آموزش فروش

اسم این مطلب را هر چه دوست داشتید خودتان بگذارید

اسم این مطلب را هر چه دوست داشتید خودتان بگذاریدیکی از دیدگاه‌هایی که در مطلب «شش قانون طلایی برای مواجهه با مشکلات زندگی» از شما عزیزان دریافت کردیم، این‌قدر حسِ عجیب و خوبی داشت که حیف دیدیم در قالبِ مطلبی مجزا منتشر نشود. از شما عزیزان دعوت می‌کنیم این متن را در ادامه بخوانید و شما هم از دیدگاه‌های خود بنویسید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

هو السلام

نمی‌دانم اسم این مطلب را چه بگذارم؟

به دکتر معظمی وحی شد که به من ایمیل بفرستد؟

یا این‌که:
۱. سحرخیز باش تا کامروا باشی.
۲. نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست‌تر دارند/ جوانانِ سعادتمند، پند پیر دانا راو
۳. هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق.

همه چیز ظاهراً از یک صبح سرد زمستانی شروع شد، مدت‌ها بود که اوضاع روحی من و دلم به هم ریخته بود.

همه چیز ظاهراً از یک صبح سرد زمستانی شروع شد،
مدت‌ها بود که اوضاع روحی من و دلم به هم ریخته بود.

در دریایی از مسائل و مشکلات، راه خود را گم کرده بودم و دنبال راه چاره‌ای از آسمان و زمین بودم و منتظر یک معجزه!!!

واقعاً مستاصل شده بودم و فکر می‌کردم فقط یک معجزه می‌تواند این اوضاع درب و داغان را بهبود بدهد.

مدت‌ها مشکلات کوچکی کنار هم آمد؛ و چون حل نمی‌شد روز به‌روز بزرگ‌تر و متنوع‌تر می‌شدند و حل‌شان به نظرم دیگر از حضرت فیل هم بر نمی‌آمد.

من هم کاری از دستم بر نمی‌آمد لذا از مشکلات فرار می‌کردم، قطره قطره جمع شدند و به سیلی ویرانگر تبدیل.

روز‌ها وماه‌ها بدین منوال و بد‌تر از این حال و احوال گذشت...

یک روز صبح موقع اذان بیدار شدم و رفتم دستشویی و در حال وضو گرفتن (که اولین مرحله بعد از بیداری بود) من هم کم نگذاشتم و از‌‌ همان لحظات اولیۀ بیداری، شروع کردم به منفی‌بافی... که خدایا این را چه کنم و آن مشکل را چگونه حل کنم و لعنت به این و لعنت به آن....

ناگهان!!! فکری به سرم زد.

گفتم:
خدایا! می‌خواهم نماز بخوانم در حالی‌که اولین لحظات و اولین کلمات من، تماماً منفی و سرشار از فحش به زمین و زمان است!!!؟
آیا خدا این نماز را از من خواسته؟ این نماز قرار است مرا به بهشت ببرد؟
اصلاً وقتی من در همین دنیا و همین عمرِ باقی‌مانده، جهنمی از تفکراتِ منفی برای خودم به پا کردم و در آتشِ آن، اطرافیانم را هم عذاب می‌دهم، دیگر زندگی معنایی دارد؟

خلق از من در عذاب و من خود از اخلاقِ خویش!
از عذابِ خلق و من، یا رب چه‌ات منظور بود؟!

بگذریم... از این افکار خسته شدم و یک لحظه به خودم آمدم و گفتم:

خدایا! اگر قرار است ثمرهٔ افکار من، این نماز باش؛، و ثمرهٔ این نماز من، همین افکار درب و داغان، پس وای به حال هر دوِ ما... اما واقعاً چنین نیست. خدایا! امروز خودت راهی نشانم بده، امروز به نام تو می‌خواهم شروع کنم و خودت راهنمایم باش و به من راه‌حلی نشان بده.

