آموزش فروش

شاگردها برنده‌اند

علی‌اکبر قزوینی/ در شمارۀ نخست مجلۀ «مدیریت خلاقیت» ــ که قرار است فصلی یک بار منتشر شود و کاری است از بچه‌های خلاق و حرفه‌ای مجلۀ «خلاقیت» که «محمود معظمی» مدت‌هاست (و من هم چند شماره‌ای است) در آن مقاله دارم ــ مطلب جالبی می‌خواندم که بر مبنای گفت‌وگویی با «علی‌اصغر جهانگیری» تنظیم شده بود. ایشان، که یکی از کارآفرینانِ ایران و بنیان‌گذار مجموعه‌های مختلفی از جمله شرکت هگزان و موزۀ مردم‌شناسی کندلوس هستند، توضیح می‌دهند که «شاگردی» چقدر مهم است؛ و با بیان مثال‌های مختلف از زندگی خود، نشان می‌دهند که بودن در کنار یک استادکار و آموختن مهارت‌های عملی، چقدر می‌تواند فرد را در زندگی موفق‌تر کند. (در انتهای همین مطلب، می‌توانید این مقاله را دانلود کنید.)

عموما، اکثر افراد و مخصوصا عزیزانی که در دانشگاه تحصیل می‌کنند، تصور می‌کنند صرف گرفتن یک مدرک، شرط لازم و کافی برای ورود به بازار کار، به دست آوردن کاری خوب، و موفق شدن در آن حرفه است. در حالی که اگر آن دانسته‌های تئوری و نظری در وادی عمل پخته و پرورانده نشود، به کاری نمی‌آید. حتی در دانشگاه‌ها هم تا جایی که امکانش باشد، دانشجویان ترغیب می‌شوند دوره‌های کارآموزی را بگذرانند. هرچند بسیاری ترجیح می‌دهند این دوره‌ها را سرسری بگذرانند و فقط واحد مربوطه را پاس کنند و نمرۀ قبولی بگیرند، اما اگر بدانند که همین شاگردی‌ها و کارآموزی‌ها چقدر می‌تواند در آیندۀ کاری آنها اثرگذار باشد، این فرصت‌ها را جدی‌تر می‌گیرند.

بازار کار، مخصوصا بازار کار ایران که مشخصه‌های ویژۀ خود را دارد، افرادی را می‌طلبد که مهارت‌های لازم برای موفقیت در این بازار را آموخته و در آن آبدیده شده باشند. و البته شاگری صرفا به بازار کار و حرفه محدود نیست. در زمینۀ اخلاق، ارتباط با دیگران، همسرداری و تربیت بچه‌ها و... نیز تا می‌شود، باید شاگردی کرد.

وقتی مطلب آقای جهانگیری را می‌خواندم، روشن‌تر از همیشه دریافتم
یکی از رمزهای موفقیت محمود معظمی، شاگردی او بوده است.

وقتی مطلب آقای جهانگیری را می‌خواندم، روشن‌تر از همیشه دریافتم یکی از رمزهای موفقیت محمود معظمی، شاگردی او بوده است. کمتر باری است که در محضر معظمی بنشینی و کلامی یا خاطره‌ای از استادش نگوید. و او، به گفتۀ خودش، استادان فراوانی داشته؛ از مادربزرگش گرفته تا پرنده‌ای در پشت پنجره. و هنوز هم خود را یک شاگرد می‌داند و همواره آمادۀ آموختن است. بی‌دلیل نیست که رفتار و سخانش چنین بر دیگران اثرگذار است.

و باز به‌روشنی دریافتم که چندین سال ارتباط با محمود معظمی و نشست و برخاست با او، چقدر بر خود من موثر بوده است. بارها همچون یک شاگرد از محمود معظمی آموخته‌ام؛ دیده‌ام که در برخورد با مسائل مختلف چگونه فکر و رفتار می‌کند، چه سخنانی می‌گوید و چه منشی در پیش می‌گیرد. و بارها با شگفتی دیده‌ام که در موقعیت‌های مشابه، چقدر شبیه معظمی رفتار و عمل کرده‌ام. بیش از همیشه خوشحال شدم و خدا را شکر گفتم که سعادت داده شاگرد چنین استادی باشم.

