آموزش فروش

به راستی قهرمان کیست؟

به راستی قهرمان کیستمحمود معظمی/ همه ما با خواندن داستان‌ها و شعرها و یا فیلم‌هایی که می‌بینیم، نیرویی درون خود احساس می‌کنیم که ما را برمی‌انگیزد تا یک قهرمان شویم.
وقتی می‌گویند «قهرمان»، شاید هرکول، رستم یا سهراب در ذهنمان نقش ببندد؛ یا فلان هنرپیشه که نقش یک چترباز را بازی کرده است یا شاید هم دهانِ شیر را باز کرده! و مثال‌هایی از این قبیل.
 
در شهری، سمینار داشتم. با راننده‌ای که مرا به مقصد می‌رساند، صحبت می‌کردم.
پرسیدم: ازدواج کرد‌ه‌ای؟ بچه داری؟
گفت: بله؛ من یک پسر دارم که معلول است.
 
وقتی صحبت می‌کردیم خیلی نگران و ناراحت بود.
پرسیدم: مشکلش چیست؟ 
گفت: یک بیماری که در آن، عضلاتش تحلیل می‌رود. 
 
به فکر فرو رفتم و گفتم: حالا این که چیزی نیست!!!
گفت: مشکل به اینجا ختم نمی‌شود. این بچه اول سالم بود و راه میرفت. بعد به مرور زمان شروع کرد به لنگ زدن و کُندشدن.
پرسیدم: از لحاظ عقل و هوش چگونه است؟
گفت: سالم است. 
 
پرسیدم: در حال حاضر چه کار می‌کند؟ 
گفت: در خانه افتاده است. از ۱۳ سالگی دیگر مدرسه نرفت. دکترها می‌گفتند تا ۱۸ سالگی خواهد مُرد اما الآن ۲۳ ساله است و ما از او نگهداری می‌کنیم.
خلاصه شروع به درددل کرد...
 
پرسیدم: چرا مدرسه نرفت؟
گفت: از مدرسه بیزار شد. نمره‌ی دیکته‌اش را کم دادند. نمره‌ی ورزشش را کم دادند. از معلم ورزش پرسیدم: چرا نمره تک به او می‌دهید؟ یک نمر‌ای بدهید که خوشحال شود و ذوق کند و بیاید مدرسه و درس خواندن را ادامه دهد. معلم ورزش گفت: مگر نمره علف خرس است! این که حتی نمی‌تواند راه برود! چه برسد به این که ورزش کند!
 
آه از نهادم برآمد...
بچه‌ای که هر روز عضلاتش درحال تحلیل رفتن است و شانس زنده ماندنش کمتر می‌شود؛ وقتی با این همه مشکلات، بر این همه درد و ناراحتی غلبه می‌کند و به مدرسه میآید، نمره‌اش ۲۰ است.
معلمِ ورزشِ عزیز! این بچه، همت‌اش ۱۰۰برابر بیشتر و والاتر از یک بچه‌ی سالم است. نمره‌ی ۲۰ را باید به این آدم بدهید، نه به شخصی که ۱۰۰متر را در چند ثانیه می‌دوَد.
 
ادامه داد...
گفت: معلمِ دیکته‌اش می‌گوید این بچه غلط می‌نویسد. برای معلم دیکته‌اش توضیح دادم که: این بچه عضلاتش ضعیف است و سرعت یک بچه معمولی را ندارد...
در واقع بلایی سر این بچه آوردند که از درس و کار زده شد و باور کرد که استعداد ندارد؛ و رفتارش مطابقِ باورش شکل گرفت.
پدرش می‌گوید: در خانه افتاده و تنها کاری که می‌کند این است که برایش یک کامپیوتر گرفتیم و با حرکات ناقصی، کار موسیقی که دوست دارد را با آن انجام می‌دهد.
 
 
واقعاً این بچه یک قهرمان است...
به یاد دارم وقتی من دیسکِ کمرم دچار مشکل شده بود، می‌رفتم ورزش می‌کردم (درگذشته ورزشکار و قهرمان شنای دانشگاه‌های کشور بودم). 
شنا می‌کردم؛ هر جلسه حدود ۲ کیلومتر شنا میکردم تا عضلاتم قوی شود و حالت درد و ناراحتی عضلاتم از بین برود.
یک آقایی هم هر روز به جلسات شنا میآمد و من او را می‌دیدم؛ لبه‌ی استخر را می‌گرفت، کمی شنا می‌کرد و دوباره لبه‌ی استخر را میگرفت. می‌دیدم این شخص، هر روز میآید و این کار را انجام می‌دهد و هر بار کمی پیشرفت می‌کند.
یک روز که تمرین شنا تمام شد و خواستم از استخر خارج شوم، به من گفت: آقا، شما واقعاً قهرمانید.
 