گفتم: خدایا! امروز خودت راهی نشانم بده،
امروز به نام تو می‌خواهم شروع کنم
و خودت راهنمایم باش و به من راه‌حلی نشان بده.

با دلی شکسته، نماز را خواندم اما خودم هم چیزی از آن نفهمیدم.

اما انگار خدا فهمید!!!

کلهٔ سحر بود و بعد از نماز رفتم بخوابم که دیدم از طرف سایت محمود معظمی یک ایمیل آمده. از ساعت ۵صبح فقط۳۲ دقیقه گذشته بود. گفتم دکتر واقعا بیکاری‌ها!!

خواندم دیدم نوشته: ۶ قانون طلایی برای مواجهه با مشکلات!!!

خیلی کنجکاو شدم و با عجله و ذوق خواندم، اما دیدم محمود معظمیِ پدربیامرز، در مورد سگ‌ها رفته روی منبر! گفتم خدایا شکرت! این هم از آقای معظمی! مثل این‌که او هم فهمیده این روزها زندگی ما سگی شده و چپ و راست بد می‌آوریم...

بی‌خیالِ ادامۀ مطلب شدم و رفتم که بخوابم. اما ناگهان به یاد آیه قرآن افتادم که می‌فرماید:

«و اوحی ربک الی النحل...»؛ یعنی: خداوند به زنبور عسل وحی کرد.

گفتم خب وقتی به زنبور عسل وحی می‌کند، لاید به سگ هم وحی می‌کند! تازه سگ از زنبور خیلی بزرگ‌تر و گردن کلفت‌تر و لامسّب خیلی هم وحشی‌تر است! شاید قرار است این سگِ داستانِ آقای معظمی پیغامی به من بدهد! خدا دیده هر چه پیام و صحبت و تذکر و نصیحت از این آدم و آن دکتر و فلان بزرگوار برایم می‌فرستد، فایده ندارد لذا گفته بگذار با یک سگ وحشی در داستان محمود معظمی برایش پیغام بفرستم تا عقلش سر جایش بیاد... و خلاصه... دوباره با ذوقِ خیلی زیادی رفتم سراغ مطلب و خواندم و خواندم و خواندم.

عجب مطلبی! بابا عجب مطلبی! دمت گرررررررم دکتر حال دادی! دوای درد من انگار همین نسخۀ محمود معظمی بود... دست مریزاد!

کلام شفا بخش محمود معظمی و ۶ قانون طلایی، دقیقاً همان اول صبح یک سگ در داستان دکتر معظمی چه‌ها که نکرد.

سعدی فرمود:

پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگِ اصحابِ کهف، روزی چند
پیِ نیکان گرفت و مردم شد.

آثار خداوند همگی نشانه عظمت الهی است و «معظمی» یکی از بهترین نشانه‌ها. نمی‌خواهم بگم محمود معظمی، فلان یا بهمانه، اما خدایی‌اش حرف‌های نابی دارد. کاش قدرش را بدونم.

اما این ما هستیم که باید انتخاب کنیم و بفهمیم و عمل کنیم وگرنه هیچ‌کدام مفید نیست.

درود و سلامی خاص به محمود معظمی عزیز و مهربان.
امیدوارم خداوند به شما عزت و سلامت دین و دنیا و آخرت عطا کند.

نمی‌دانم اسم مطلب بالا چه باشد بهتر است؟ هر چی دوست داشتید خودتان بگذارید. متشکرم از کسانی که مطلب را تا آخر خواندند. متشکرم از آنهایی که اصلاً نخواندند.
من بابت تشکر از محمود معظمی نوشتم، وظیفه‌ای گردن من بود که تشکری از صاحب مطلب داشته باشم و خداوند این مطلب رو می‌خواند، همین کافی است.

متشکرم از همه عزیزان
سیدعلی شریفی
اهواز

وقتی سگها فرار می کنند

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دانلود آموزش‌های محمود معظمی

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.