آموزش فروش

چگونه در سال ۹۵ عادت‌های روزانۀ خوب و ثمربخش خلق کنیم؟

چگونه در سال ۹۶ عادت‌های روزانۀ خوب و ثمربخش خلق کنیم؟محمود معظمی/ دوست عزیز، تا به حال چند بار تصمیم گرفته‌اید که کاری را مانند ورزش، مطالعه، تحصیل، خورد و خوراک، پس انداز کردن، خوش خلقی و... جزو هدف‌های زندگی‌تان قرار بدهید و حتا هدف‌گذاری هم کرده‌اید ولی دریغ از یک گام پیشرفت؟ چرا تصمیم می‌گیرید، می‌خواهید، به صرفه‌تان هم هست ولیکن انجام نمی‌شود؟ از خودتان پرسیده‌اید چرا می‌خواهم اما نمی‌شود؛ و نمی‌خواهم اما می‌شود؟! (برای مطالعۀ ادامۀ مقاله لطفاً کلیک کنید.)

چرا در کنترل خودمان نیستیم؟ انگار که یکی دیگر شما را اداره می‌کند؛ و کارتان، بیشتر این شده است که کارهایی را که او می‌کند توجیه کنید.

یا به گفته زیبای حضرت حافظ:

در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست؟
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست.

اگر بتوانم به قدر کافی این موضوع هیجان‌انگیز و ارزشمند را برایتان باز کنم و شما آن‌ها را بکار بگیرید رویداد زیبایی در زندگی‌تان رخ خواهد داد. یعنی در نوروز ۹۶ دیگر آرزوهای برآورده‌نشدۀ سال‌های پیش را جزو هدف‌‌هایتان نخواهید نوشت و نخواهید خواست. چرا که در همین سالِ ۹۵ به سرانجام خواهند رسید.

اجازه دهید قدری به عقب برگردیم، یعنی سیستم آموزش و پرورشی که در آن بزرگ شده‌ایم و آموزش دیده‌ایم. از دیدگاه من یکی از بزرگ‌ترین مشکلات سیستم آموزش و پرورش موجود در دنیا به‌ویژه کشورهایی مانند ایران، این است که تمام تمرکز آموزش روی بخشی از وجود شاگردان تمرکز یافته که هیچ قدرت اجرایی ندارد و کارش تنها تجزیه و تحلیل و داوریِ غلط و درست است؛ در حالی‌که بخش دیگر که قدرت اجرایی‌اش بسیار بالاست به حال خودش و غرایز و آموزش‌های غیر رسمی‌‌ رها شده است. هر یک از ما بی‌آن‌که خبر داشته باشیم، با بخش بی‌قدرتِ اجرایی‌مان تصمیم‌های درست و ارزشمندی می‌گیریم ولی دریغ از انجام یافتن آن! چرا که بخش اجرایی در جای دیگری است و کار خودش را می‌کند به ویژه اگر خواسته‌های ما در تضاد با خواسته و عادت‌های او باشد.

درست متوجه شده‌اید، بخش آگاه و تحلیلگر و بخش ناخودآگاه و خودکار و پرقدرت. طی تحقیقی که در آمریکا صورت گرفته است، متوجه شده‌اند که ۷۳ تا ۹۰ درصد کارهایی که افراد در طی شبانه‌روز انجام می‌دهند به صورت ناخودآگاه است و بخش خِرَد و اندیشۀ آن‌ها اصلا در گیر نیست. به همین دلیل هم هست که کسانی که می‌توانند به بخش ناخودآگاه ما دسترسی پیدا کنند معمولاً ما را وادار به انجام کارهایی می‌کنند که ممکن است نخواهیم و یا اصولاً به سودمان نباشد. مانند تبلیغات و خرید‌هایی که پس از انجام آن‌ها از خود می‌پرسیم چرا خریدم؟ یا برای حفظ تعادل روانی خود از بخش آگاهمان کمک می‌گیریم و کارهای ناخودآگاهمان را توجیه می‌کنیم.

طی تحقیقی که در آمریکا صورت گرفته است، متوجه شده‌اند که ۷۳ تا ۹۰ درصد
کارهایی که افراد در طی شبانه‌روز انجام می‌دهند به صورت ناخودآگاه است
و بخش خِرَد و اندیشۀ آن‌ها اصلا در گیر نیست.

