آموزش فروش

دشمن پنهان

امین القاسی‌زاده/ ترس را همه ما انسان‌ها می‌شناسیم: ترس از مرگ، ترس از شکست، ترس از رازهای نو، ترس از نگاه تحقیرآمیز دیگران، ترس کودک از مدرسه وحتی ترس بیمار از صندلی انتظار مطب دکتر که با خودش در کشمکش است تا آرام و مسلط باشد. تقریبا هر چیزی که در دنیا هست احتمال دارد روزی باعث ترس کسی شده باشد.

به تازگی یک سایت اینترنتی در حوزه روان‌شناسی، فهرست بلندبالایی مشتمل بر ۱۵۰۰ نوع ترس مرضی یا هراس انسان مدرن را منتشر کرد. مانند ترس از تلفن، ترس از اعداد و یا شوخی کردن که واقعا مدرن هستند. مدنظر در این مبحث بیشتر ترس‌هایی است که ریشه روانی دارند و اشخاص مبتلا به آنها لحظه‌ای از آسیب‌های آنها ایمن نمی‌مانند.

هراس و وحشت از ترس یک امر عادی و معمولی نیست که یک بار بیاید و برود بلکه در نهاد انسان ریشه می‌دواند و او را دائما از یک یا چند چیز می‌ترساند.

کسی از بلندی یا ارتفاع می‌ترسد، دیگری از فضای بسته، دیگری از تاریکی و یا هواپیما.

آیا ترس‌های شدید و غیرمعقول با شخصیت و دوران کودکی انسان رابطه دارد؟

دکتر مک کوایر می‌گوید: «مهم‌ترین مطلب قابل ذکر در مورد اشخاص مبتلا به فوبیا یا ترس‌های شدید، آن است که این‌گونه افراد در زندگی لحظه‌ای آرامش فکری و روحی ندارند و تصور می‌کنند دشمن در کمین نشسته و هر لحظه ممکن است حمله کرده، زندگی‌شان را تباه کند.»

بنابراین ترس، چون بسیاری از صفات خوب و بد، از دوران کودکی آغاز و تا پایان عمر با انسان همراه است و گاهی ممکن است باعث یکی از بیماری‌های عصبی و افسردگی و امثال آن ‌شود.

ترس باعث نگرانی شده و در اعصاب معده اثر کرده و معمولا عصیرهٔ معدی را از حالت طبیعی خارج می‌کند و این باعث زخم معده می‌گردد.

انسان معمولا با دو ترس متولد می‌شود: ترس از افتادن و دیگری ترس از سروصدا.

ترس بر ۲ نوع است: ترس طبیعی و ترس غیر طبیعی.

ترس طبیعی، مطلوب و بجاست مثل صدای نزدیک شدن اتومبیل که به ما کمک می‌کند خود را از مسیر حرکت آن کنار بکشیم و جان خود را از خطر تصادف نجات دهیم.

بقیه ترس‌ها از طرف خانواده و اجتماع و... به ما القا شده و به صورت باور در ضمیرمان ثبت گردیده است.

اما ترس غیر طبیعی، ترسی است که ریشه روانی داشته و به نیروی تخیل مربوط می‌شود.

مثلا وقتی می‌خواهیم در دریا شنا کنیم یک تصویر ذهنی از غرق شدن در ضمیر به وجود آمده و از شنا کردن منصرف می‌شویم. که این ترس غیر طبیعی است اگر اصول شنا کردن را بیاموزیم نه تنها نمی‌ترسیم بلکه لذت می‌بریم.

بسیاری از افراد منفی‌گرا همواره از اتفاقات وحشتناکی که ممکن است پیش آید چنان در هول و هراس می‌افتند که عاقبت گرفتار بلاهایی که در ذهن می‌پروانند می‌گردند.

در واقع می‌توان چنین گفت که ترس‌های غیرطبیعی، به ترس‌هایی اطلاق می‌شود که ما خودمان عامل اصلی آن هستیم.

فیلسوف معروف «امرسون» می‌گوید: «کاری که از آن می‌ترسید انجام دهید تا ترستان بریزد.»
و به‌قول محمود معظمی: «نمی‌گویم نترسی، بترس و اقدام کن!»

بنابرابن باید دانست که ترس انسان رشد می‌کند، و بر تمام زندگی و افکار تسلط می‌یابد. قلب تند‌تر می‌زند و معده آشوب می‌شود و اختلال در خواب ایجاد می‌گردد. ترس مانند اضطراب و استرس و شوک روحی و روانی بر سلامتی و شادی، روابط و تعامل با دیگران تاثیر می‌گذارد.

راه چاره، در رودرویی با ترس است! یعنی باید تصمیم گرفت و با آن مقابله کرد.

«مارک تواین» می‌گوید: «شهامت به معنی فقدان ترس نیست، بلکه تسلط بر ترس است.»

تفاوت انسان شجاع و ترسو این است که اولی با ترس روبرو می‌شود و با آن کنار می‌آید و دومی از آن می‌گریزد؛ البته ترس و ترسیدن یک امر طبیعی است ولی مهم این است که قواعد روبرو شدن و تسلط با آن ــ که نوعی تسلط بر ذهن ناخودآگاه و اعتماد به نفس تلقی می‌شود ــ را نباید فراموش کرد.

شجاعت، عشق و معنویت عواملی هستند که می‌توانند در رویارویی با ترس‌هایمان به ما کمک کنند.

