آموزش فروش

هدیه‌ای از طرف دخترم «آرینا»

مصطفی عابدی/ آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که برای مراسمی دعوت شده باشید و بخواهید یا مجبور باشید هدیه‌ای تقدیم میزبان کنید؟ آیا هدایایی که تا به حال تقدیم کرده‌اید جنبه تشریفاتی داشته و فقط به خاطر جبران آن‌چه دیگران برای شما انجام داده‌اند، بوده؟ آیا واقعا چیزی که به عنوان کادو تقدیم طرف مقابلتان کرده‌اید، با رضایت کامل و میل و رغبت بوده یا...؟ اجازه بدهید یک داستان واقعی از دخترم «آرینا» را برایتان تعریف کنم.

تابستان گذشته برای عروسی دختر برادر بزرگم «محمد صدیق» دعوت بودیم. زمانی که برای رفتن به عروسی آماده می‌شدیم با همسرم در مورد پرداخت کادو، نوع و مبلغ آن تصمیم گیری می‌کردیم. پس از این‌که به نتیجه رسیدیم، مبلغ مورد نظر را داخل یک پاکت گذاشتیم و همسرم آن را داخل کیف خود گذاشت تا تقدیم کند.

دخترم «آرینا» که پنج سال داشت وقتی متوجه این مسئله شد، از داخل کمد کاغذ کادویی برداشت و به اتاق خودش رفت. چند دقیقه بعد از داخل اتاقش مرا صدا کرد: «بابا چسب را برایم می‌آوری؟» من هم چسب را برایش بردم و پرسیدم: «دخترم چه‌کار می‌کنی؟» گفت: «کمک می‌کنی این کادو را بپیچیم؟» گفتم: «این برای کیست؟» پاسخ داد: «این برای دخترعمو است.»

متوجه شدم دخترم تعدادی از اسباب‌بازی‌های خود را روی کاغذ کادو قرار داده و با دستان کوچکش می‌خواهد آن را بپیچد؛ ولی نمی‌توانست.

گفتم: «دخترم اینها را برای چه داخل این کاغذ کادو گذاشتی؟» گفت: «برای دخترعمو دیگه!» گفتم: «عزیزم اینها اسباب‌بازی کودکانه است، به درد دخترعمو نمی‌خورد.» گفت: «خوب می‌تواند آن را برای بچه‌اش نگه دارد.» و ادامه داد: «می‌دونی اگه کادو را به او بدهیم چقدر خوشحال می‌شود؟»

وقتی دیدم در کار خودش بسیار جدی است به او کمک کردم کادوی خود را بپیچد. بعد با همراهی همسرم با او صحبت کردیم و او را قانع کردیم و تصمیم گرفتیم کادوی ما را هم آرینا تقدیم کند.

متاسفانه در دنیای امروز که چشم و هم چشمی حرف اول را می‌زند، ما آدم بزرگ‌ها در بسیاری از مراسم‌هایی که شرکت می‌کنیم، یا به خاطر رفع تکلیف است، یا برای جبران محبت‌های دیگران، و یا گاهی بالاجبار و علیرغم میل باطنی‌مان شرکت می‌کنیم. و کادویی که می‌بخشیم چون در حد توانمان نیست پس‌لرزه‌های آن ماه‌ها همراه ماست. برای همین است که بیشتر مردم امروزه چون گذشته علاقه چندان زیادی برای شرکت در جشن عروسی‌ها، جشن تولد و... را ندارند.

دخترم آرینا با رفتار کودکانه‌، صادق و سادهٔ خود به من درسی داد که دوست دارم برای شما هم بازگو کنم:

۱. دخترم بدون هیچ ریایی می‌بخشید. او بابت بدهی قبلی آن را نمی‌بخشید. نمی‌گفت چون او برای من هدیه آورده من هم برای او هدیه می‌برم. می‌گفت: «خوشحال می‌شود.» یعنی فقط به فکر خوشحالی طرف مقابل خود بود.

۲. دخترم از عمق جان خود از چیزی که داشت، به آن نیاز داشت، در حد توانش بود و مورد استفاده خودش، هدیه می‌داد. نه چیزی خارج از توان خود.

۳. دخترم فقط به فکر خوشحال کردن دخترعمویش بود، نه این‌که خودش را به رخ دخترعمویش بکشد.

۴. دخترم برای بخشیدن به کسی دیگر متوسل نشد. به دنبال داشته‌های خود رفت. نگفت بابا به من چیزی بده من هم هدیه بدهم. رفت و از میان اسباب بازی‌هایش تعدادی را انتخاب کرد و می‌دانست دیگر آنها را نخواهد داشت.

۵. و در ‌‌نهایت، ساده بودنِ آن‌چه که می‌بخشید خیلی مهم است.

شما چگونه هدیه می‌دهید؟ دربارۀ کار «آرینا» چه نظری دارید؟ خوشحال می‌شویم دیدگاه‌های شما را اینجا بخوانیم.

