آموزش فروش

رو لانه شو

علی‌اکبر قزوینی/ دامی و مرغ از تو رمد، رو لانه شو رو لانه شو.

تو می‌خواهی ثروتمند‌تر شوی. موفق‌تر باشی. در زندگی‌ات بدرخشی. کامیابی را لمس کنی و خواسته‌هایت را در آغوش بگیری.

تو می‌خواهی خوش و سرخوش باشی.

می‌خواهی از زندگی‌ات هر چه بیشتر لذت ببری.

می‌خواهی شاداب و فرحناک باشی.

به خودت بنگر و خودت را ارزیابی کن. اگر تو تقسیم‌کنندۀ ثروت و موفقیت و درخشش و کامیابی و خوشی و سرخوشی و لذت و شادابی و فرحناکی باشی، به خودت چه مقدار از اینها را می‌دهی؟ آمادگی دریافت چه مقدار از این برکت‌ها و نعمت‌ها را در خودت می‌بینی؟ چقدر با آنها هم‌ساز و هم‌نوایی؟

تو می‌دانی تا زمانی که ارتعاشات درونی‌ات ــ فکر و حس‌ات ــ هم‌سان و هم‌گونِ آن‌چه می‌خواهی نباشد، آن‌چه می‌جویی را نخواهی یافت. تو در پی مرغی، در پی پرندۀ خوشبختی، همای سعادت؛ اما همچون دامی بر سر راه این مرغی. مرغ از دام می‌رمد، نزدیکش نمی‌شود، به سراغش نمی‌آید. و حتی اگر ناخواسته اسیر دام شود، خوشحال نخواهد بود. مرغِ ناخوش‌احوال، حال تو را هم خوش نمی‌کند. (برای همین هم هست که هم‌اکنون خیلی چیز‌ها داری که روزی آرزویت بودند اما دیگر خوشحالت نمی‌کنند. یا به زور آنها را به دست آورده‌ای، یا دیگر با آنها هم‌نوا نیستی؛ دامِ آنها شده‌ای.)

در پی مرغ نباش. لانۀ مرغ شو. آرامشگاه مرغ شو. مأمن و مأوای مرغ شو. مرغ خودش خواهد آمد.

در پی ثروت نباش. لانۀ ثروت شو. جاذب ثروت شو. ثروت خودش جذب تو خواهد شد.

در پی کامیابی نباش. شایستۀ کامیابی شو. قدر خودت را بدان، استعداد‌هایت را بشناس، توانایی‌هایت را دریاب و آ‌نها را پرورش بده. لانه و خانۀ موفقیت شو. موفقیت از آنِ تو خواهد شد.

تو بیشترِ عمرت را در پی نشانه‌های نادرست رفته‌ای. وقتت را در جای نامناسب تلف کرده‌ای. آن‌چه را می‌خواهی، بیرون از خود نجوی. هر آن‌چه می‌خواهی در درون تو هست. لانه‌ها را بساز. مرغ‌ها از راه می‌رسند.

رو لانه شو.

تو می‌توانی.

پیشنهادهای عملی برای امروز:

در ابتدای روز، پس از برخاستن از خواب و پیش از ورود به جریان زندگی، تسبیحت را بردار و هر کدام از این جملات را با یک دور تسبیح بگو؛ و بهتر است با صدایی بگویی که به گوشت برسد:
من خودم را دوست دارم
من دوست‌داشتنی هستم
من می‌توانم
رو لانه شو
خدایا شکر
می‌توانی در پایان این کار، با دستانت بوسه‌ای بر گونه‌هایت بگذاری و خودت را در آغوش بگیری و به خودت بگویی: «…… جان، دوستت دارم!» (جای خالی، نام خودت را بگذار؛ مثلا شاهین جان، دوستت دارم! آرزو جان، دوستت دارم!)