و افزون بر این، برایم بیش از همیشه روشن شد که چرا محمود معظمی دورۀ نوابغ فروش را به شکل آموزشی یک‌ساله با ویژگی‌های منحصر به فرد این آموزش طراحی کرده، و چرا دانش‌آموختگان این دوره این‌قدر موفق هستند و نه‌تنها در کار، که در سایر جنبه‌های زندگی هم می‌درخشند. این دوره، کمک می‌کند تا‌آنها دست‌کم یک سال همچون شاگرد، در کنار استاد باشند و از کسی که هم از علوم روز بهره‌مند است و هم در بازارجهان و ایران فعالیت کرده و مختصات هر دو را به‌خوبی می‌شناسد، بیاموزند.

پیشنهاد می‌کنم مقالۀ آقای جهانگیری را بخوانید؛ آن را اسکن کرده‌ام که در قالب یک فایل PDF می‌توانید از اینجا دانلود کنید. و این مقاله را با اندیشه‌ورزی بخوانید. ببینید کجاهای زندگی شاگردی کرده‌اید و این امر چه اثراتی برای شما داشته؛ و ببینید چطور خودتان یا فرزندان و عزیزان‌تان با پروراندن روحیۀ شاگردی، می‌توانید بسیار موفق‌تر شوید.

» مشتاقیم دیدگاه‌های شما عزیزان را هم اینجا بخوانیم.

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
+1 #8 حسین رضایی 12 مرداد 1393 ساعت 18:15
سپاسگزارم از مطلبی که برایمان منتشر نمودید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #7 سید مهدی حسینی 08 مرداد 1393 ساعت 16:34
نقل قول حسین:
باسلام..وقتی قبول کردم که بلدنیستم کسانی اومدن توزنگی من که خواستن به من یاد بدن..من شاگردی کردم وحرف گوش دادم واولین پیشرفتم ترک موادمخدروسیگاربودبعد16سال مصرف..تغییرشغل درسن37سالگی درست یک سال بعدازاشناشدن بااستادعزیزم معظمی..فوق العاده موفق بودم توکارم وروبه پیشرفت تاخوردم به بحران وکارموازدست دادم..من توماشینم برنامه های استاد گوش میدم..توخونه سمیناروکتابهای متعدد..سمیناهای متعددی روشرکت کردم وباکمک اموزشهای استادم خودموجمع وجور کردم .باوجودترسهای زیادم که بعضی وقتها پاهام سست میشن وقلبم میلرزه همچنان خودموازنظرذهنی حفظ کرده وحرکت میکنم وشغل جدیدی دارم دست وپامیکنم..وقتی سکوت میکنم میگم خدابه همه معلمهای من عمرباعزت بددچراکه همه زندگی من حول محوراموزش شاگردی کردن گوش دادن ویک درصدکمی عمل کردن میچرخه وای بحال وقتی که بالای نوددرصدعمل کنم چی میشه..باتشکر

