند وعدۀ آن را داده بود خبری نشد. قوم بنی اسرائیل به حضرت موسی گفتند پس وعدۀ خدایت چه شد؟ چرا بلای آسمانی نازل نمی‌شود؟

حضرت موسی نزد خداوند رفت و از ایشان پرسید: «خداوندا! چرا به وعده‌ای که دادی عمل نمی‌کنی؟ چرا آنها را به مجازات نمی‌رسانی و انتقام نمی‌گیری؟»

خداوند چنین پاسخ داد:
«موسی! برو و به آنها بگو، آنها چون از وعدۀ من و بلای آسمانی با خبر شدند، به ذخیره‌سازی و کمک به یکدیگر شتافتند. وقتی آنها چنین با یکدیگر مهربانند، من که آفریدگار آنها هستم چگونه با آنها مهربان نباشم! آنها را بخشودم.»


کاری کنیم؛ همین الان!

بیاییم با یکدیگر مهربان باشیم. آن‌چه را از خداوند و جهان هستی انتظار داریم خود به یکدیگر ارزانی داریم. هرازگاهی از لاک خود بیرون بیاییم و به‌قدر توانایی و استطاعت خود به اطرافیانمان توجه و مهربانی کینم. به هر طریق که می‌توانیم. به جای ایراد گرفتن و کوچک کردن خود و ملیت‌مان، کاری بکنیم. من و تو تفاوت‌ها را می‌آفرینیم. من و تو کسی هستیم. این را باور کنیم و با رفتار و اعمالمان آن را به اثبات برسانیم. منتظر نباشیم حتما از ما بخواهند. منتظر نباشیم به زورِ پمپ و لوله‌کشی از ما خیری بستانند. خودمان خود جوش و بخشنده باشیم و منتظر کسی نباشیم.

باور کنیم آن کس که منتظرش هستیم که زندگی مرا بهتر کند در کنار من است. خودم. در هر شغل و مقامی که هستیم، در هر وضعیت مالی که هستیم، بخشی از درآمد و وقتمان را صرف بهبود وضعیت جامعه و اطرافیانمان نماییم و چیزی در عوض نخواهیم. مُزد کارمان‌‌ همان احساس مفید بودن و رضایت از خود باشد. اینها چیز کمی نیستند. احساس مفید بودن و رضایت از خویشتن مایۀ سعادت و خوشبختی است. چیزی که ممکن است سال‌های درازی را در کسب آن بیهوده در جایی غیر از وجود و کار‌هایت جست‌وجو کنی.

بسم الله. این گوی و این میدان. این من و تو و این هم شهرمان و کشورمان. شروع کنیم و یک کاری کنیم. منتظر و مضطرب کس دیگری نباشیم.

آنان که طلبکار خدایید خود آیید
حاجت به طلب نیست شمایید شمایید.

(منسوب به حضرت مولانا)

با احترام

دوستدار شما
محمود معظمی


شما دوستان عزیز که از خواندن این مقاله لذت برده‌اید و نکات کاربردی و ارزشمند فراوانی در آن یافته‌اید، می‌توانید مجموعه‌ای از نوشتارهای دیگر محمود معظمی را در کتاب «شما می‌توانید خوشبخت‌تر شوید!» بخوانید، لذت ببرید و آنها را در زندگی خود به‌کار ببندید. برای خرید این کتاب، می‌توانید هم‌اکنون به فروشگاه اینترنتی مکتب کمال مراجعه کنید.

دیدگاه های شما  

 
0 #10 سردبیر وب‌سایت مکتب کمال 15 آبان 1391 ساعت 17:05
نقل قول شعله:
باسلام حضوردكترمعظمى خواندن مطلب شما اين جسارت را به من داد كه ازشما سؤال نمايم ايا حاضريد بدون دريافت هزينه براى يك دبيرستان دخترانه دولتى درمنطقه ٢ تهران سخنرانى كوتاهى داشته باشيد؟متشكرم


دوست عزیز
با سلام

لطفا این درخواست خود را از طریق صفحۀ تماس با مکتب کمال مطرح فرمایید (با ای‌میل یا تلفنی یا فکس) تا امکان بررسی و رسیدگی داشته باشد.
url.moazami.ca/6nDM

