آموزش فروش

درخت جادویی

   مسافری خسته که از راهی دور می‌آمد، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری استراحت کند. او نمی‌دانست که آن درخت جادویی است؛ درختی که می‌تواند آنچه که بر دلش می‌گذرد را برآورده سازد!
 
وقتی مسافر روی زمینِ سخت نشست، با خودش فکر کرد که چه خوب می‌شد اگر تختخواب نرمی در آنجا بود و او می‌توانست قدری روی آن بیارامد. در همین فکر بود که ناگهان تختی که آرزویش را کرده بود، در کنارش پدیدار شد!
 
مسافر با خود گفت: «چقدر گرسنه هستم. کاش غذای لذیذی داشتم...»
 
ناگهان میزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیر در برابرش آشکار شد. پس مرد با خوشحالی خورد و نوشید... 
 
بعد از سیر شدن، کمی سرش گیج رفت و پلک‌هایش به خاطر خستگی و غذایی که خورده بود سنگین شدند. خودش را روی تخت رها کرد و در حالی که به اتفاق‌های شگفت انگیز آن روز عجیب فکر می‌کرد، با خودش گفت: «قدری می‌خوابم. ولی اگر یک ببر گرسنه از اینجا بگذرد چه؟»
 
و ناگهان ببری ظاهر شد و او را درید... 
 

      


شما بگویید:

این داستان می‌خواهد چه بگوید؟ شما چه برداشتی از آن دارید؟ این درخت جادویی، نماد چیست؟ آیا شما با این درخت جادویی برخورد داشته‌اید؟ لطفا برداشت‌ها و دیدگاه‌های ارزشمند خود را اینجا بنویسید. سپاسگزاریم!

 

دیدگاه های شما  

 
+4 #31 بایلی مصدق 02 تیر 1392 ساعت 12:02
طریقه ی تفکر آدمی و خواسته های خوب یا بد وی میتواند او را به سوی خوبی یا بدی که انتظارش را دارد بکشاند. تفکر خوب، اندیشه خوب و آرزویی خوب میتواند پیامدی خوب و خوشایند داشته باشد. بی شک افکار و اعمال انسان میتواند خوبی یا بدی را به ارمغان بیاورد. پس این تفکر انسان است که میتواند خوبی یا بدی را برایش به ارمغان بیاورد. این خوبی یا بدی را میتوان به فقر و ثروت نیز تشبیه کرد. تفکر فقر میتواند فقر و سختی به بار آورد همانا که تفکر ثروت نیز میتواند خوبی و آسایش را برای انسان پدید آورد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #30 eli 01 اردیبهشت 1392 ساعت 01:12
به نظر من اون درخت جادویی زندگیه که شاد و شیرینه وهرچه را که اراده کردیم به دست آوردیم اما قدر نمیدانیم و باز فکرهای منفی در ذهن ما میگذرد که نکند این یا آن اتفاق بد برایمان بیفتد و چون از آن میترسیم و به آن فکر میکنیم آن اتفاق بد رخ می دهد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #29 مهناز 12 اسفند 1391 ساعت 21:30
نظرات دوستان خیلی جالب بود به چیزهای خوبی اشاره کرده بودند
باتشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #28 مهناز 12 اسفند 1391 ساعت 21:27
نقل قول زهره:
ببر ترس اون شخص بود نه آرزوش، پس چطور درخت می تونست برآوردش کنه؟!!!

منم با شما موافقم زهره جون نظر منم همینه.ما برای خودمون همیشه ارزوی چیزهای خوب رو داریم نه بد؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #27 سجاد 10 اسفند 1391 ساعت 17:34
ازاین داستان این رابرداشت می کنم که اگر می خوای زندگی خوبی داشته باشی به افکار منفی فکرنکن
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #26 بتول عزتی 08 اسفند 1391 ساعت 19:11
درخت آرزو رو همه مون داریم، اگر باورش کنیم.
دیدین گاهی به یکی میگیم : من از اول میدونستم...! میدونین دلیلش چیه؟ اینکه ما تصویر اون دانسته رو تونستیم خیلی قوی ببینیم. و همین تصور قوی اون رو به وجود آورده.
جالبه که بیشتر وقتا در مورد چیزهای منفی، تصورات قوی داریم و این باعث میشه فکر کنیم چیزهای منفی بیشتر اتفاق میافته! ولی واقعیت اینه که اگر ما به تصویر آرزوهامون وفادار باشیم حتما اتفاق میافته و ردخور نداره.
دیدین بعضیا حوصله شون از ایستادن توی صف سر میره و از صف بیرون میان؟ خوب مسلمه که اون چیز هم بهشون نمیرسه. این که تعجب نداره. ولی اگر طاقت بیارن حتما فروشنده جنس رو تحویلشون میده.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #25 زهره 01 اسفند 1391 ساعت 14:55
ببر ترس اون شخص بود نه آرزوش، پس چطور درخت می تونست برآوردش کنه؟!!!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #24 شهریار 28 بهمن 1391 ساعت 18:47
بیرون ز تو نیست هر انچه در عالم هست از خود بطلب هر انچه خواهی که تویی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #23 ramin farzan 26 بهمن 1391 ساعت 13:42
با سلام
نشان ان است که هر خواسته در خودمان است پیروزی یا شکست انتخاب با خودمان است
بانشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #22 ناصر-از بناب 25 بهمن 1391 ساعت 19:18
با سلام فراوان به شما بخصوص جناب آقای معظمی
منظور از این داستان قانون جاذبه می باشد و به هرچه عمیقا" فکر کنیم طبق قوانین جاذبه نیوتن آنها را به سوی خود جذب خواهیم کرد.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.