آموزش فروش

«پرویز امیرحسینی» دربارۀ «نیما» چه گفت؟

فرستادن به ایمیل

«پرویز امیرحسینی» دربارۀ «نیما» چه گفت؟علی‌اکبر قزوینی/ این روزها با «نیما» بیشتر آشنا شده‌ام، همان نیما یوشیج معروف. سالِ پیش بود که سری به خانه‌اش در یوش زدم که چه روستای باصفا و چه خانۀ دلبازی بود. هر چه از این اتاق به آن یکی می‌رفتی تمام نمی‌شد، و من در این اندیشه بودم که نیما کدام یک از شعرهایش را اینجا در این فضا یا در کنار رود و بالای کوه سروده، یا اصلاً چطور فکر نوسازی و انداختن طرحی نو در شعر فارسی به ذهنش خطور کرده بود. همین اواخر، کتاب «نامه‌ها»ی او را هم خریدم و در یکی از نامه‌ها این جمله‌اش بسیار به دلم نشست: «این منم که باید سرمشق زندگانی خودم باشم.» در حالی که در همنشینی با نیما هر چه بیشتر از دنیای ذهنی او لذت می‌بردم، کتاب شعرهای او را اینجا در دفتر محمود معظمی یافتم.

این کتاب ماه‌ها اینجا بود و من هم شاید بارها آن را دیده بودم، اما هنوز وقت آن نشده بود که بازش کنم و در دست بگیرم‌اش. باور دارم که زمانی که ما آماده باشیم، فرصت‌ها و پدیده‌ها و چیزها خود را به ما می‌نمایانند. و نشانه‌ها می‌گویند اکنون وقت آن رسیده که بیشتر با نیما، شعرها و نوشته‌های او آشنا شوم. هر چه نباشد، آدمی که ۲۶ سال پیش از آغاز قرن ۱۴ خورشیدی (در سال ۱۲۷۴) زاده شده، در زمانه‌ای که هنوز سلسلۀ قاجار بر ایران حکم می‌رانْد و این سرزمین کهنسال در سال‌های پیش رو آبستن حوادث بی‌شماری بود، باید یک اتفاق خاصی در زندگی‌اش و در درونِ شوریده‌اش افتاده باشد که بتواند از الگوهای چندهزارسالۀ شعر کهن فارسی فرا برود، این «ده نمک» را ترک کند، و شعر نو فارسی را بنیاد بگذارد.

زمانی که کتاب شعرهای نیما را گشودم، تقدیم‌نامه‌ای در ابتدای آن مرا مجذوب خودش کرد. کتاب به محمود معظمی تقدیم شده بود، از سوی پرویز امیرحسینی که دانش‌آموختۀ نوابغ فروش است و البته اهل شعر و ادب. من به‌شخصه و با همۀ وجود لذت می‌برم که دورۀ نوابغ فروش میزبان این همه انسان بزرگوار و بزرگ‌اندیش است. از هنرمند اهل ادبیات گرفته تا نقاش و اهل موسیقی، از استاد دانشگاه تا پزشک داروساز و تاجر صاحب فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بنیادگذاران برندهای خوشنام.

از ماجرای اصلی دور نشویم. آقای امیرحسینی که خودشان شعر هم می‌سرایند، در تقدیم‌نامۀ خود بسیار موجز و اثرگذار، نیما را معرفی کرده و بزرگی و اهمیت او را شرح داده بودند. سخن کوتاه می‌کنم و دعوت می‌کنم با هم این متن را بخوانیم:

به نام او که هر چه هست، از هستِ اوست

نیما را شاعر افسانه نام نهاده‌اند و خودش می‌گوید: من مانند رودخانه‌ای هستم که هر کس بخواهد می‌تواند از هر کجای من بی‌سروصدا آب بردارد و سیراب شود. و شهریار می‌گوید نمی‌دانم سبوی نیما به کدام خُمخانه وصل است که هر چه از آن برمی‌دارد حتی اندکی هم سرخالی نمی‌شود. اخوان ثالث او را با حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی مقایسه می‌کند و نیمای مردستان می‌خواند که کاری کارستان کرده است، و شاملو به شاگردی‌اش افتخار دارد و الحق اگر نیما نبود نمی‌دانم الان شعر فارسی چه حال و روزی داشت.

استاد گرامی جناب آقای محمود معظمی، بنده از محضر شما بسیار آموخته‌ام و نگاهتان را بسیار دوست دارم، چرا که نکته‌سنجید و ظریف و البته رند، لذا حیفم آمد که با نیما مأنوس نشوید. به عنوان یک شاگرد از شما خواهش می‌کنم نیما را بسیار بخوانید مخصوصاً شعر «افسانه» را.

ارادتمند - پرویز امیرحسینی - ساوه
۹۳/۳/۱۵

تصویر تقدیم‌نامۀ آقای پرویز امیرحسینی در ابتدای کتاب مجموعه اشعار نیما:


» با آقای امیرحسینی قبلاً گفت‌وگویی هم انجام داده بودیم که اینجا می‌توانید ببینید.

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.