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #9 شعله 10 آبان 1391 ساعت 13:50
باسلام حضوردكترمعظمى خواندن مطلب شما اين جسارت را به من داد كه ازشما سؤال نمايم ايا حاضريد بدون دريافت هزينه براى يك دبيرستان دخترانه دولتى درمنطقه ٢ تهران سخنرانى كوتاهى داشته باشيد؟متشكرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #8 هما شرفی 22 اردیبهشت 1391 ساعت 09:41
با سلام و سپاس استا د عزیز این خیلی عالیه که بخشش داشته باشیم اما متا سفا نه در این زمانه گاهی حقوقما ن زیر پا میگذارند و بعد در جای دیگر با هما ن حقوق خودما ن محبت می کنند و منت هم بر سرما ن میگذارند تازه منتظر هم هستند که دولا وهشت لا هم باشیم در برابرشا ن ، خدا وند همه ی انسا نها را اصلاح و براه صحیح هدایت کند
متشکرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #7 نعیمه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 09:32
سلام
واقعا تشکر میکنم از مطالب جالبتون و خیلی خوشحالم که در جمع مکتب کمال هستم من قبلا زیاد بخشش میکردم ولی تازگی ها بنا به دلایلی دیگه آنجنان بخشش نمیکنم ولی با خوندن این مطلب من حسم و نگاهم عوض شد مرسی از شما که مطالبی میذارید که وقتی ما بعضی چیزهای خوب رو فراموش میکنیم دوباره به یاد بیاریم. :roll:
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #6 selda 23 فروردین 1391 ساعت 21:53
سلام.این مقاله از بهترین مقاله هایی هست که تاحالا خوندم.امیدوارم همه ما بتونیم جز چاه های آرتزین باشیم.
همیشه شاد باشید :-)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #5 شبنم 09 فروردین 1391 ساعت 11:44
[quote name="علیرضا"]سلام استاد معظمی. تو بخشی از مقاله فرمودید تا از تقسیم توانایی ها و دارایی هامون بگیم. امیدوارم این پیام من مصداق ریاکاری نباشه چون دوست دارم مردم که این کامنت رو میخونن تشویق بشن البته مطمئنا همه ی مکتب کمالی ها همچین کاری رو انجام میدن.
اول اینکه تو سمینار و کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید، که مهر و آبان پارسال برگزار شدند، از شما یاد گرفتم 5% از درامدم رو صرف امور خیر کنم.
من مدرس زبان انگلیسی هستم و ساکن یکی از شهرستان های تهران. در همون محل سکونتم هم کار میکنم ( میکردم ) . تو کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید، یاد گرفتم باید با شرکت ( موسسه ) ای کار کنم که در اون رشته سرامد باشه و میلیون ها تومن واسش یه قطره باشه، ( این جمله ی صفحه ی 35 جزوه است ). به همین دلیل در آزمون های ورودی یکی از معتبرترین موسسه های ایران شرکت کردم و خوشبختانه با بهترین نمره پذیرفته شدم. رفتن به اونجا مساوی بود با سرازیر شدن انبوهی از اطلاعات و متدهای مفید . برای اینکه بتونم از این اطلاعات و توانایی که به واسطه ی اونجا بودن بدست میارم برای مردم شهرم هم استفاده کنم، 4 روز از هفته رو گذاشتم برای کار در تهران و سه روز رو در همون موسسه ی قبلی موندم. میدونم اگه اون سه روز هم در موسسه ی تهران باشم سود مالی بیشتری نصیبم میشه اما تصمیم دارم ارزشم رو با کار بهتر بالا ببرم تا سود مالی هم بالا بره . اینطوری هم برای مردم شهرم مفید بودم و هم سود مالی خوبی بدست آوردم.
همیشه دوستت دارم اقای معظمی -
علیرضا
سلام دوست عزیز من خیلی خوشحال شدم که شرکت در سیمینارها دکتر معظمی در زندگی شما تاثیر بسزایی داشته این مایع دل گرمی من شد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #4 علیرضا 03 فروردین 1391 ساعت 11:03
سلام استاد معظمی. تو بخشی از مقاله فرمودید تا از تقسیم توانایی ها و دارایی هامون بگیم. امیدوارم این پیام من مصداق ریاکاری نباشه چون دوست دارم مردم که این کامنت رو میخونن تشویق بشن البته مطمئنا همه ی مکتب کمالی ها همچین کاری رو انجام میدن.
اول اینکه تو سمینار و کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید، که مهر و آبان پارسال برگزار شدند، از شما یاد گرفتم 5% از درامدم رو صرف امور خیر کنم.
من مدرس زبان انگلیسی هستم و ساکن یکی از شهرستان های تهران. در همون محل سکونتم هم کار میکنم ( میکردم ) . تو کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید، یاد گرفتم باید با شرکت ( موسسه ) ای کار کنم که در اون رشته سرامد باشه و میلیون ها تومن واسش یه قطره باشه، ( این جمله ی صفحه ی 35 جزوه است ). به همین دلیل در آزمون های ورودی یکی از معتبرترین موسسه های ایران شرکت کردم و خوشبختانه با بهترین نمره پذیرفته شدم. رفتن به اونجا مساوی بود با سرازیر شدن انبوهی از اطلاعات و متدهای مفید . برای اینکه بتونم از این اطلاعات و توانایی که به واسطه ی اونجا بودن بدست میارم برای مردم شهرم هم استفاده کنم، 4 روز از هفته رو گذاشتم برای کار در تهران و سه روز رو در همون موسسه ی قبلی موندم. میدونم اگه اون سه روز هم در موسسه ی تهران باشم سود مالی بیشتری نصیبم میشه اما تصمیم دارم ارزشم رو با کار بهتر بالا ببرم تا سود مالی هم بالا بره . اینطوری هم برای مردم شهرم مفید بودم و هم سود مالی خوبی بدست آوردم.
همیشه دوستت دارم اقای معظمی -
علیرضا
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #3 معصومه احمدیان 01 فروردین 1391 ساعت 15:28
سلام استاد عزیز
خیلی خوب بود متشکرم .
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #2 مهدی مشعوف 27 اسفند 1390 ساعت 19:18
سلام
جالب بود
شاد زی *+
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #1 ساحل اسماعیلی 23 اسفند 1390 ساعت 00:46
درود بر شما.مطالب آقای معظمی مثل همیشه مفید بوده و هست.
من مکتب کمال رو خیلی دوست دارم و همیشه سعی می کنم این نکات رو در زندگی شخصیم به کار بگیرم.گاه بعضی از نکات رو روی کاغذهای یادداشت کوچیک می نویسم و روی در کمد و آینه و...می چسبانم تا همیشه به یاد داشته باشم.
من یک گوینده جوان هستم و
می خواستم بگم اگر آقای معظمی در نظر داشتند مطالب شون رو به صورت کتاب های صوتی یا سی دی منتشر کنند،یا اگه برای تبلیغات به نریشن نیاز داشتند، خوشحال می شم باهاشون همکاری کنم. (ساکن تهران هستم).
از طریق ایمیل می تونید با من در ارتباط باشید.
با تشکر از زحمات شما. :-)
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.