آموزش فروش

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

فرستادن به ایمیل

حافظ منشین بی می و معشوق زمانیبلندترین شب سال، یلدا را سپری کردیم و باز هم گذر از دل تاریک‌ترین تاریکی و رسیدن به نورِ روزی نو، به ما نوید داد که همواره در سخت‌ترین لحظات زندگی نیز باید «امید» داشت. سنت تفأل به دیوان حافظ، یکی از رسوم این شب ایرانی است و خوش دیدیم که در دومین روز از زمستان، با خواندن غزلی زیبا از حافظ سرخوش شویم و چهارشنبه‌ای دل‌انگیز را آغاز کنیم. برای خواندن این غزل، لطفاً به ادامۀ مطلب مراجعه نمایید.

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماهِ رخِ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل‌اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمۀ چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش‌بوی مشام است

از چاشنیِ قند مگو هیچ و ز شکّر
زان رو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است

تا گنجِ غمت در دل ویرانه مُقیم است
همواره مرا کوی خرابات مُقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

می‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است


» پیشنهاد: این غزل را در تصنیفی گوش‌نواز با صدای همایون شجریان نیز بشنوید و لذتِ دوچندان ببرید.

عکس ابتدای مطلب: خبرگزاری مهر

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.