پرسیدم: چطور؟
گفت: مثل موتور ۲ کیلومتر شنا می‌کنید، خسته هم نمی‌شوید.
ایستادم و گفتم: دوست دارید به شما بگویم قهرمان کیست؟ قهرمان، شمایید.
شناکردن در آب، برای من از پیاده‌روی، روی زمین هم آسان‌تر است. بدنم عادت کرده. اصلاً لازم نیست فکر کنم. تصمیم می‌گیرم اینقدر باید شنا کنم و دست و پایم حرکت میکند. شنا کردن برای من کاری عادی و معمولی‌ست. من شما را قهرمان می‌دانم چون می‌بینم هر بار که میآیید، باید لبۀ استخر را بگیرید؛ ولی باز هم انجامش می‌دهید.
شما قهرمان هستید که مرزها را می‌شکنید...
 
در بعضی از انجمن‌ها به رایگان سخنرانی می‌کنم و به این کار افتخار می‌کنم.
به انجمن معلولین رفته بودم. بچه‌ای را چون به اشتباه تشخیص داده بودند که معلولِ ذهنی است، او را به کلاسِ معلولین ذهنی فرستاده بودند و بعد از چند سال متوجه شدند، استعداد و هوش این بچه نقصی ندارد؛ در واقع چون نقصِ عضوِ جسمانی داشته او را به میان معلولین ذهنی فرستاده بودند! (خدا را شکر که هوش و استعداد این بچه کشف شد و از آنجا بیرون آمد).
روز سخنرانی از حُضار خواستم دست بزنند؛ اما دیدم که او نمی‌تواند دست بزند.
 
گفت: من نمی‌توانم دست بزنم.
گفتم: پلک بزن.
و یادم هست که وقتی حُضار را تشویق می‌کردم که دست بزنند، این بچه محکم پلک میزد!
این بچه قهرمان است. خودش را چنان که هست پذیرفته. وارد گود شده؛ مسئولیت خودش را پذیرفته است.
 
به راستی قهرمان کیست؟
 
و اکنون این سئوال را از شما می‌پرسم:
 
به راستی قهرمان واقعی کیست؟
قهرمان، یعنی کسی که بر ترس‌هایش غلبه می‌کند. قهرمان یعنی کسی که مرزها و توانایی‌هایش را گسترش می‌دهد.
اگر یک بچه‌ی معلول به زحمت خودش را تکان می‌دهد، این یک قهرمان است. زحمتی که او می‌کشد، هیچ کمتر از قهرمانِ المپیک نیست.
اطرافمان را نگاه کنیم. قهرمانان بسیاری وجود دارند. قهرمانانِ گمنام! 
 
قهرمانانی که گاهی وقت‌ها شکست‌خورده تلقی می‌شوند!
همه‌ی ما به نوعی قهرمان هستیم. قهرمانانی که به آنها مدال که نمی‌دهند، هیچ!  بعضاً دعوای‌شان هم می‌کنند!
اما بیایید چشمهای‌مان را بشوییم و جور دیگری به دنیا نگاه کنیم.
نخواهیم که همه مثل هم باشند.
 
دنیا کارخانه‌ی خط تولید نیست! همه تفاوتها باارزش است. تفاوت در رنگها، نژادها و ادیان همه با ارزش است.
اگر بچه‌ای معلول است و با این‌حال زندگی می‌کند، اگر بچه‌ای نمی‌تواند راه برود ولی تلاش می‌کند راه برود، قهرمان است...
من وقتی که دیسکِ کمرم پاره شده بود و مجبور بودم کُند راه بروم، تازه فهمیدم چنین اشخاصی چه سختی‌هایی را تحمل می‌کنند و چقدر نیرو و انرژی مصرف می‌کنند. اما تسلیم نمی‌شوند.
ما هم باید کمکشان کنیم. کمکشان کنیم اگر معلولیت جسمی دارند، معلولیتِ روحی و روانی پیدا نکنند.
 
