آموزش فروش

میراث ماندگار استیو جابز

استیو جابزجابز در طول سال‌ها پول بسیار فراوانی ساخت، هم برای خودش و هم برای سهام‌داران اپل. اما پول هرگز به‌نظر نمی‌رسید که انگیزه‌بخشِ اصلی اوست. هرتسفلد می‌گوید: "روزی در اواخر دهۀ ۱۹۹۰، من و جابز نزدیک خانۀ او در پالو آلتو قدم می‌زدیم. سهام‌ شرکت‌های اینترنتی در آن زمان خیلی پرطرفدار شده بود، و جابز از تعداد رو به فزونی این شرکت‌های نوپا صبحت می‌کرد و آن همه کارآفرین جوانی که روی "راهکار خروج" متمرکز شده بودند؛ این‌که شرکت‌هایشان را با سودی شیرین بفروشند و بروند." هرتسفلد به‌یاد می‌آورد که جابز چنین گفت: "بلندپروازی آنها واقعا کوچک و غم‌انگیر است"، و ادامه داد: "آنها باید دنبال این باشند که چیزی بسازند، چیزی که بماند."
بخشی از میراث استیو جابز، درس‌هایی است که کسانی که در طول این سال‌ها از نزدیک با او کار کرده‌اند، آموخته‌اند. آن‌چه در این مقاله می‌آید فقط چند تا از آنهاست.


ترجمه: علی‌اکبر قزوینی، منبع: نیویورک تایمز/ استیو جابز، متخصص فناوری و کسی که برای فرهنگ نوینِ دیجیتال ذائقه‌سازی می‌کرد، خودش را "کاپیتان طراحی محصول" می‌دانست؛ کسی که به گروه‌های کارکنانش انگیزه می‌دهد تا به‌گفتۀ خودش: "فراتر از چیزی بروند که هر کسی امکان‌پذیر تصور می‌کند"، و "کاری بزرگ انجام بدهند، کاری واقعا بزرگ که در تاریخ بماند."

او این کار را همیشه انجام می‌داد. جابز خودش فناوری را نساخت؛ بلکه گروه‌هایی را رهبری کرد که این کار را انجام دادند، و به آنها انگیزه داد، نازشان را کشید و تشویق‌شان کرد. سابقۀ او به‌عنوان رهبر گروه‌های نوآور، یگانه‌ است؛ و ساخت رایانۀ مکینتاش، آی‌پاد، آی‌فون و آی‌پد شاهدی است بر این مدعا. او رایانه‌ها را به دستگاه‌هایی خواستنی برای همگان تبدیل کرد، و نه‌تنها گروه‌هایی از محصولات همچون دستگاه‌های پخش موسیقی و تلفن‌های همراه را متحول کرد، بلکه کل صنایعی نظیر موسیقی و ارتباطات همراه را نیز تغییر داد.


جابز بازندۀ خوبی هم بود. شرکت رایانه‌ای "نکست"، که جابز آن را در سال‌های دوری‌ از اپل بنیان گذاشت، هرگز از لحاظ تجاری موفق نشد؛ اما یکی از پیشگامان فناوری بود. شبکۀ جهانی وب یا همان www، روی یک رایانۀ نکست ساخته شد؛ و نرم‌افزار نکست هستۀ سیستم عامل‌های کنونی اپل است.

بخشی از میراث استیو جابز، درس‌هایی است که کسانی که در طول این سال‌ها از نزدیک با او کار کرده‌اند، آموخته‌اند. آن‌چه در ادامه می‌آید، فقط چند تا از آنهاست.

 

هر چه می‌توانی، برای خوشحال کردن مشتریان انجام بده

شش هفته پیش از رونمایی آی‌فون در سال ۲۰۰۷، جابز دستور یک تغییر اساسی در طراحی را صادر کرد. تا آن هنگام، برنامه‌ریزی برای تامین مواد اولیه، تولید و مهندسی محصول بر این مبنا انجام شده بود که قسمت رویی و در واقع صفحۀ گوشی، از جنس پلاستیک است. "تونی فادل"، یکی از مدیران اجرایی پیشین اپل که توسعۀ آی‌پاد و آی‌فون را از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ رهبری می‌کرده، این موضوع را عنوان می‌کند و می‌افزاید که پلاستیک نسبت به شیشه شکنندگی کمتری دارد و ساخت آن هم آسان‌تر است.