به گفتۀ دیگر، تنها کسانی موفق به انجام و رسیدن به هدف‌های خود می‌شوند که بتوانند آن را در ناخود آگاهِ خود جای دهند و این کودک سه تا پنج سالۀ پی‌گیر و خستگی‌ناپذیر را متقاعد کنند که رسیدن به هدف‌های تعیین‌شده به سود اوست و نرسیدن به آن‌ها درد و رنجِ طاقت‌فرسایی را در پی خواهد داشت.

نکته جالب این‌که زبان این کودک باید بسیار ساده و به زمان حال، هیجانی، رنگی و همراه شاهدمثال‌های زنده باشد وگرنه هیچ متوجه منظورتان نخواهد شد و پس از مدت کوتاهی در پی کارهایی که دوست دارد خواهد رفت و شما را با تمام خردمندی و اندیشه‌های ارزشمندتان تنها خواهد گذاشت، چه یک فرد ساده باشید چه یک متفکر ارزشمند و چه یک فرد قدرتمند و چه یک فرد عادی.

قدرت اجرایی این کودک سه تا پنج ساله که در روان‌شناسی مدرن به آن «ضمیر ناخودآگاه» می‌گویند و در ادیان «نفس اماره» یعنی بخشی از وجودمان که امر می‌کند و دستور می‌دهد و کمتر کسی می‌تواند از خواسته‌ها و دستورات او سر پیچی کند، به حدی است که بزگ‌ترین فلاسفه و متفکرین معتقدند که:
«هر‌گاه که تضادی بین عقل و احساس رخ دهد این احساس است که برندۀ نهایی است.»
که احساس بارز‌ترین نشانۀ وجود ضمیر ناخودآگاه است. به همین جهت نشانه را غالباً با خود ضمیر ناخودآگاه یکی می‌گیرند.

پس از این توضیح‌های نسبتا طولانی اجازه دهید برگردیم به این نکته که حالا که می‌دانیم بخش پرقدرت و اجرایی کجاست چگونه می‌توانیم هدف‌های ارزشمند و سودمند خود را به نیروی عظیم آن گره بزنیم؟

نخست اینکه هیچ نباید تعجب کرد که چرا بین ۷۳ تا ۹۰ درصد رفتار‌ها و کارهای انسان ناخود آگاه صورت می‌پذیرد. چرا که اگر این طور نباشد، مهارت و هنر و استادی به وجود نمی‌آید. فوتبالیستی که توپ در زیر پاهای او مانند بازیچه می‌ماند و هر گونه و به هر جهت که بخواهد آن را می‌فرستد و حرکات شگفت‌انگیز او می‌تواند باعث برد و باخت تیم‌ها گردد، یا نوازندۀ چیره‌دستی که از سازی به‌ظاهر ساده نوایی سحر انگیز می‌سازد و یا نقاشی که به کمک یک قلم‌مو و قدری رنگ اثری ماندگار و حیرت‌انگیز خلق می‌کند دیگر وجود خارجی نداشتند. بیشتر مردم در تصادف‌های ساده و اتفاق‌های پیش‌پاافتاده جان خود را از دست می‌دادند و بشریت و تمدن انسانی نه به وجود می‌آمد و یا اگر بود از بین می‌رفت. عشق‌های آتشین شعله بر نمی‌کشیدند، مهربانی‌ها و خشم‌های بنیان‌کنی وجود نمی‌داشتند و....

بنابراین برای بقای نسل بشر ما نیاز داریم تا بیشتر کارهای روزمره‌مان را به صورت خودکار و به‌سرعت انجام دهیم به ترتیبی که کاری مانند رانندگی یا نواختن سازی، که روز زجرکُش‌مان می‌کرد، بر اثر تمرین به صورتی روان و سریع انجام می‌شود؛ به ترتیبی که ممکن است اصلاً متوجه انجام آن هم نشویم. حال چه بکنیم؟

هوشمندانه‌ترین پیشنهادی که می‌توانم برایتان داشته باشم این است که به جای کنترل نفس اماره و مبارزه با این کودک قدرتمند و سرسخت، تمام قدرت او را به سود خود به کار بگیرید.

