آموزش فروش

اگر می‌خواهید، اوج بگیرید...(+ویدیو)

اگر میخواهید اوج بگیرید

محمود معظمی/ به خاطرِ نوع زندگی و حرفه­‌ای که انتخاب کرده‌ام، زیاد با هواپیما سفر می­‌کنم.
وارد فرودگاه شدم. در صف­ ایستادم تا بلیط و بارم چک شود...
یک ساعت گذشت و هیچ اقدامی صورت نگرفت!
پرواز با تأخیر انجام می‌شد و مردمِ خسته در کمال تعجب می­‌دیدند که هیچ تغییری به وجود نمی‌­آید و صف جلو نمی­‌رود! افرادی که باید بلیط‌­ها و بارها را چک می­­‌کردند، گیج بودند و فقط با کامپیوترها بازی می­‌کردند. مردم عصبی و خسته شده‌بودند. نیمه­‌های شب بود.

تا این که... ادامه مطلب...
 

یک آقایی آمد و گفت از ته صف بیایید آن­‌طرف.
خوشبختانه من با این که ته صف بودم، از آن طرف نفر اول شدم و رفتیم آن­‌طرف و کار ما را راه انداختند.
بعد متوجه شدم کسانی که پشت کانترها ایستاده‌­ بودند، از مدیریت فرودگاه رنجور و ناراحتند و به همین جهت کار نکردنِ کامپیوترها را بهانه می­‌کنند و کار مردم را راه نمی­‌اندازند.
مدیریتِ آن بخش، با یک بی­سیم آمد و با بداخلاقی به همه گفت: "به شما نشان می­‌دهم. کاربرگتان را می­‌بینیم که چند تا مسافر زده‌­اید و..." فقط تهدید کرد و رفت...
وقتی این صحبت­‌ها را شنیدم، متعجب شدم که چطور می­‌توان فرودگاهی را با این روش اداره کرد!
از آنجایی که دلم می­خواست کمکی کرده‌ ­باشم، کارم که راه افتاد، ایشان را صدا کردم و گفتم پیشنهادی برای شما دارم. خیلی مؤدبانه به من گفتند، کارتان چیست؟

گفتم من کاری ندارم، پیشنهاد دارم:
به نظرِ من یکی از مشکلاتِ سیستم این است که افرادی که پشت این کامپیوترها نشسته‌­اند، تایپ ده‌­انگشتی را آموزش ندیده‌اند و با یک انگشت این کار را انجام می­‌دهند و این سببِ کند شدنِ روندِ کارشان شده‌­است. اگر دو هفته برای آموزشِ آن‌ها وقت بگذارید، یاد خواهند گرفت که چطور ده انگشتی تایپ کنند. انتظار داشتم از من تشکر کند؛ ولی گفت: این­‌ها که کار­کن نیستند! من پدرِ این­ها را درمی­‌آورم!

متوجه شدم جایِ درستی حرفم را نزده‌­ام.
گفتم هرطور صلاح بدانید. شما مدیر هستید و کارتان را می‌دانید!

آنجا متوجه شدم چرا این فرودگاه به هم­‌ریخته­‌ است. چون نمی­‌شود کاری به این عظمت را با تهدید و ضرب­ و شتم اداره کرد.
تأخیر هواپیما و مسافر همه هزینه­‌های زیادی دارد.

با تأخیر سوار هواپیما شدیم و در آنجا اتفاق جالبی افتاد. به محض آنکه نشستیم، خلبان میکروفونش را روشن کرد و بابت تأخیر از همه عذرخواهی کرد و وقتی راه افتادیم، به ما گفت من به شما قول می­‌دهم که شما را حتی ۵ دقیقه زودتر به مقصد برسانم (چون بعضی­‌ها نگرانِ از دست­‌دادنِ پروازهای بعدی­‌شان بودند). و مردم را به آرامش دعوت کرد و تا مقصد، سه مرتبه عذرخواهی کرد که ما را با تأخیر سوار کرده­ بود.
وقتی هنگام فرود خواستیم خارج شویم، دیدیم جلوی در ایستاده و تبسمی برلب دارد، همه را بدرقه کرد و به همه خوش‌­آمد گفت.