یکی از چیزهایی را که مدت‌ها می‌خواسته‌ای اما هنوز به دستش نیاورده‌ای، به‌ خاطر بیاور. آن چیز می‌تواند مثلا خودرو دلخواه، خانه، همسر رویا‌ها، شغل مورد علاقه، خرید یک وسیله، رفتن به دانشگاه، راه‌اندازی یک کسب‌وکار، بچه‌دار شدن و... باشد. یک برگ کاغذ بردار، یا دفترچه‌ای، با یک قلم روان؛ یا می‌توانی از کامپیو‌تر یا تبلت یا تلفن همراهت استفاده کنی (هر وسیله‌ای را که راحت‌تری بردار)، و بر بالای صفحه، خواسته‌ات را بنویس. در سطر بعدی، واژه‌های «دام» و «لانه» را بنویس. با فراغِ خاطر و در جایی آرام، زیر هر کدام از این دو واژه مصداق‌هایشان را بنویس. مثلا برای خرید خودرو دلخواهت، کجاهای وجودت دام هستی و کجا‌ها لانه؟ می‌بینی که بیشتر دام هستی تا لانه. برای همین است که خواسته‌ات هنوز به واقعیت در نیامده. ببین که چطور می‌توانی دام‌ها را برکَنی و بر لانه‌ها بیفزایی. از آگاهی تازه‌ات لذت ببر، و این فهرست را حفظ کن و دست‌کم ۲۱ روز هر روز آن را مرور کن و ببین چگونه با تغییر وجودت، می‌توانی تغییرش بدهی: از دام‌ها بکاهی و بر لانه‌ها بیفزایی.

از خواندن غزل مولانا، هر چند بار که خواستی، در طول امروز لذت ببر:

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو دیوانه شو!
و اندر دل آتش درآ، پروانه شو پروانه شو!
هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم‌خانه شو هم‌خانه شو!
رو سینه را چون سینه‌ها، هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو!
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می‌روی، مستانه شو مستانه شو!
آن گوشوار شاهدان هم‌صحبت عارض شده
آن گوش و عارض بایدت، دردانه شو دردانه شو!
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان، افسانه شو افسانه شو!
تو لیلة‌القبری برو، تا لیلة‌القدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو!
اندیشه‌ات جایی رود، وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا، پیشانه شو پیشانه شو!
قفلی بود میل و هوا، بنهاده بر دل‌های ما
مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو!
بنواخت نور مصطفی آن اُستُن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی، حنّانه شو حنّانه شو!
گوید سلیمان مر تو را: بشنو لسان الطیر را
دامی و مرغ از تو رمد، رو لانه شو رو لانه شو!
گر چهره بنماید صنم، پر شو از او چون آینه
ور زلف بگشاید صنم، رو شانه شو رو شانه شو!
تا کی دوشاخه چون رخی؟ تا کی چو بیذق کم تکی؟
تا کی چو فرزین کژ روی؟ فرزانه شو فرزانه شو!
شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها
هل مال را، خود را بده، شکرانه شو شکرانه شو!
یک مدتی ارکان بدی، یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان شدی، جانانه شو جانانه شو!
ای ناطقه بر بام و در، تا کی روی در خانه پر؟
نطق زبان را ترک کن، بی‌چانه شو بی‌چانه شو!

مطلبی که خواندید، بخشی از کتاب در دست تالیفِ «دیوانه شو: ۴۰ روز با مولانا» نوشتۀ علی‌اکبر قزوینی است.


» شما بگویید:
دربارۀ مطلبی که خواندید چه نظری دارید؟ آیا موافقید که باید ابتدا لانه را آماده کرد و سپس منتظر مرغ خوشبختی و ثروت و کامیابی و… بود؟ خودِ شما چه تجربه‌هایی در این زمینه دارید؟ لطفا دیدگاه‌های ارزشمند خود را اینجا بنویسید تا همۀ ما بخوانیم و بهره‌مند شویم. سپاسگزاریم!

 

راز چراغ جادو، سمیناری از محمود معظمی
برای شما که:
می‌خواهید سریع و آسان و خوشایند به خواسته‌های خود برسید!

برای دریافت اطلاعات بیشتر و سفارش نسخۀ خود
لطفا هم‌اکنون روی تصویر بالا کلیک کنید.

. . .

