آموزش فروش

بنویسید تا هم روان شما آرامش بیابد هم جسمتان!

ترجمه: فرهاد سلطانی‌نژاد، منبع: تایم/ درد دل و صحبت کردن از تجربه‌های دشوار می‌تواند راهی برای کاستن از رنجِ خاطره‌های ناخوشایند و آسیب‌های روانی باشد، اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید براساس تازه‌ترین پژوهش‌ها، بیان احساسات در قالب کلمات، بهبود جسم را هم می‌تواند سرعت ببخشد!

این پژوهش، یکی از جدیدترین کاوش‌ها دربارۀ ارتباط میان ذهن-جسم است؛ تا نشان دهد که بیان احساسات به‌شکلی منجسم دربارۀ یک تجربۀ ناخوشایند، نه‌تنها برای سلامت روان، که برای سلامت جسم هم مفید و مهم است. این پژوهش نشان داده است که اثر آرامش‌بخش «نوشتن»، می‌تواند زمان بهبود دردهای جسمانی را تا نصف کاهش دهد.

پژوهشگران که تحت نظارت «الیزابت برودبنت» (Elizabeth Broadbent) استاد سلامت روان در دانشگاه اوکلند در نیوزیلند فعالیت می‌کردند، ۴۹ شهروند مسن سالم را که بین ۶۴ تا ۹۷ سال سن داشتند، تحت بررسی قرار دادند. به‌مدت ۳ روز، نیمی از آنها ۲۰ دقیقه در روز را به نوشتن دربارۀ ناخوشایندترین رویدادی که تجربه کرده بودند اختصاص دادند. آنها تشویق می‌شدند که تا حد ممکن دربارۀ افکار و احساسات خود در زمان آن رویداد، باز و صادق باشند و آن‌چه را واقعا حس کرده بودند، بنویسند. همچنین از آنها خواسته شده بود که در صورت امکان، افکار و احساساتی را که هرگز دربارۀ آن رویداد و حس و حال خود به دیگران نگفته بودند، در نوشته‌های خود بیاورند.

اما نیم دیگر شرکت‌کنندگان در مطالعه، به همان مدت دربارۀ برنامه‌های فردایشان می‌نوشتند؛ بی‌آن‌که به احساسات، دیدگاه‌ها و یا باورهای خود اشاره کنند. دو هفته پس از نخستین روزِ نوشتن، پژوهشگران از پوست آنها تحت بی‌هوشی موضعی تکه‌ای بافت را برداشتند که جای زخمی را روی بازوی همۀ شرکت‌کنندگان باقی گذاشت. بافت پوست قرار بود برای مطالعۀ دیگری استفاده شود.

از یک هفته بعد تا التیام کامل زخم‌ها، خانم برودبنت و همکارانش هر ۳ تا ۵ روز یک‌بار از زخم‌ها عکس‌برداری می‌کردند. نتیجه، شگفت‌انگیز بود: یازده روز پس از عمل بافت‌برداری، ۷۶ درصد از افراد گروهی که دربارۀ خاطره‌های ناخوشایند خود نوشته بودند کاملا بهبود یافتند؛ در حالی‌که این رقم برای گروه دوم فقط ۴۲ درصد بود!

خانم برودبنت می‌گوید: «این نخستین پژوهش است که نشان می‌دهد نوشتن دربارۀ رویدادهای آزاردهنده و ناخوشایندی که شخص تجربه کرده است، می‌تواند بهبود زخم را در افراد مسن (که معمولا دیرتر و سخت‌تر از جوان‌‌ترها خوب می‌شوند) تسریع کند.»

البته نخستین بار نیست که ارتباط شگفت‌انگیز میان وضعیت ذهن و تندرستی جسم آشکار شده است. در بررسی‌های پیشین، این نوع نوشتنِ همراه با بیان احساسات (در مقابلِ نوشتن دربارۀ موضوعات خنثی)، بارگزاری ویروسی در بیماران اچ.آی.وی-مثبت را کاهش داده و سطح سلول‌های ایمنیِ مقابله‌کننده با ویروس‌ها را در آنها افزایش داده بود. این نوع نوشتن، همچنین اثربخشی واکسن هپاتیت ب را (با افزایش سطوح آنتی‌بادی (پادتن) تولیدشده توسط واکسن و سرعت‌بخشی به بهبود زخم‌ها) در مردان جوان افزایش داده بود.