اما صفحۀ لمسی پلاستیکی، یک کاستی دارد و آن هم این‌که احتمال خراش افتادن روی آن بسیار بالاست. جابز تاکید داشت که آن خط و خش‌ها و خراش‌ها، برای کاربران ناخوشایند است و آن را "نقص طراحی" تلقی خواهند کرد. فادل می‌گوید: "تمام واقعیت‌های منطقی به ما می‌گفت که از پلاستیک استفاده کنیم، اما شهود استیو چیز دیگری می‌گفت. این ندای درونی استیو بود؛ آن‌چه قلبش می‌گفت."
گزینۀ شیشه، چالشی بود که به‌گفتۀ فادل، در آن زمان "تقریبا ناممکن" به‌نظر می‌رسید؛ تلاش دقیقۀ آخر برای تامین شیشه‌ای از جنس مخصوص، و دستکاری در طراحی قاب تلفن (برای کاستن از احتمال شکستن شیشه هنگامی که آی‌فون روی زمین می‌افتد) از جملۀ مشکلات پیشِ رو بود.

با این‌که زمان بسیار کوتاه بود، اما با سرمایه‌گذاری بیشتر و کار بسیار فشرده، این تغییر ممکن شد.

فادل می‌گوید این ماجرا به اصلی اشاره دارد که او از سال‌های کار با استیو جابز آموخته است. او که هم‌اکنون مدیر یک شرکت نوپا در درۀ سیلیکون است (و هرچند نوع محصولاتش را هنوز اعلام نکرده اما قرار نیست با اپل رقابت کند)، این اصل مهم را این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: "سَمبَل‌کاری ممنوع؛ و باید اطمینان حاصل کنید که تجربۀ مشتری چیزی کمتر از لذت مطلق نباشد."

 

پروراندن ایده‌های خوب، زمان می‌برد

جابز پس از اخراج از اپل، شرکت "نکست" را در سال ۱۹۸۵ بنیان گذاشت. این شرکت، یک رایانۀ رومیزی قدرتمند را تولید می‌کرد، با محفظۀ مکعبی‌شکل مشکی و بسیار زیبا؛ که بازار هدف آن در ابتدا، بخش آموزش بود. قرار بر این بود که این دستگاه باید چیزی بیش از سخت‌افزار و نرم‌افزار باشد؛ باید محتوا را هم عرضه کند. "مایکل هاولی"، دانشمند رایانه که در شرکت نکست از نزدیک با جابز کار کرده و پاره‌وقت در خانۀ جابز سکونت داشت (چون بین کالیفرنیا و آزمایشگاه رسانۀ ام‌آی‌تی که در آنجا مسئولیتی داشت، مرتب در آمد‌ورفت بود)، می‌گوید که آن محتوا قرار بود "دنیایی از خِرَد" باشد.

از دید استیو جابز، رایانه‌های نکست قرار بود فناوری و هنرهای آزاد را با دربرداشتن کتاب‌های دیجیتال، موسیقی و هنر، با هم پیوند بدهند. جابز پی‌گیری برای دریافت حقوق آثاری را که می‌شد به شکل دیجیتال تبدیل‌شان کرد، آغاز کرد. او چند ناشر را واداشت که چون آنها در عرضۀ دیجیتال دیگر هزینۀ کاغذ و چاپ و توزیع را ندارند، امتیاز کتاب‌هایشان را با کسری از قیمت نسخۀ چاپی در اختیار نکست قرار دهند. به‌گفتۀ هاولی، جابز قرارداد کل آثار "شکسپیر" را تنها به‌ازای یک دلار برای هر نسخۀ دیجیتال، با انتشارات دانشگاه آکسفورد بست.

تلاش نکست برای نفوذ به بخش آموزش شکست خورد؛ چرا که دستگاه‌هایش برای این بازار بسیار گران‌قیمت بودند. با این حال، مفهوم و مدل تجاری جابز برای ارائه رسانه‌های دیجیتال، به‌گفتۀ هاولی، "نوعی دریافت شهودی بود که با ایجاد فروشگاه مجازی آی‌تونز، قیمت‌گذاری ۹۹ سنت برای هر ترانه، و عرضۀ دیگر انواع رسانه‌ها در ادامۀ آن، به اپل منتقل شد."

هاولی که هم دانشمند است و هم روی صحنه پیانو می‌نوازد، می‌گوید: "وقتی استیو به ایده‌ای باور داشت، برای انجام آن هم مشتاق بود و هم صبور. او راه را در طول سال‌ها ذره‌ذره باز می‌کرد تا به جای درست برسد."