 

دیدگاه های شما  

 
-1 #24 سیامک 07 مهر 1392 ساعت 14:11
در نزدیکیه ساحل دریا تصمیم گرفتم برای ماهیهای از همه جا بیخیبر دام بگذارم
تورم رو پهن کردم و به منزل رفتم صبح برای بازبینی دامم به ساحل آمدم و دیدم کلی ماهی به دامم افتاده.از در آمد صیدم تور دیگه ای خریدم و صید بیشتر و در آمد بیشتر.از در آمد بیشتر قایقی خریدم و کارم رونق بیشتری گرفت.کم کم در کارم استاد شدم و تونستم یک لنج اجاره کنم و الان یک لنج قسطی خریدم و یک حجره هم در بازار ماهی فروشها دارم و خودروی خوبی هم خریداری کردم.کسانی هم هستند از همکاران من که با کشتیهای بزرگ برای کسب ثروت به دریاهای عمیق میرن و با کلی صید ماهی بر میگردن.
کسب ثروت=کار و تلاش همین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #23 حسن سعیدی 21 شهریور 1392 ساعت 09:04
با نام و یاد خداوند بزرگ ، بخشنده و مهربان مهر گستر
جناب قزوینی عزیز ضمن تقدیر و تشکر از حضرت عالی برای این مطلب پر معنا و اثرگذار ، چشم به راه تکمیل و عرضه کتاب ارزشمندتان هستیم .
اما نطرم در خصوص این مطلب اینست که اکثر اوقات بدلیل عدم آموزش صحیح ی لانه را می سازیم اما چه لانه ای یا اینقدر سست و بی بنیان است که تاب و تحمل مرغی را ندارد ویا آنقدر لانه قرص و محکم و پر هزینه می سازیم که هر مرغی خودش را لایق نشستن در آن نمی بیند یا ما قانع و راضی به نشستن هر مرغی در آن نیستیم که در هر دو صورت دچار مصیبت و بحرانیم . امید دارم با دریافت آموزش های صحیح و اصولی هم لانه را درست بسازیم و هم مرغ را خوب و منطقی انتخاب کنیم .انشاءالله
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #22 اشکان 20 شهریور 1392 ساعت 20:37
میخوای پول دار بشی به قول قدیمیا دست رو زانوت بزار یا علی بگو و شروع کن فقط باور کن ثروت و راه به دست آوردنش یک شبه جهش نمیکنه و کامل نمیشه بلکه به آرامی و اکتسابی پیش میره
این مرغ و لانه و خانه و غیره هم فقط ذهن رو داره گیج میکنه
رسیدن به ثروت فقط تمرین و آموزش میخواد نه متون تفسیر پذیر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #21 حامد 19 شهریور 1392 ساعت 12:49
درود به همه مکتب کمالی های دوست داشتنی
از مطب ارائه شده تونستم استفاده کنم و به خاطرش ازتون ممنونم
شاد و موفق باشین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #20 امیر 19 شهریور 1392 ساعت 10:53
نقل قول حسین:
سلام
من برداشتم اینه که این شعر زیبا نمیتونه تاثیری در زتدگی داشته باشه و وبا دوستی که اظهار کرده بود این متن جنبه انگیزشی داره موافقم..مطالب انگیزشی تاثیر موقت دارند نه درازمدت...

حسین جان آنهایی که میگویند "می شود" و آنهایی که میگویند "نمی شود" هر دو راست می گویند.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #19 حسین 18 شهریور 1392 ساعت 14:50
سلام
من برداشتم اینه که این شعر زیبا نمیتونه تاثیری در زتدگی داشته باشه و وبا دوستی که اظهار کرده بود این متن جنبه انگیزشی داره موافقم..مطالب انگیزشی تاثیر موقت دارند نه درازمدت...
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #18 بابک 17 شهریور 1392 ساعت 19:20
سلام


آقای قزوینی خواهش میکنم تو تیراژه بالا چاپ کنید یا پیش فروش کنید که تو خماریه کتابتون نمانیم
من هنوز نتوانسته ام کتاب خوشبختی اای معظمی بخرم... ظاهرا تجدید چاپ نشده ...
آنانکه میگویند میشود و انانکه میگویند نمیشود هردو درست میگویند
بحث کردن هیچ فایده ای ندارد..