چگونه؟

همان‌گونه که به خوبی دریافتید، کارهای این کودک بدون دخالت اندیشه و کنترل ذهن صورت می‌گیرد یعنی به صورت عادت‌ها و رفتارهای تکراری. به همین جهت است که افراد موفق بیشترِ مواقع کاری جز موفقیت نمی‌توانند بکنند، یعنی آن‌ها عادت به موفقیت دارند نه این‌که تلاش می‌کنند که موفق شوند. به عبارت دیگر آن‌ها اگر موفق نباشند رنج می‌برند و به زحمت می‌افتند. درست بر عکس افراد کم یا ناموفق که موفق شدن و راحت زندگی کردن برایشان دشوار و گاهی نشدنی می‌نماید.

پس اگر می‌خواهید بدرخشید و به‌سرعت به خواسته و هدف‌هایتان برسید آن‌ها را تبدیل به «عادت» کنید. یعنی بفرستید در ناخودآگاهتان. برای این مهم، تنها یادگیریِ کلاسیک کافی نیست یعنی خواندن و شنیدن حرف زدن از آن.

نخست: هدف‌‌هایتان می‌بایست نوشته شود،
دوم: بی‌درنگ برایش کاری کنید ولو کوچک،
سوم: پی‌گیری کنید و برای هر موفقیتِ کوچکی هم یک پاداش به خودتان بدهید.

تنها با انجام این سه کار، معمولاً به ۸۰ درصد از موفقیت‌های خود می‌رسید.

. . .

برنامه آموزشی عادتهای نو(صوتی-دانلودی)

اما پیشنهاد بهتری هم برایتان دارم:

این‌که در آموزش‌هایتان این تغییرات را بدهید، آموزش‌های جاری و کلاسیکِ خود را که بیشتر «تئوری» هستند، با کارگاه و تمرین همراه کنید تا مغزتان تجربه‌ای ارزشمند از کاری که می‌خواهد انجام بدهد به دست بیاورد؛ «آموزش‌های کارگاهی». (مثل کارگاه مهرۀ مار)

پس از آن باید بدانید که با این حال هنوز نیاز دارید کاری دیگر نیز انجام دهید که آموزشِ تئوری و کارگاهی را تکمیل کند و آن «کوچینگ» است. یعنی به روشی یا به کمکِ یک کوچ، آموخته‌هایتان را به گونه‌ای سازمان‌یافته پی‌گیری و نظارت کنید.

پس درنگ نکنید و آموخته‌ها و هدف‌هایتان را جدا از نوشتن، تمرین و پی‌گیری کنید.

در کنار هدف‌هایتان پیشنهاد می‌کنم فهرستی از عادت‌های زمینه‌سازِ موفقیت تهیه و به طور سازمان‌یافته به روش پیشنهادیِ زیر آن‌ها را در خود نهادینه کنید. وجود این عادت‌های کارآمد به گونه‌ای شگفت انگیز کار شما را در رسیدن به هدف‌های ارزشمندتان آسان، شدنی و لذت‌بخش می‌کند:

* فهرستی از عادت‌های ارزشمند تهیه کنید. (در دورۀ کوچینگِ یک‌ساله غیرحضوری دست کم با دوازده تای آن آشنا می‌شوید و در خود نهادینه‌شان می‌سازید). عادت‌هایی مانند، نوشتن، هدف‌گذاری، مدیریت زمان و وقت‌شناسی، سپاسگزاری، نقد خویشتن و. همۀ این بخش توسط آگاهتان برنامه‌ریزی و برگزیده می‌شود. 

*  تمرین و به‌کار گیری، که از ساده و آسان به سوی تمرین‌های پیچیده‌تر پیش می‌رود. که سرخورده نشوید. 

* پاداش به رفتارهای تعیین‌شده‌ای که انجامش داده‌اید؛ و اگر انجام نداده‌اید، به جای سرزنشِ خود بپرسید بر اثر این سهل‌انگاری چه مشکلات و ضررهایی منتظر من خواهند بود؟ چه لذت‌ها و موفقیت‌ها و پاداش‌هایی را از خود دریغ کرده‌ام؟ در جبران آن، چه می‌توانم هم اکنون انجام دهم؟

پاداش را جدی بگیرید و تمرین‌ها را ساده به پیچیده طراحی و اجرا کنید،
با خود مهربان باشید و برای هر کارِ اندک و کوچکی پاداش بدهید.
«تعداد» پاداش‌ها بسیار مهم‌ترند تا «مقدار» آنان.