 

«چگونه فرزندان بهتری تربیت کنیم؟»
سمیناری از محمود معظمی
برای دریافت اطلاعات بیشتر و خرید اینترنتی این سمینار
لطفا هم‌اکنون روی تصویر زیر کلیک کنید:

 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #13 هماشرفي 05 دی 1392 ساعت 00:26
با سلام و سپاس

به نظرم بهتره توي اين زمانه بچه ها ياد بگيرند كه اشتباهات بزرگتراي خودشون تكرار نكنند و منطقي تر رفتار كنند ، اين عزيز، امروز اسباب بازيهايش از دست ميده !!!!!! فرداهاي امروز ..................؟؟؟؟؟!!!!

متشكرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #12 فاطمه 14 آذر 1392 ساعت 09:10
با خوندن این مطلب حس خوبی در من پیدا شد و با خودم گفتم چقدر خوبه که آدم گاهی وقت ها حتی بدون بهانه به کسانی که می شناسه و دوستشون داره هدیه بده... اما بعد به یاد کسانی افتادم که خیلی نزدیک به من و در اطراف من هستند و هر اقدامی رو زیر ذره بین می گذارند تا بفهمند به چه علتی بوده، و تمام هدایا رو هم با توجه به قیمت و ارزش مادی اون سبک و سنگین می کنند، و حتی کسانی رو هم دیدم که وقتی هدیه ای گرفتند که دوستش ندارند یک جور احساس بدبختی کردند و گفتند که حالا با این چیکار کنم؟... و اغلب به این نتیجه رسیدند که بهتره اون هدیه رو نگه دارند تا در مناسبتی به کس دیگه ای هدیه کنند تا از شرش خلاص بشن
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #11 مینا 08 آذر 1392 ساعت 19:56
سلام ارینا دخترخیلی سخاوتمندی هست.پدرومادر ارینا شاید یک دهم درصد از دارایی هاشون برای کادو دادن برداشتن ولی ارینا از تمام چیزهایی که متعلق به خودش بوده چندتا بهترینشو انتخاب کرده.یک انتخاب بدون غرض
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #10 رضا 06 آذر 1392 ساعت 22:19
سلام .
من عضو خبر نامه های سایت هستم و هر از گاهی به بخش های مختلف سر میزنم
ولی به نظرم یکی نقاط ضعف تون این هست در انتهای هر مطلب خبر نامه به یک محصول برای خرید ختم میشه!
برای من که زیاد چهره ی خوبی نداشته و باعث شده هر بار بد هم بشه
یا بیایید رک و پوست کنده از محصولات تبلیغ کنید و ویژگی های اون روبگید
یا اینکه بذارید اون مطلب تاثیر معنوی خودش رو بذاره :-)
این نظر من بود البته
وگرنه بازم تصمیم با خودتونه:)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+6 #9 حسین 04 آذر 1392 ساعت 14:13
با تشکر از پاسختون . من این سمینار رو دیدم ولذتش رو هم بردم . بله فروش کار بسیار خوبی است من هم فروشنده هستم اما گران فروشی هم کار درست و پسندیده ای نیست . با یک جستجوی ساده می شه همین سمینارها رو در سایتهای دیگه رایگان دانلود و یا با حدود نصف این قیمت خریداری کرد حال اینکه چرا در سایت منتشر کننده قیمت اینقدر بالاست الله و اعلم .شاید اونها کلاه بردارند!!!!!!!! اما مطالبتون باید بگم خیلی خوب و جذاب هست اما انتقاد من شاید ناشی از این باشه که (البته با توجه به اینکه من به همه ی قسمتهای سایت روزانه سر می زنم) این کار پسندیده ی کودک چه ارتباطی با این سمینار داره ؟
شاید پاسختون این خواهد بود که یکبار دیگه سمینار رو با دقت ببینید تا خودتون متوجه بشید!!!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-3 #8 سردبیر سایت 04 آذر 1392 ساعت 09:56
نقل قول حسین:
ای کاش از این داستان زیبا و تأثیر گذار استفاده ی تجاری نمی شد ؟!!!!!!!


حسین عزیز

منظور شما را درست متوجه نشدیم. آیا اشاره به سمینار «چگونه فرزندان بهتری...» را می‌فرمایید؟

در هر صورت، مطمئن باشید هر بار که شما به سایت محمود معظمی مراجعه می‌کنید، ما چیزی به شما می‌فروشیم. همین که شما یک مطلب را می‌خوانید، در واقع وقت خود را داده‌اید و در ازای آن، مطلب سایت را خوانده‌اید. ما «فروش» را یک «خدمت ارزشمند» می‌دانیم و این کار را با افتخار انجام می‌دهیم. معرفی سمینار یادشده نه‌تنها ایرادی ندارد، بلکه باعث می‌شود خیلی عزیزان با این سمینار ارزشمند محمود معظمی آشنا شوند و شاید همین، سرمنشأ تحولی ارزشمند برای تربیت یک نسل باشد. اگر این کار را نکنیم، در واقع کم‌کاری کرده‌ایم.