 

روی اشتباهات متوقف نشو

"استیو کَپس"، دانشمند رایانه، ساخت رایانۀ "مکینتاش" را که فروش آن در سال ۱۹۸۴ آغاز شد، به‌عنوان فرایندی پیوسته از تصمیم‌گیری توصیف می‌کند: بخشی تجربه و بخشی توسعۀ محصول، با گام‌های رو به جلو درآمیخته با تعداد پُرشمارِ پَس‌روی‌ها. کپس، که نرم‌افزار مکینتاش را طراحی کرد، می‌گوید: "استیو به‌نوعی می‌دانست چه می‌خواهد، اما دقیق نمی‌دانست."

به‌گفتۀ کپس، استیو جابز در مورد گزینه‌های پرشمار سخت‌افزار، نرم‌افزار و طراحی، نظر نهایی را می‌داد. او می‌گوید: "فکر می‌کنم ترکیب ذهن روشن و قاطعیت در تصمیم‌گیری، چیزی است که به‌واقع دلیل موفقیت او را توضیح می‌دهد."

جابز در تشخیص اشتباهات هم، حتی اگر از خودش سر زده بود، دقیق و قاطع بود. به‌عنوان نمونه، او یک مدل خاص از دیسک درایو (برای خواندن برنامه‌های ذخیره شده روی فلاپی‌دیسک‌ها) را ترجیح می‌داد، در حالی که سایر اعضای گروه از مدلی دیگر دفاع می‌کردند. آنها پروژۀ دیسک‌خوان خود را محرمانه پیش ‌بردند؛ و وقتی نتیجۀ کارشان را نشان دادند، استیو از آن استقبال کرد. کپس می‌گوید: "او به‌سرعت تغییر موضع داد." و می‌افزاید: "روی اشتباهات خود متوقف نشوید؛ این درس بزرگی است که از او گرفتم."

 

اشتیاق خیلی بیشتر می‌ارزد

همکاران و دوستان سابق جابز، هم‌عقیده‌اند که سختگیریِ گاه بی‌رحمانه و تعهد کامل جابز در کار، دلیل ساده‌ای داشت: او واقعا از آن‌چه انجام می‌داد لذت می‌برد و آن را ارزشمند می‌دانست.

"اندی هرتسفلد"، عضو نخستین گروه مکینتاش که هم‌اکنون یکی از مهندسان گوگل است، می‌گوید: "مهم‌ترین چیزی که از استیو آموختم این است که همیشه ندای قلب‌تان را دنبال کنید. او باور داشت که تنها راه انجام دادن کاری واقعا بزرگ، عشق ورزیدن به کاری است که در حال انجامش هستید."

جابز در طول سال‌ها پول بسیار فراوانی ساخت، هم برای خودش و هم برای سهام‌داران اپل. اما پول هرگز به‌نظر نمی‌رسید که انگیزه‌بخشِ اصلی اوست. هرتسفلد می‌گوید: "روزی در اواخر دهۀ ۱۹۹۰، من و جابز نزدیک خانۀ او در پالو آلتو قدم می‌زدیم. سهام‌ شرکت‌های اینترنتی در آن زمان خیلی پرطرفدار شده بود، و جابز از تعداد رو به فزونی این شرکت‌های نوپا صبحت می‌کرد و آن همه کارآفرین جوانی که روی "راهکار خروج" متمرکز شده بودند؛ این‌که شرکت‌هایشان را با سودی شیرین بفروشند و بروند."

هرتسفلد به‌یاد می‌آورد که جابز چنین گفت: "بلندپروازی آنها واقعا کوچک و غم‌انگیر است"، و ادامه داد: "آنها باید دنبال این باشند که چیزی بسازند، چیزی که بماند."

دیدگاه های شما  

 
0 #6 محسن 15 مهر 1392 ساعت 00:59
با سلام و تشکر
در پایان 2بند تکراری وجود دارد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 زهرا 14 مهر 1392 ساعت 23:11
عالی بود. خوش به حال کسایی که هر روزشون رو مثل استیو جابز زندگی میکنند. و دنبال چیزایی میرن که بمونه تا همیشه . . .
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #4 محسن 25 اسفند 1391 ساعت 00:25
جالب بود، مخصوصا اون قسمتی که گفته است نباید بر روی اشتباهاتمان متوقف شویم.
با تشکر فراوان از اون دوست عزیزی که این مطلب رو گذاشته اند.
موفق و سربلند باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #3 Nasser 16 آبان 1390 ساعت 00:49
مرسی ممنون خوب بود
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+4 #2 اردستانی 01 آبان 1390 ساعت 15:09
جالب بود ممنون.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+14 #1 محمود معظمی 26 مهر 1390 ساعت 16:57
این گونه مقالات می تواند سرمشق بسیار ارزنده از الگوهای موفق برای جوانان و جویندگان موفقیت های پایدار در کشورمان و بین فارسی زبانان باشد.

متشکرم و لذت بردم
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.