منو بی کتاب نذاری اقای قزوینی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #17 سعید 17 شهریور 1392 ساعت 00:09
نقل قول فرح:
با سلام و احترام به نظر حضرتعالی . پیشنهادمیکنم:کتاب ضمیر ناخودآگاه خود را بشناسیم نوشته آقای مهندس غروی مطالعه بفرمائید و به معجزه ضمیر ناخود آگاه پی میبرید.البته بنده نیز چون عادت داشتم با عقل (خودآگاهم ) زندگی کنم هنوز خیلی موفق نبودم اما تلاشم را میکنم چون مطمئنم شدنی است. ودیگراینکه گاهی آنقدر باید شعار داد تا به شعور رسید و آنوقت است که می بینید همان را انجام میدهید که مدتی قبل بنظر شعار می آمد .موفق باشید.بقول بزرگی :اینها نصیحت نبود یادگاری بود

فرخ جان سلام ...امیدوارم خودت به این قضیه پی برده باشی که این موضوع ناخودآگاه کاملا بحث متفاوتی که اساتید موفقیت در ابران مطرح میکنند این ناخودآگاهی که فروید میگه اصلا بحث کاملا متفاوتی و اصلا با تلقین ارتباطی نداره....تو نوشته هات ذکر کردی که تاحالا نتیجه نگرفتی ومن ازت خواهش میکنم این قضیه رو پیگیری نکن چون بهت قول میدم نتیجه نمیگیری چون کاملا با واقعیتهای جهان ناسازگار است ما در دنیایی داریم زندگی میکنیم که به قول پاسکال با زبان ریاضی نوشته شده نه با ضمیر ناخودآگاه ما.....
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #16 فرح 16 شهریور 1392 ساعت 09:14
نقل قول ابوالفضل جعفری:
جناب آقای انصاری
با سلام و احترام

ضمن احترام به عقاید جنابعالی، پیشنهاد می گردد جهت روشن شدن موضوع جناب قزوینی به کتاب حکایت دولت فرزانگی علی الخصوص فصل دهم؛ یادگیری تسلط بر ذهن ناهشیار مراجعه فرمایید.
آقای قزوینی، تبریک می گم واقعاً جالب بود.

با تشکر

با سلام و احترام به نظر حضرتعالی . پیشنهادمیکنم:کتاب ضمیر ناخودآگاه خود را بشناسیم نوشته آقای مهندس غروی مطالعه بفرمائید و به معجزه ضمیر ناخود آگاه پی میبرید.البته بنده نیز چون عادت داشتم با عقل (خودآگاهم ) زندگی کنم هنوز خیلی موفق نبودم اما تلاشم را میکنم چون مطمئنم شدنی است. ودیگراینکه گاهی آنقدر باید شعار داد تا به شعور رسید و آنوقت است که می بینید همان را انجام میدهید که مدتی قبل بنظر شعار می آمد .موفق باشید.بقول بزرگی :اینها نصیحت نبود یادگاری بود
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #15 فرح 16 شهریور 1392 ساعت 09:07
با سلام و تبریک بخاطر اتنشار کتابتون.البته که با فرمایش شما موافق وکلید واژه مناسبی می باشد.آنچه که با خواندن این شعر زیبا به ذهن بنده متبادر شد را مینویسم.
-حیلت رها کن عاشقا:خودم را گول نزنم وخودم را همینطور که هستم بپذیرم/-هم خویش را بیگانه کن ، هم خانه را ویرانه کن :تمام باورهای غلط گذشته را دور بریزم و آن خانه عنکبوتی را خراب کنم.(اینهفته به مرکز سلولهای بنیادی بیمارستان شریعتی رفته وعضو شوم)/-گر سوی مستان میروی مستانه شو ، مستانه شو: از ضمیر ناخودآگاه کمک بگیرم(مثال:کارتون گوریل انگوری، بیگلی بیگلی ضمیر خودآگاه است عقل و تدبر دارد اما قدرت زیادی ندارداما گوریل انگوری عکس آن است لذا بیگلی بیگلی و گوریل انگوری با هم کارهای بزرگ و بظاهر غیر ممکن را انجان میدهند.)البته من در حال سعی کردن برای این موضوعم لیکن اندر خم یک کوچه ام .بامید موفقیت
شاد و تندرست باشید :-) @
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.