درود به حسین عزیزداستان زندگی شما هم خودش درس زیادی دارد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #6 حسین 07 مرداد 1393 ساعت 10:09
باسلام..وقتی قبول کردم که بلدنیستم کسانی اومدن توزنگی من که خواستن به من یاد بدن..من شاگردی کردم وحرف گوش دادم واولین پیشرفتم ترک موادمخدروسیگاربودبعد16سال مصرف..تغییرشغل درسن37سالگی درست یک سال بعدازاشناشدن بااستادعزیزم معظمی..فوق العاده موفق بودم توکارم وروبه پیشرفت تاخوردم به بحران وکارموازدست دادم..من توماشینم برنامه های استاد گوش میدم..توخونه سمیناروکتابهای متعدد..سمیناهای متعددی روشرکت کردم وباکمک اموزشهای استادم خودموجمع وجور کردم .باوجودترسهای زیادم که بعضی وقتها پاهام سست میشن وقلبم میلرزه همچنان خودموازنظرذهنی حفظ کرده وحرکت میکنم وشغل جدیدی دارم دست وپامیکنم..وقتی سکوت میکنم میگم خدابه همه معلمهای من عمرباعزت بددچراکه همه زندگی من حول محوراموزش شاگردی کردن گوش دادن ویک درصدکمی عمل کردن میچرخه وای بحال وقتی که بالای نوددرصدعمل کنم چی میشه..باتشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #5 یکتا بهاری 07 مرداد 1393 ساعت 09:44
سلام
درصورتی که برای مجله مدیریت خلاقیت نیاز به ویراستار حرفه ای داشته باشید با کمال میل درخدمتم
من ارادت خاصی نسبت به استاد معظمی دارم
از ایشان درسهای زیادی فرا گرفتم البته لطف خدا بوده که ایشان در مسیر زندگیم قرار گرفتن
من همیشه مطالب ایشان را از طریق مجله پنجره خلاقیت پیگیری میکنم
خداوند عمر باعزت و طولانی به این مرد پاک سرشت بدهد چون تمام هدفش تلاش برای موفقیت دیگران است09355486093
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+7 #4 محمود 06 مرداد 1393 ساعت 12:01
1.نمی دونم ما ایرانی ها چه اسرار و پافشاری در اختراع مجدد چرخ داریم. عادت کردیم بجای حل مسائل از روش آن، مسائل رو پیچیده تر کنیم.اگر اعتماد به نفس داشته باشیم می توان ابتدا بعنوان دستیار آزمایشگاه استخدام شد و بعد از کسب تجربه لازم پیشرفت هم حاصل می شود.
2.اگه توجه کرده باشید اغلب کارآفرینان و افراد موفق در پاسخ به سوال مرسومی که، لطفا رموز موفقیت خود را بیان کنید، بجای برشمردن نکات و کلید های آن بذکر مصایب زندگی و دورانی که به سختی بر آنها گذشته می پردازند. گویی پیش نیاز پیشرفت، سختی و عذاب و از کف که نه از 1- شروع کردن است.
3. فراموش نکنیم درسرزمینی که چند سالی است مدام از کودک آزاری در مدرسه و حال در مهدکودک شنیده می شود (چه رسد به اینکه فرزندان را به مکانیکی و نجاری و... بفرستیم.)، فرق بسیاری با کشورهای توسعه یافته وجود دارد.
4. ای کاش همانند کشورهای توسعه یافته و صنعتی به بالا بردن اعتماد بنفس در جوانان، تقویت دانشگاه ها جهت افزایش بنیه علمی دانشجویان وتقویت نیروی کار متخصص نه صرفا دارای مدرک تحصیلی، بپردازیم. امیدوارم اینبار بیراه نرویم و از اینطرف بام نیفتیم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #3 افشین 06 مرداد 1393 ساعت 07:26
سلام
ولی نکته‌ی انحرافی اینکه اسکن نبود.
با موبایل عکس گرفته شده بود. :lol:
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #2 Faramarz 06 مرداد 1393 ساعت 05:37
با درود؛
با تشکر از مطالب مفید و آموزنده شما.
در حقیقت بحث شاگردی؛ یکی از بهترین و موثرترین روشهای موفقیت در هر کاریست. در بسیاری از وب سایتهای کارآفرینان موفق؛ سرویسی تحت عنوان coaching وجود دارد که افراد محدودی قادرند تا با ارتباط مستقیم و موثر با فرد یا افراد موفق؛ از تجربیات و در حقیقت فوتهای کوزه گری هر حرفه ای استفاده کنند و در نهایت خروجی یادگیری آنها منجر به موفقیت خواهد شد.
ارادتمند
فرامرز
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #1 اسماعیل 05 مرداد 1393 ساعت 22:40
سلام عزیزان
یکی ازنگرانیهای اصلی درشروع هرکاری ترس است وبه قول استاد "بترس واقدام کن"
وشایداولین اقدام شاگردی ازاستادها برای غلبه برترسها باشد.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.