آموزش فروش

دوست داری در مراسم خاکسپاری‌ات درباره‌ات چه بگویند؟

همان‌طور که نوشته بودیم، استیفن آر. کاوی، مدرس موفقیت و نویسندۀ کتاب‌های پرفروش از جمله «هفت عادت مردمان موثر»، هفتۀ پیش از دنیا رفت. در ادامۀ مطلب حاضر، نکات بیشتری را دربارۀ زندگی و کار او برایتان نوشته‌ایم. بخوانید، مطمئنیم نکات جالبی را در آن خواهید یافت. و حتما برای ما بنویسید دربارۀ این مطلب چه فکر می‌کنید.

***

استیفن ریچاردز کاوی در ۲۴ اکتبر ۱۹۳۲ (برابر با ۲ آبان ۱۳۱۱ خورشیدی) در سالت لیک سیتی به دنیا آمد و در یک مرغداری در خارج از شهر بزرگ شد. آیندۀ نویدبخش او در زمینۀ ورزش حرفه‌ای، با مشکل کم‌توانی زانوهایش کم‌رنگ شد و او در نوجوانی سه سال مجبور شد با چوب زیر بغل راه برود.

در گفت‌وگویی با مجلۀ فورچون در سال ۱۹۹۴، او از تشویق و انگیزه‌بخشی پیوستۀ والدینش گفت. استیفن کاوی به یاد می‌آورد که مادرش هر بار که او شب پیش از امتحان می‌خواست بخوابد، می‌گفت: «این امتحانت رو عالی می‌دی. تو می‌تونی هر کاری که رو که می‌خوای انجام بدی.»

استیفن کاوی در ۱۶ سالگی وارد دانشگاه یوتا شد و در رشتۀ مدیریت کسب‌وکار تحصیل کرد. او دو سال را در بریتانیا به‌عنوان میسیونر مورمون (یکی از فرقه‌های مسیحیت که مذهب خانوادگی او بود) سپری کرد، و پس از آن به ایالات متحده بازگشت و از مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد مدرک ام‌بی‌ای (MBA) گرفت.

پس از یک دوره میسیونری دیگر در ایرلند، از دانشگاه بریگام یانگ دکترای آموزش مذهبی گرفت. موضوع پایان‌نامۀ او بررسی «متون موفقیت» در تاریخ آمریکا بود.

در دانشگاه بریگام یانگ، او دستیار مدیر دانشگاه شد و تدریس اندیشه‌های خودیاری‌اش را در آنجا آغاز کرد. او تا هزار دانشجو را به هر جلسه از کلاس‌های خود می‌کشاند.

در سال ۱۹۸۳ او تمام دارایی‌هایش را روی تاسیس «مرکز مدیریت کاوی» سرمایه‌گذاری کرد که محلی برای آموزش و مشاوره در شهر پروو در ایالت یوتا بود.

در سال ۱۹۹۷ او مرکز مدیریتش را با «فرانکلین کوئست»، بنیاد‌گذاشته توسط هایروم اسمیت که یک متخصص مدیریت زمان بود، ادغام کرد تا «شرکت فرانکلین کاوی» ایجاد شود. این شرکت هم‌اکنون در بیش از ۵۰ کشور فعال است و فروش آن در سال گذشتۀ میلادی ۱۶۰/۸ میلیون دلار بود.

بازماندگان استیفن کاوی را همسر او ساندرا مریل، ۹ فرزندش و بیش از ۵۰ نوه‌اش تشکیل می‌دهند.

استیفن کاوی از تلف کردن وقت بیزار بود. او چندین کپی از هر نوشته تهیه می‌کرد و آنها را داخل کیف‌هایی زیر میز خود نگه می‌داشت تا اگر بر حسب اتفاق نوشتۀ اصلی از بین رفت، کپی‌های آن را داشته باشد. او همچنین دوست داشت هم‌زمان بیش از یک کار را انجام بدهد. فورچون گزارش داده است که یک بار استیفن کاوی در باشگاه ورزشی دیده شد که در اتاق دوش دراز کشیده بود و در حالی‌که سه سردوش به او آب می‌پاشید، او دندان‌هایش را مسواک می‌زد و صورتش را می‌تراشید.

استیفن کاوی در توضیح دومین عادت پیشنهادی‌اش ــ در ذهنت، از پایان آغاز کن ــ دیگران را ترغیب می‌کرد تا ببینند دوست دارند چگونه به یاد آورده شوند. او می‌گفت: «اگر به‌دقت توجه کنید که می‌خواهید در مراسم خاکسپاری‌تان چه دربارۀ شما گفته شود، آن‌گاه تعریف خود از موفقیت را خواهید یافت.»