تنها چیزی که انسان میتواند به حکمِ آن، خودش را معلول بداند، attitude یا منِش است. منِش‌ها معلول‌اند نه بدن‌ها. اگر بینش و آگاهی من غلط باشد، من معلولم. اصلاً مهم نیست بدنِ من سالم هست یا نه؛ کسی که افسرده شده و از همه چیز بُریده است؛ کسی که دست و پا دارد اما کاری نمی‌کند، فکر دارد اما فکر نمی‌کند؛ معلول است.
 
آیا خودِ ما معلولیت روحی نداریم؟ ترس داریم یا شجاعت؟ عشق داریم یا نفرت؟ انرژی داریم یا خلأ؟ قصد داریم بسازیم یا خراب کنیم؟ می‌خواهیم کمک کنیم یا مانع شویم؟ از موفقیتِ دیگران خوشحال میشویم یا ناراحت؟ چنین مواردی موجب معلولیت می‌شود. اما چون فراوان است، کسی آن را به عنوان معلولیت نمی‌شناسد!
 
معلولیت در دست و پای من نیست؛ در نوعِ فکرِ من است. به هوش هم مربوط نیست. آدمی که باهوش است، اگر معلولِ ذهنی باشد (به این معنا که غلط فکر کند) به مراتب، بیشتر معلولیت را پخش میکند و هر چه باهوشتر باشد، بدتر هم هست.
 
خواهشی که از شما و خودم دارم(از سر صداقت و دوستی):
منش، بینش و آگاهی خودمان، همسرمان و فرزندان‌مان را معلول نکنیم.
محیط باید به گونه‌ای باشد که همه بتوانند ابراز وجود کنند و از حضور خود خوشحال باشند و به آن افتخار کنند؛ خود را دوست داشته باشند...
با صندلیِ چرخدار می‌آید، قدمش سرِ چشم.
 
آن که با عصا یا صندلی چرخدار میآید، یا گوشش سنگین است، یا چشمانِ ضعیفی دارد، به مراتب مشکلات بیشتری دارد. به او کمک کنیم؛ دوستش داشته باشیم و متناسب با توانایی‌هایش به او اجازه بدهیم تا خودش‌ و استعدادهایش را نشان دهد.
به او این احساس را بدهیم که ما، تو را دوست داریم؛ تو دوست‌داشتنی هستی.
کسی که پایش مشکل دارد، نمی‌تواند در دویدن با آدمِ سالم رقابت کند. ولی ارزشِ من و شما که در دویدن نیست. اسب از من و شما و قهرمانِ المپیک هم تندتر و بیشتر میدود. حتی خرس و فیل از انسان سریعتر می‌دوند. ضعیف‌ترین ماهی‌ها، سریعتر از قویترین شناگرها شنا می‌کنند.
 
 
قهرمانآن چیزی که به من و شما کمک می‌کند تا پرواز کنیم، شنا کنیم، زیرِ دریا برویم، هواپیما، ناو و کِشتی بسازیم، فکرِ من و شماست؛ نه دست و پایمان!
فکر است که ارزش دارد. اگر روزی خواستیم کسی را طبقه‌بندی کنیم که معلول است یا سالم! باید فکرش را بسنجیم؛ نه توانایی جسمی‌اش را.
ارزشِ من و شما به دست و پایمان نیست (البته که باید بابتِ سلامتِ جسم‌مان از خداوند تشکر کنیم).
 
به قول حضرت مولانا:
ای برادر تو همان اندیشه‌ای
ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای
گر گلست اندیشهٔ تو گلشنی
ور بود خاری تو هیمهٔ گلخنی
 
به چه چیزی و چطور فکر می‌کنید؟ ترمز می‌کنید یا رها می‌کنید؟ آباد می‌کنید یا خراب می‌کنید؟ می‌بخشید یا دریغ می‌کنید؟ تفاوتِ قهرمان و غیر قهرمان در این موارد است.
بیاییم اول قهرمان‌بودنِ خودمان را کشف کنیم، بپرورانیم و کاری کنیم که از بودنِ ما، اول خودمان، بعد انسانهای دیگر و بعد، شرایط زندگی و محیط اطرافمان، بهره‌مند شوند.
قهرمان بودن کار دشواری نیست اگر راهش را یاد بگیریم و خیلی مشکل است اگر نخواهیم آن را یاد بگیریم.
 