اما از دیدگاه سلامت روانی، برخی نتایج با هم متناقض‌اند. یک بررسی جدید نشان داده است که نوشتن دربارۀ تجربه‌های تلخ میدان نبرد، می‌تواند میزان رضایت از رابطۀ زناشویی را در سربازانی که از مناطق جنگی به خانه باز می‌گردند، افزایش دهد. با این حال، در تحقیقی دیگر بیان شده که بیماران مبتلا به «اختلال استرس پس از آسیب» (PTSD) که دربارۀ تجربیات دشوار خود نوشته بودند، کاهشی را در سطح اختلال خود مشاهده نکردند. با این همه، بیان احساسات در قالب واژه‌ها، خلق‌وخو را بهبود داده و سطح هورمون استرس را در این بیماران کاهش داده بود.

بنویسید و بهتر بخوابید!

یکی از راه‌هایی که از طریق آن، نوشتن می‌تواند به بهبود شرایط جسمی کمک کند، بهتر کردن خواب است. خانم برودبنت می‌گوید: «ما دریافتیم افرادی که دست‌کم ۷ ساعت را در بیشترِ شب‌ها می‌خوابند، زودتر از دیگرانی که کمتر می‌خوابند بهبود می‌یابند.» کمبود خواب می‌تواند سطح هورمون رشد را کاهش دهد؛ ماده‌ای که برای ترمیم زخم‌ها ضروری است. به‌نظر می‌رسد که نوشتن دربارۀ تجربه‌های تلخ و ناخوشایند، می‌تواند به بیماران کمک کند تا بیشتر بخوابند. یکی از پژوهشگران می‌گوید: «بسیاری از کسانی که دربارۀ تجربه‌های تلخ خود نوشته‌اند، می‌گویند این کار به آنها اجازه داده بینش بهتری به آن‌چه روی داده بود پیدا کنند و بتوانند آن رویداد تلخ را از دور تماشا کنند. همین امر، می‌تواند شدت آزاررسانی و فشار روحیِ رویداد را کم کند و در نتیجه، احتمالا خواب آنها را بهبود بخشد.»

نوشتن ممکن است با کاهش دادن استرس، به بدن هم کمک کند؛ اضطراب کمتر به‌معنای ترشح کمتر هورمون استرس است که ممکن است در کار مواد شیمیایی لازم برای بهبود زخم، اختلال ایجاد کند. در حالی که بررسی‌های خانم برودبنت و گروهش چنین ارتباطی را نیافته است، ممکن است پژوهشگران معیارهای درست استرس را ارزیابی نکرده باشند. به‌گفتۀ یکی از اعضای گروه پژوهش، «شاید پرسش‌نامۀ تعیین سطح استرس که ما استفاده کردیم، نوع یا مدت درست استرس را برآورد نکرده باشد.»

آیا «نوشتن از احساسات» برای همگان مفید است؟

با همۀ این احوال، ممکن است «نوشتنِ احساسی» یا به‌عبارتی نوشتن از احساسات، برای همۀ افراد مفید نباشد. در مطالعه‌ای که ماه گذشته منتشر شد، وقتی افراد تودار (که عموما می‌توانستند درد را بدون نمایان کردن آن در ظاهر خود تحمل کنند) از بدترین تجربۀ روانی خود نوشتند، سطح اضطرابشان بالاتر رفت. از سوی دیگر، کسانی که از لحاظ احساسی باز بودند و حس و حال خود را راحت بروز می‌دادند، در اثر این تجربه نگرانی و اضطرابشان کاهش یافت.

این امر نشان می‌دهد که افراد، بسته به نوع شخصیتشان، ممکن است راه‌های متفاوتی برای مواجهه با رویدادهای تلخ داشته باشند. شاید نوشتن برای کسانی که عموما باز و راحت خود را بروز می‌دهند اثربخش و مفید باشد، در حالی‌که وادار کردن اشخاص برای بیان احساساتشان وقتی که خود آنها مایل به این کار نیستند، می‌تواند خطر اختلال استرس پس از آسیب را بالاتر ببرد.

در هر صورت، برای کسانی که پس از نوشتن و بیان احساساتشان آرامش می‌یابند، این نوع نوشتن می‌تواند بخشی مهم از فرایند کمک‌رسانی به‌ آنها باشد تا از پس تجربه‌های تلخ و ناخوشایند، هم در روان و هم در جسم بهبود حاصل کنند.