ضمنا خاطرمان باشد: پول درآوردن و فروختن بد نیست، آن‌چه ناپسند است، کلاه‌برداری و فروختن جو به‌جای گندم است.

پیشنهاد می‌کنم اگر با دیدن معرفی سمینار «چگونه فرزندان بهتری...» در انتهای این مطلب حالتان بد شد و احساس کردید کار فرهنگی و انتشار داستانی انسانی را «دستاویز» فروش یک سمینار قرار داده‌ایم، حتما در باورهای پولی خود تجدیدنظر بفرمایید. مطمئن باشید با این نوع باورها، از لحاظ مالی خیلی پیشرفت نخواهید کرد. ضمنا، پیشنهاد می‌کنم مقالۀ «اکسیر خوشبختی» را حتما بخوانید. در پارۀ سوم آن، اشاره شده که چرا اغلب ما، پول گرفتن و درخواست پول برای کارهای فرهنگی را ناشایست می‌انگاریم:
http://store.oghabha.com/index.php?route=product/product&path=34_66&product_id=219

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #7 صلاح 03 آذر 1392 ساعت 17:54
گاهی کودکان معلم های خوبی هستند. انها همه کارهایشان از روی صداقت و جدیت است اما آدم بزرگها دو دو تا می کنند و ....
از کودکانمان بیاموزیم. مصطفی جان خاطره جالب و اموزنده ای بود. دست آرینا هم درد نکند. همیشه در شادی و زه ماوه ن باشید.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #6 حسین 03 آذر 1392 ساعت 13:35
ای کاش از این داستان زیبا و تأثیر گذار استفاده ی تجاری نمی شد ؟!!!!!!!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #5 mojgan azizoghli 03 آذر 1392 ساعت 13:02
عملش را دوست دارم چون از روی صداقت و محبت بوده ....حرف درست رو از بچه ها باید شنید و عمل درست را نیز
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+6 #4 ali 03 آذر 1392 ساعت 12:29
با درود
همه میدانیم که غذای نذری خوردن خیلی دلچسب است. نه فقط بخاطر این استکه غذا درحجم زیاد پخته میشود و خوشمزه تراست .بلکه بیشتر به این خاطر است که غیر مترقبه بدستمان میرسد.اگر منع مان نکنند بدنیال نذری گرفتن هم خواهیم بود(حتی اگر ادم طماعی نباشیم ).
دریافت کادو دقیقا همین حالت را درما ایجاد میکند و دلمان میخواهد همیشه دریافت کننده ان باشیم ولی چون باید گاهی هم کادو دهنده باشیم شاید از این کار نیک خیلی به نیکی یاد نمی کنیم.
مگر اکثر ما برای خرید ارزاق عمومی نان و گوشت ومرغ و... در مضیقه نیستیم و برای تامین ان زیر قرض وبدهی نمیرویم؟ چرا در ارتباط با این مخارج بدنمان بلرزه نمی افتدواگررنجی برما حادث میشود تحمل میکنیم .در ارتباط با کادو دادن نیز با ید مشابه تامین هزینهای ضروری برخورد کنیم نه اینکه انرا یک کار غیر ضرور تلقی کنیم.
شما که عینا شبیه کودکتان برخوردکرده اید و ازداشته هایتان با مشاورت همسرتان مقداری پول که در حد توانتان بوده است را درپاکت گذاردید وتقدیم کرده اید چرا باید بدنتان بلرزه بیافتد؟ ضمنا اگر کادوهای دریافتی اعم از نقدی وجنسی را حتی الامکان بمصرف نرسانید میتوانید بعنوان کادو برای دیگران مورد استفاده قراردهید( این روش شاید شیوه ایده الی نباشد ولی در مجموع بخش عمده ای از کادوهای پرداختی ما را تامین میکند.)
خیلی جالب است خانواده های فقیرتربمراتب کمتر ازخانواده های غنی و ثروت مند از دارائی خود میگذرند و در بخشیدن وهدیه دادن با مسئله کادو راحت تربرخوردمیکنند. همه این گله و شکایت ها مربوط به خانواده های متوسط وبالاتر است که هم میخواهند کمتر هزینه کنند و هم میخواهند با کادوی خود فخر بفروشند و هم میخواهند ازدیگران کمتر نباشند وهم میخواهند جبران کنند انچه را که در گذشته دریافت کرده اند.ضمنا برای اینده خود نیز سرمایه گذاری میکنند بدین معنی که کادوهای بهتری در اینده دریافت کنند.
بهرحال بهتر است همیشه درحدتوانمان کادودهیم ، چون بدین ترتیب سطح هدیه دادن خود را بدیگران معرفی میکنیم وانها متوجه میشوند که ما به بازیهای خود پسندانه اهمیت نمیدهیم واگر هنگام کادو دادن بما ، خلاف این رویه را برگذینند متضرر خواهند شد مطمئنا مشابه ما رفتار خواهند کرد مگر انان که انتظار ندارند مقابل بمثل کنیم .
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.