شما بگویید:

از خواندن این مطلب چه نکات جدیدی آموختید؟ کدام بخش آن برای شما جالب‌تر بود؟
شما دوست دارید در مراسم خاکسپاری‌تان درباره‌تان چه بگویند؟ آیا اصلا تا به حال به این سوال فکر کرده بودید؟
لطفا دیدگاه‌ها، برداشت‌ها و پاسخ‌های خود را اینجا بنویسید. سپاسگزاریم.


عکس ابتدای مطلب، استیفن آر. کاوی را در سال ۲۰۰۴ نشان می‌دهد. عکس: Eleanor Bentall/Corbis


از این‌که این مطلب را خواندید خوشحال هستید؟ می‌توانید هم‌اکنون مشترک مطالب سایت شوید
تا جدیدترین مطالب برای شما ای‌میل شود. لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید:

دیدگاه های شما  

 
0 #13 بهرام 06 شهریور 1393 ساعت 12:27
[quote name="ساناز غفارلو"]من دوست دارم وقتی به دیار باقی پیوستم سر مراسمم به فکر حلوا و اتوبوس و ساعت و دقیقه و ناهار بعد از خاکسپاریم نباشن همه با دقت فاتحه و قران بخونن بعدشم تنهام نزارن زود برن حداقلش 2ساعتی بمونن بالا سرم البته همه اینا وقتی محقق میشه که انسان خوب و مفید و دوستداشتنی باشم تا از ته دل بگن خدا بیامرزدش***[/quo
موافقم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #12 لیلا 16 مرداد 1391 ساعت 09:09
دوست دارم با تمام وجود بگن جاش خیلی خالی خدا بیامرزدش
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #11 اسما 10 مرداد 1391 ساعت 12:43
سلام
مطلبتون آموزنده بود در مورد مردن گاهی وقتا بهش فکر میکنم اما از اینکه قرار باشه اونای رو که از ته دل دوست دارم ترک کنم میترسم اما واقعا وقت رفتم دلم می خواهد ازته دل ، دلشون برام تنگ بشه و به یادم باشن من همیشه سعی کردم تو زندگیم دل هیچکس و نشکنم نمیدونم چقدر موفق بودم اما دلم می خواهد وقتی نیستم دل تنگم بشن و برام طلب مغفرت بفرستن الهی که این طور بشه آمین :-)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #10 fati 08 مرداد 1391 ساعت 22:25
دوست دارم.همه حلالم کنند از ته قلب.....نه الکی.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #9 ساناز غفارلو 07 مرداد 1391 ساعت 00:26
من دوست دارم وقتی به دیار باقی پیوستم سر مراسمم به فکر حلوا و اتوبوس و ساعت و دقیقه و ناهار بعد از خاکسپاریم نباشن همه با دقت فاتحه و قران بخونن بعدشم تنهام نزارن زود برن حداقلش 2ساعتی بمونن بالا سرم البته همه اینا وقتی محقق میشه که انسان خوب و مفید و دوستداشتنی باشم تا از ته دل بگن خدا بیامرزدش***
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #8 sanaz 05 مرداد 1391 ساعت 10:22
doost daram began voojoodesh khyr bood
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #7 فؤاد 05 مرداد 1391 ساعت 00:34
... آن هم در " حــضــور " انسانهای پاک خاکسپاری شوم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #6 حمید سیدعلیخانی 04 مرداد 1391 ساعت 15:31
با سپاس از مطالب ارسلیتان
کتاب هفت عادت جناب اقای کاوی را خوانده ام کارم را متحول کرد
من دوست دارم بعد از مرگم با احترام و تشریفات رسمی ان هم در حظور انسانهای پاک خاکسپاری شوم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #5 جمیله 01 مرداد 1391 ساعت 13:21
دلم می خواد در مراسم خاکسپاریم آدمهای خوب و بد زیادی شرکت کنند و چه در دلشان یا بهتر ورد زبانشان -دائما تکرار کنن- چقدر حیف شد یکی از خوبترین انسانها رو از دست دادیم جاش خیلی خالی می شه :
خداشناس، قابل اعتماد و اطمینان، کمک کننده و خیرخواه، خانواده دوست و مردم دار، دلسوز و قداکار، با وجدان و شریف و با سلیقه.
خدا بیامرزتش روحش شاد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #4 هما شرفی 01 مرداد 1391 ساعت 12:33
با سلام و سپا س
همینکه هر چه میگن فقط صا دقا نه بگن ، کا فیه
" ضمن اینکه خدا کنه تا هستم بی آزار و بی درد سر باشم "

متشکرم
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.