پیوسته به یاد داشته باش: تو آینه‌ای هستی برای انعکاس نور خداوند.


برای عبور از ترس‌های خود، پیشنهاد می‌کنیم این سمینار را حتما ببنید:
(لطفا روی تصویر کلیک کنید)


 

. . .

 

دیدگاه های شما  

 
0 #8 سیامک 07 مهر 1392 ساعت 14:13
متن بجا و خوبی بود آقای القاسی زاده
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #7 اشکان 20 شهریور 1392 ساعت 21:12
ترسهای غیر طبیعی از بهترین ابزار برای انواع سوء استفاده از مردم بوده و هست پس ترسها رو بشناسید تا حداقل محل استفاده مردمان بد کردار هوشمند نباشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #6 حامد 11 شهریور 1392 ساعت 10:09
درود به همه ایرانی ها
از موضوع و متن خوبش تشکر میکتم و در تایید اون میتونم بگم بهترین راه برای مقابله با ترس رفتن به طرفش همراه با استفاده از تجربه های خودآدمه
شادو موفق باشین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #5 حسين رضايی 10 شهریور 1392 ساعت 21:54
نقل قول علی قیدی:
[quote name="حسين رضايی"].حسین جان من هم مثل شما هنوز با این ترس دست و پنجه گرم میکنم.متاسفانه قبل از اینکه در آموزشگاه رانندگی ثبت نام کنم.هیچ آشنایی با رانندگی نداشتم چون اصلا ماشینی نبود که با آن تمرین کنم.وقتی برای اولین بار پشت رول نشستم،ماشین را چند دفعه در دنده روشن کردم که این اشکال باعث شد که در اولین جلسه ی رانندگی مربی چنان اربده ای بر سرم بکشد که هنوز که هنوزه از رانندگی متنفر شده ام.خوشبختانه شما مشکل مرا نداشتید،حتما توصیه میکنم با تمرین قبلی در آموزشگاه ثبت نام کنید. :oops:

امید به خدا ،ولی ما داریم با ترسهایمان دست وپنجه نرم می کنیم :الان خیلی وضعیف آموزش بهترشده :جلسه اول پر از ترس ولرز واسترس واضطراب هست ولی اقدام می کنم وبه قول گفتنی می روم جلو وامید به خدا
سپاس آقای قیدی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #4 هما شرفي 07 شهریور 1392 ساعت 21:22
با سلام و سپاس

درسته ، دقيقا در سن پايين كه بودم بياد ميارم توي يه استخر، در باغ يكي از دوستان پدرم افتادم و بالاخره منو نجات دادند كه البته بياد نميارم چگونه؟؟!!!!
اما چند ساله كه شنا ياد گرفتم و بسيار لذتبخش هست و دوست دارم مرتب شنا كنم .
اما با توجه به اينكه حياط خانه ي پدري بزرگ بود و بقيه ي افرادخونه، منو با خودشون مي بردن توي حياط هر كاري داشتن" مخصوصا اگر شب زمستون بود " براي گرفتن دست نماز و .......
اما يه ترسهايي هست كه اگر رعايت نكنيم و نترسيم ، اشتباه كرديم و بايد در واقع تاوانش رو پس بديم

متشكرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #3 علی قیدی 07 شهریور 1392 ساعت 15:20
[quote name="حسين رضايی"].حسین جان من هم مثل شما هنوز با این ترس دست و پنجه گرم میکنم.متاسفانه قبل از اینکه در آموزشگاه رانندگی ثبت نام کنم.هیچ آشنایی با رانندگی نداشتم چون اصلا ماشینی نبود که با آن تمرین کنم.وقتی برای اولین بار پشت رول نشستم،ماشین را چند دفعه در دنده روشن کردم که این اشکال باعث شد که در اولین جلسه ی رانندگی مربی چنان اربده ای بر سرم بکشد که هنوز که هنوزه از رانندگی متنفر شده ام.خوشبختانه شما مشکل مرا نداشتید،حتما توصیه میکنم با تمرین قبلی در آموزشگاه ثبت نام کنید. :oops:
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 حسین فلاح 07 شهریور 1392 ساعت 09:48
متشکرم آقای لقاسی زاده مقاله زیبایی بود و من هم امروز بر این باورم که اگر منتظر روزی باشم که دیگر نترسم در توهمی بزرگ زندگی میکنم ون معتقدم که ترس هم یک خصوصیت اخلاقی است مانند تمام خصوصیتهای دیگر و وجود ترس هم از الطاف خداوند است و مانند یک ترمز در یک خودرو است چرا که رانندگی با یک خودروی بدون ترمز دیوانگی است و آنجایی که این ترمز مانع حرکت خودرو میشود هم خطاست
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #1 حسين رضايی 06 شهریور 1392 ساعت 22:27
سپاسگزارم از آقای القاسی زاده وسپاس ازسردبیر خوب سایت:علی اکبر قزوینی:من هم یه ترسی دارم که چند وقتی هست که دست به گریبانش هستم وخداراسپاسگزارم که هم پول مورد نظرش امروز کامل جورشد وان شالله روز یکشنبه به آموزشگاه رانندگی مراجعه می کنم تا ترس پشت اتومبیل ،بریزد:البته ترس من از این است که تابه حال پشت رول نشسته ام
می ترسم واقدام می کنم
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.