آموزش فروش

چقدر به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنی؟

علی‌اکبر قزوینی/ امروز در هنگام صرف ناهار، «شادی» هم مهمان ما بود؛ دختر کوچک محمود معظمی که هشت سال دارد. شادی علاقۀ فراوانی به پیتزا دارد و امروز هم یک پیتزا پپرونی بزرگ سفارش داد که بخشی از آن را خورد و بخشی را هم نگه داشت تا به خانه ببرد. هوس پیتزا خوردن او، محمود معظمی را هم ترغیب کرد تا یک پیتزای سبزیجات برای خودش سفارش بدهد. هر دوی این پیتزاها خوش آب و رنگ بودند، و با اشتهایی که خورده می‌شدند، حتما خوشمزه هم بودند! هنگامی که می‌خواستیم سفره را از روی میز جمع کنیم، محمود معظمی نکته‌ای را متوجه شد و خاطرنشان کرد که اگر دوست دارید، شما عزیزان هم می‌توانید در ادامه بخوانید.

آقای معظمی پاکت پیتزا را که برداشت، به نوشته‌های انگلیسی روی آن توجه کرد. یک نوشتۀ بزرگ که معنایش می‌شد: «خردمندانه انتخاب کنید» و عبارتی با حروف کوچک‌تر زیر آن که معنایش «پیتزاها و ساندویچ‌های بیرون‌بَر» بود. معظمی نگاهی به نوشته‌ها کرد و نگاهی به ما، و با آن تیزبینی منحصر به فردش گفت: «به نظر من، صاحبان این پیتزافروشی خیلی به ایرانی بودن خود و به زبان پارسی، افتخار نمی‌کنند.» معظمی پاکت را کمی ورانداز کرد و دید که تنها نوشته‌های پارسی، با حروفی کوچک در کناره‌های پاکت درج شده‌اند و آنها هم نشانی و اطلاعات تماس پیتزافروشی هستند؛ چیزهایی که دیگر نمی‌شده انگلیسی نوشت!

این صحبت‌ها، مرا یاد یک آگهی انداخت که در مترو زیاد دیده‌ام. آگهی یک شرکت تولیدکنندۀ محصولات بهداشتی که عبارت «با افتخار، ساخت ایران» را بزرگ روی بنرهای تبلیغاتی‌اش درج کرده است. همین‌طور یاد یک داستان که سال‌ها پیش در مجلۀ «کیهان بچه‌ها» می‌خواندم؛ داستانِ کودکی که قرار بوده برایش پوتین خارجی بیاورند، و وقتی آن پوتین به دستش می‌رسد و به‌زحمت عبارت Made in Iran را زیر آن می‌خواند، تازه می‌فهمد چیزی که این همه خواهانش بوده و می‌خواسته با آن پُز بدهد، ساخت کشور خودش بوده است!

دنیای امروز البته دنیای شرکت‌های چندملیتی است. مثلا روی محصولات تولیدی اپل نوشته شده:
Designed by Apple in California, Assembeld in China
یعنی: «طراحی‌شده توسط اپل در کالیفرنیا، مونتاژشده در چین». یعنی که حتی شرکت قَدَری مثل اپل هم نمی‌تواند از خدمات چینی‌ها بی‌نیاز باشد. با این همه، بعد از تاکید چند وقت پیش «باراک اوباما» (برای انتقال بخش بیشتری از فرایند تولید به داخل خاک آمریکا و استفاده از نیروی کار آمریکا) بود که اپل یکی از نکات افتخارآمیز نسل بعدی کامپیوترهای حرفه‌ای خود یعنی «مک پرو» را «طراحی و مونتاژ آمریکا» عنوان می‌کند؛ محصولی که «تماما آمریکایی» است.

محمود معظمی میهمان داشت و فرصتی نشد که در ادامۀ ناهار، دربارۀ اینها صحبت کنیم. من هنوز پاسخی برای این پرسش ندارم که کدام کار درست‌تر است. آیا پاکتی را بیشتر با کلمات انگلیسی طراحی کردن دور از میهن‌دوستی است؟ آیا در دنیای امروز هنوز می‌توان به کالای ساخت کشور خود افتخار کرد؟ مهم‌ترین اولویت یک تولیدکننده، یک کارآفرین، چه باید باشد؟ شما چه نظری دارید؟

 

لطفا لینک این مطلب را برای دوستان خود بفرستید:

http://goo.gl/EXc3Xw

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
+1 #4 سحر 07 آبان 1392 ساعت 10:35
در گذشته فونت های جذاب فارسی وجود نداشت که بتواند مشتری را ترغیب به خرید کند ولی حالا با اینهمه فونت های متنوع و زیبا که کار گرافیست های جوان این مملکت هست واقعا استفاده از کلمات فارسی جذاب تر است، ولی تا فروشندگان محترم متوجه شوند انگار خیلی طول می کشد.
در کشورهایی مثل ژاپن که یادگیری خطشان کاری چند ساله است خارجی ها همیشه در خرید و آدرس پیدا کردن مشکل دارند، به همین خاطر به نظر من نوشتن زبان انگلیسی الزامی است ولی به عنوان ترجمه ای از زبان فارسی نه جایگزین آن.
به نظر من افتخار به ایرانی بودن هم با تمرین حاصل می شود نه یک شبه.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #3 mahdokht 07 آبان 1392 ساعت 09:32
با سلام به جناب آقاي رييسي . من با تمام فرمايش جنابعالي موافقم . . اينكه حرف آقاي قزويني هم در همين راستاست . ايرانيها از ابتدا با تمدن بودند و با كيفيت زندگي كردن ولي طي چند دهه اخير و زير تفكر انگليسي حاكم به ايران خودخواهي و طماعي و زياده خواهي باعث شده از كيفيت ارائه خدمت به مشتري در هر زمينه اي كاسته بشه تا سود بيشتري نصيب فروشنده اعم از توليد صنعت بازار و ... بشه.
براستي اين معضليه كه فقط با همت نسل نوانديش و دلسوزي چون شما روي جووناي ايراني ميشه اصلاح كرد.
زنده باد ايران و ايراني
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 مهدی 06 آبان 1392 ساعت 21:34
ایرانی ها خودشان احساس حقارت می کنند. چند وقتی ذهن من را خودکار بیک به خودش مشغول کرده در شرکت من خیلی تعجب می کردم که قسمت تدارکات به توصیه مدیر عامل جنس ارزان می خرند که صرفه جویی بشود پس چرا خود کار بیک فرانسوی می خرند تازه امروز در بازار از مغازه دار پرسیدم چرا بیک ایرانی نیست ؟گفته شرکت خواسته سود بیشتری کنه جنس ها رو زده انبار حالا جنس ها مونده رو دستشون و جوهر خودکار ها خشک شده وفروش نمی ره و خودکار بیک فرانسوی دانه ای 350تومن شده ارزانتر هم از ایرانی . حالا ایرانی بودن کجاش افتخار داره؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #1 آرش رئيسي 05 آبان 1392 ساعت 21:56
سلام
مطمئن هستم كه من و شما 100% به ايراني بودن خودمان افتخار مي‌كنيم. آقاي قزويني از شما تشكر مي‌كنم از اين بابت كه اين بحث را مطرح كرديد ديدگاه خودم در اين مورد را با سه سئوال مطرح مي‌كنم.(سئوال به ذهن قلاب مي‌شود)
1- چند درصد از شركت‌ها كالاي خودشان را خودشان مصرف مي‌كنند؟
لطفا صادقانه جواب بدهيم خودمونيم ديگه!
2- سئوال اساسي: اگر ورود كالاهاي مصرفي به بازار ايران آزاد شود آيا بها، كيفيت و شيوه مديريت كارخانه‌هاي توليدي مي‌تواند با شركت‌هاي وارد كننده رقابت كند؟
يك مقايسه سرانگشتي در اين زمينه نشان مي‌دهد كه، در چنين وضعيتي ميزان نياز به كالاهاي ساخت داخل كشور، به علت قيمت بالا و كيفيت پائين آن بسيار كاهش خواهد يافت و از اين رو به تعطيل شدن كارخانه‌ها و بيكاري هزاران كارگر خواهد انجاميد.
3- چرا بايد كيفيت محصولات توليدي كارخانه‌ها را افزايش داد؟
همين وضعيت در دهه 1980 در شركت‌هاي آمريكايي بوجود آمد، ولي با كاربرد روش‌هاي صحيح و كاهش ضايعات و افزايش كيفيت كالاهاي توليدي خود توانستند پس از چند سال بار ديگر جاي خود را در بازارهاي بين‌المللي بدست آورند.
به نظر من عامل تعيين كننده كيفيت است و ورود به مبحث كيفيت هم كار سختي است و انسان نامعقول مي‌خواهد چون بايد تغيير بدهيم. يعني اگر پذيرفتيم كه مي‌خواهيم كيفي باشيم بايد تغيير بدهيم يعني مي‌خواهيم وجه تمايز داشته باشيم يعني مي‌خواهيم كاري بكنيم كه همه نمي‌كنند و اين وجه تمايز در تغيير حاصل مي‌شود.
It is not the system to make pepole to work
It is the pepole whitch make the system to work
اگر بخواهيم بحث كيفيت را داشته باشيم بايد انسان‌هاي كيفي داشته باشيم، انسان‌‌هاي كيفي سازمان را به حركت در مي‌آورند و اگر اين را از دست بدهيم هزاران تكنولوژي و هزاران سيستم هم وارد بكنيم كاري اتفاق نخواهد افتاد. روزي مي‌توانيم بخث كيفيت را مطرح بكنيم كه انسان‌ها را كيفي بكنيم. بنابراين اين همه تكنولوژي، ماشين‌آلات، ابزار و ... لازم است به شرطي كه مقدمه و Base اصلي كه آدم‌هاي كيفي هستند فراهم باشد.
حضرت علي عليه‌السلام:
كيفيتِ كار دلالت بر مقدار عقل دارد.
تا زماني كه توسعه پيدا نكند انديشه‌ها كيفيت معنا ندارد.
به همين دليل است كه وقتي مي‌خواهيم بيانديشيم و يا فكري بكنيم، طرد مي‌شويم چون خلاف عُرف داريم فكر مي‌كنيم. اگر مثل همه فكر كنيم كه كسي با ما كاري ندارد، ما اگه يك گام رفتيم جلوتر بعد بايد ببينيم كه چجوري پس گردني مي‌خوريم، از اينجا به بعدش مشكل مي‌شود! پس تغيير و تحول نيازمند انسان‌هاي نامعقول است.
به اين نكته هم توجه كنيم كه كيفيت التزام عملي مي‌خواهد نه فقط علاقه.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.