از این به بعد، وقتی به آدم‌ها نگاه می‌کنیم به جای این که بگوییم قدش چقدر است؟ مویش چه رنگی است؟ چشم خوب می‌بیند؟ و گوشش خوب می‌شنود یا نه؟! سوال کنیم که: چطور فکر می‌کند؟ چطور به خودش و دنیا نگاه می‌کند؟ من چه کمکی میتوانم بکنم که این شخص، دیدِ خوب و مثبتی به خود داشته باشد؟ خودش را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر به خودش احترام بگذارد؟
 
آنوقت است که تو قهرمانی. آنوقت است که تو قهرمانِ قهرمانانی.
خودت را دوست داری و کمک میکنی تا دیگران نیز خودشان را بیشتر دوست بدارند.
با هم کمک کنیم تا زندگی، صحنه‌ی یک باشگاه ورزشیِ زیبایی شود که همه در آن قهرمانند. به تعدادِ آدمها سکّو وجود دارد. همه سکّوها در یک سطح هستند و همه اول‌اند.
هر کسی در کارِ خودش، در تخصصِ خودش. 
 
دنیای خداوند، کوچک نیست که فقط یک نفر باید قهرمان شود. همه‌ی ما میتوانیم مدال طلا بگیریم ولی در رشته و کارِ خودمان.
در چه رشته‌ای؟ در رشته‌ی فکر و اندیشه.
 
ارزشِ من و شما به اندیشه و نوعِ فکر و نوع نگاهی‌ است که به خودمان و به دنیا داریم. به منِشِ ماست، نه به قدرتِ عضلات‌مان یا بلندی و کوتاهی قدمان یا حتی تحصیلات‌مان.
تحصیل باید در خدمتِ اندیشه‌ی من باشد. اگر اندیشه‌ی من پرورش پیدا نکند و من آدمِ خوبی نشوم، تحصیلات به درد نخواهد خورد.
 
بیایید به هم قول بدهیم کاری کنیم هر کسی در شعاعِ مِهرِ ما قرار میگیرد، احساس کند آدمِ بهتر و ارزشمندی است و این ممکن نیست مگر این که اول با خودمان کنار بیاییم، خودمان را دوست بداریم و خودمان را همین طور که هستیم، بپذیریم. 
همواره به یاد داشته باشیم: 
ای برادر تو همان اندیشه‌ای...
 
دوستدارتان محمود معظمی
 
لطفا لینک این مطلب "به راستی قهرمان واقعی کیست؟" را برای عزیزان
خود از ایمیل، پیامک، تلگرام و هر راهی که می‌دانید ارسال کنید
تا کمک کنیم تا خانواده، جامعه، کشور و دنیا جای بهتری برای زیستن شود.
 
 
 
پیشنهاد می‌کنیم سمینارهای زیر را دانلود و گوش کنید:
برای دانلود لطفا روی عکس کلیک کنید
 
  
 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .

 



. . .

دانلود آموزش‌های محمود معظمی

دیدگاه های شما  

 
0 #2 جلیل پورمهری 20 اردیبهشت 1395 ساعت 17:50
اینکه یه نفر اینقدر دنیا رو به گونه متفاوتی ببینه خیییلی جالبه واسم.
و اگر این بیانات سوای از بر زبان امدن، درونی سازی شده ی شخصیت ایشون باشه واقعا خوشا به سعادتشون که چه آرامشی بر زندگی و بدنشون حکمفرماست.
خیلی دوس دارم بدونم چطور میشه این خرد و طرز فکر غیرعادی رو بسط و گسترش داد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #1 اصغر سحرخیز 19 اردیبهشت 1395 ساعت 07:35
سلام صبح زیبا ی روز یکشنبه همگی همداران مخصوصا استاد معظمی عزیز بخیر وشادی شکر و سپاس خدای مهربان بعد از مدتی تعطیلی مطالب امروز اول صبح چشم ما ن به این مطلب زیبا افتاد تا بیشتر اطرافمان را بشناسیم بسیار بسیار عای و اثر بخش متشکر و سپاسگزارم با تشکر مهندس اصغر سحرخیز دبی
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.