به کمک این تمرین‌های ساده و کارآمد و خوش‌آیند، پس از دست‌کم یک ماه برای ایجاد هر عادت جدید، شما به‌سرعت تبدیل به ماشین موفقیتی می‌شوید که شما را تخت گاز به سوی موفقیت پیش می‌برد؛ بی‌آن‌که برای هر کاری نیاز داشته باشید زور بزنید. کافی است نرم‌افزارِ این ماشینِ سخت‌افزاری را، که به عنوان انسان امانتدار آن هستید، انتخاب کنید و اجازه ندهید تنها فرهنگ و عادات پیشین و باورهای ناکارآمد گذشته، امروز شما را بی‌خبر از شما و مصالحتان رقم بزند. اگر کمک خواستید با من تماس بگیرید تا بیشتر در باره آموختن این مهارت هوشمندانه و کارآمد بیشتر برایتان عرض کنم.

امیدوارم این مختصر کمکتان کند تا آرزوهای سال نود و شش‌تان دیگر آرزوهای سال نود و پنج نباشد و آرزوهای جسورانه‌تر و مقتدرانه‌تری جای آن‌ها را بگیرد.

شاد و تندرست باشید

دوستدارتان
محمود معظمی

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #7 علی عطا رضایی اهل افغانستان 31 فروردین 1395 ساعت 08:28
باسلام خدمت تمامی دست اندر کاران سایت ودفتر استادمعظمی
وبسیار سپاسگزارم از آموزشهای مفید وتاثیر گزار شما
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #6 ناصر خ 30 فروردین 1395 ساعت 00:08
سلام اي معظمي واقعا ازت ممنون بخاطر مطلبي كه گذاشتي بزرگترين مشكل من تو زندگي همين بو مرسي از راهنمايتان دوستتون دارم. براتون آرزوي موفقيت و سربلندي ميكنم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #5 نوراله علیزاده 18 فروردین 1395 ساعت 17:34
سلام و بسیار سپاس از مطالب بسیار ارزنده و راه گشای استاد بزرگوار روی سخنم با مدیر این سایت میباشد امکانی فراهم گردد - که اینروزها بسیاری از سایتهای معتبر دارند - که بشود مقاله و نوشته استاد را بصورت pdf چاپ کرد و از آنراهمیشه همراه داشت و استفاده کرد وبه دیگران نیز بخشیدضمنا چرابخش گفتگوبا استاد فقط یک بخش منتشر شد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #4 محمد حسین 18 فروردین 1395 ساعت 10:51
سلام عالی بود . کاش با بهانه یا بدون هیچ بهانه ای تخفیف ها برا خرید محصولات بیشتر میشد. سپاسگزارم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #3 سردبیر سایت 18 فروردین 1395 ساعت 03:07
نقل قول رضا:
با سلام و عرض ادب.
ضمن تشكر از مطلب ارزشمند ارايه شده، به نظر ميرسد دو يا سه كلمه به اشتباه تايپ شده است.:
1- كلمه ويژه . "در دنیا به ویزه کشورهایی مانند ایران"
2- كلمه‌ مهرباني و حرف ي در خشم‌ها: "مهربانی و‌ها و خشم‌ها بنیان‌کنی وجود نمی‌داشتند".
با تشكر.


سلام خدمت شما

سپاسگزاریم که با دقت مطلب را خواندید و این نکات را متذکر شدید. اصلاح شد.

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #2 رضا عدیلی پور 17 فروردین 1395 ساعت 14:31
متشــــــــــــــــــکرم
یعنی دوســــــــــــــــــــتت دارم معظمی... با دوتا نون اضافه...
خیلی لذت بردم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #1 رضا 17 فروردین 1395 ساعت 10:09
با سلام و عرض ادب.
ضمن تشكر از مطلب ارزشمند ارايه شده، به نظر ميرسد دو يا سه كلمه به اشتباه تايپ شده است.:
1- كلمه ويژه . "در دنیا به ویزه کشورهایی مانند ایران"
2- كلمه‌ مهرباني و حرف ي در خشم‌ها: "مهربانی و‌ها و خشم‌ها بنیان‌کنی وجود نمی‌داشتند".
با تشكر.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.