***

شما دوستان عزیز که گفتار «سرطان روح» را در کتاب «شما می‌توانید خوشبخت‌تر شوید!» خوانده‌اید یا سمینار «سرطان روح» را دیده و یا در فصل دوم از «۱۲ گام» شرکت کرده‌اید، می‌دانید که برای دیدن و حل رنجش‌ها، یکی از ابزارهای پیشنهادی محمود معظمی همین «نوشتن» است. شما از نوشتن دربارۀ رنجش‌ها و تجربه‌های ناخوشایند و تلخ خود چه نتیجه‌ای گرفته‌اید؟ پس از نوشتن، چه حس‌ و حالی داشته‌اید؟ آیا آرامش و برداشته شدن باری از روی دوشتان را حس کرده‌اید؟... لطفا تجربه‌ها و دیدگاه‌های ارزشمند خود را اینجا با همۀ خوانندگان وب‌سایت محمود معظمی به اشتراک بگذارید. سپاسگزاریم!
 

. . .

 

دیدگاه های شما  

 
0 #9 حسين رضايی 20 مهر 1392 ساعت 22:11
سلام دوباره
آقای قزوینی خدا وکیلی این گفته تان به من وانتشار این مطلب روی من معجزه کرد :چون هم دغدغه ام وهم استرسم وهم اظطرابم کم شد ودیگر به جرات می توان گفت دیگر وجود ندارد ویا کم وجود
سپاس از شما
در ضمن دوشب پیش بود حدودای ساعت 8شبکه 4 هم خیلی روی این موضوع تاکید داشت که نوشتن روح را آرامش می دهد ودغدغه های فکری را کم می کند
سپاس
دوستدارت حسین رضایی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #8 reyhaane 20 شهریور 1392 ساعت 22:21
سلام من ب دليل شكست عشقي حال خوبي ندارم شاد نيتم اما بتيد بتشم. لطفا كمكم كنيد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #7 میلاد جم 03 مرداد 1392 ساعت 22:50
با تشکر از شما این روش را امتحان می کنیم .
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #6 آرام 28 تیر 1392 ساعت 17:13
سلام من اکثرا مینویسم بهترین نوشته های من زمانی است که احساس و عقیده ام را در باره اتفاقات مینویسم ....نه خود اتفاقات رو....
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 احمد 28 تیر 1392 ساعت 06:42
من هم می خواهم این کار را انجام بدهم و نتیجه تجربیات خود را بعد از یک هفته در اختیار شما دوستان عزیز قرار دهم .
تا بعد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #4 آرین 27 تیر 1392 ساعت 14:08
مسئله سر این است که یک کسی به نام دکتر حق شناس (موسس اولین بیمارستان روانشناسی در ایران) می گوید که نوشتن تجربه های بد باعث ثبت آنها در مغز می شود و بهتر است هیچ گاه تجربه های منفی خود را ننویسید. و این یعنی یک تجربه ی منفی، و این با این موضوع که نوشتن تجربه های منفی باعث آرامش خاطر و آرامش ذهن می شود تناقض دارد. حالا من نمی دانم آخر باید احساسات و خاطره ها و تجربه ها و افکار بد و منفی خود را روی کاغذ بنویسم یا ننویسم؟؟ :sad: لطفاً یک فرد متخصص در این زمینه یک پاسخ مناسب بدهد..... :-?
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #3 shiva 27 تیر 1392 ساعت 13:04
سلام من هم تجربه نوشتن رادارم وچه درشادی وچه درغم بسیارموثربود ما نگهداشتن آنها بشکل دفترخاطرات بیهوده است یا درصورت نگهداشتن نبایددرزمانهای بعدخوانده شود . من اینکارراکردم اما درحال بدکه حالم بدترشد. درحال خوب هم حالم بدشد ولحظه شادم را هم خراب کردم. بهترکه یا نخوانیم یا پاره ودوربریزیم.البته نگهداشتن هم همراه بااسترس هست .حداقل برای من که همیشه نگران هستم دیگران به آن مطالب دسترسی نداشته باشنداسترس زاست.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #2 حسین رضایی 27 تیر 1392 ساعت 11:04
من این کار را یه هفته هست :وقتی که ذهنم پر از دغدغه وپریشانی هست می نویسم وسپاسگزارم از دوست محترمم :آقای قزوینی که این پیشنهاد را به من دادند
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #1 sadra 27 تیر 1392 ساعت 09:56
با سلام اگر بجای افراد بسته افراد درون گرا ترجمه میشد بهتر بود.
بطور کلی انسانها به دو دسته تقسیم میشوند درونگرا وبرونگرا
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.