من در تعجب بودم!
یک مدیر که تمامِ تأخیرها به عهده­‌ی سوء­مدیریتش است، حتی وقتی راهنمایی از کسی می­شنود، نه تنها تشکر نمی­‌کند، بلکه صلب مسئولیت کرده و می­‌گوید: این­‌ها کار نمی­‌کنند! این­‌ها حرف گوش نمی­‌کنند!
و کسی که اصلا نقشی در تأخیرنداشته (چون خودش و هواپیمایش آماده ­بوده‌­اند)، ۳ مرتبه در طولِ پرواز و یک‌­بار هم ابتدای پرواز از مسافرین بابت تأخیر عذرخواهی کرده و به آن‌ها قول داده مسئله­‌شان را حل کند و سر وقت مسافران را برساند (حتماً برای افزایش سرعت مسافرین و افزایشِ احتمالی مصرف سوخت از مدیرانش اجازه گرفته تا مردم سرِ وقت به مقصد برسند).
خیلی برای من مایه­‌ی تعجب بود که چرا یک­‌جا، کسی که مسئول است و باید عذرخواهی کند و از همکارانش درخواست کند، کمک کنند که کار مردم را راه بی‌اندازند، پرخاشگری می­‌کند!  وقتی به او راه حل نشان می­‌دهیم، به جای تشکر انکار می­‌کند! و در جای دیگر، شخصی دیگر که هیچ مسئولیتی در این تأخیر نداشته، با آن روش سنجیده و مهربانانه برخورد می­‌کند!

 به نظر شما، این تفاوت از کجا ناشی می‌­شود؟

چرا یک خط هوایی موفق است و در اوج کسادیِ بعضی هواپیمایی­‌ها رشد می­‌کنند و سود دارند و برخی دیگر زمین می­‌خورند؟
من بسیار پرواز کرده‌­ام. هواپیمایی­‌های بسیار مشهوری را دیده­‌ام که زمین خورده­‌اند. چون فکر کرده‌اند که اگر از غذای مسافر بزند یا فلان هزینه را خرج نکند، صرفه­‌جویی خواهد کرد!
توجه نکرده که سوء­مدیریتش سبب زمین­‌خوردنش می­‌شود.

اگر می‌خواهید اوج بگیرید

من و شما در زندگی­مان و مسئولیت‌هایی که به عهده داریم، مثل مدیر فرودگاه عمل می­‌کنیم یا مثل آن خلبان؟
دنبالِ مقصرمی­‌گردیم یا سعی می­‌کنیم کاری را که به عهده­‌ی ماست درست انجام دهیم و به کسانی که به ما اعتمادکرده­‌اند، کمک کنیم؟
اگر الان یک چنین مسئله­‌ای در مورد تربیتِ فرزندتان برای شما رخ دهد، یا همسرتان(خانم یا آقا) از شما ناراضی باشد، واکنش شما چه خواهد شد؟
می­‌گویید: مگر خودت کی هستی؟! یا می­‌گویید: متأسفم که چنین شده. من چه کمکی می‌­توانم به شما بکنم؟
اگر فرزندتان در درسی نمره­‌ی پایینی گرفته، او را بی­‌استعداد و خنگ خطاب خواهید کرد یا خواهید گفت که:
"عزیزم، اشکالی ندارد. حالا چه کارمی­‌توانیم انجام دهیم که مسئله را با هم حل کنیم؟ می­‌خواهی برایت معلم بگیرم؟ می­‌خواهی از دوستانت کمک بخواهی؟" و...

اگر در سیستمی اداری باشید که کارها درست پیش نرود، همکارانتان را متهم می­‌کنید یا انگشتِ اشاره­‌تان به سمت خودتان می‌­رود و از خودتان می­‌پرسید:
"من چه کار کنم که در کارمندانِ انگیزش و ایمان به پیشرفت ایجاد شود؟ چه کارکنم که آنها با عشق و علاقه کار کنند؟ چه کار کنم که راه­‌حل‌ها و ایده‌هایشان را مطرح کنند؟"

اگر حتی همکارانِ ما کم­‌کارند یا بد کار می­‌کنند، از خودمان سوال کنیم:
"من چه کار می­‌کنم که این­‌ها به کارشان علاقه ندارند؟ چرا در کار تخریب ایجاد می­‌کنند؟ چرا کار را عقب می‌­اندازند و یک کار یکماهه را در دو ماه انجام می‌­دهند؟"

یک شرکتی مرا دعوت کرده­‌بودند (شرکت بزرگی هم است).
به آنها عرض کردم اگر من بیایم آنجا، با این مطالبِ Aو Bو Cو Dو این­‌ها کاری ندارم؛ کارِ من با انسان­‌هاست. اگر انسان­‌ها کار را دوست داشته‌­باشند همه چیز درست و اگر دوست نداشته­‌باشند، همه چیز خراب خواهد شد.
شروعِ دوست­‌داشتنِ کار هم این است که:
سازمان و مدیریت کاری کند که منِ نیروی کار، از کار کردن در اینجا خوشحال باشم.

شرکتی عریض و طویل، با آن همه مهندس و طرح و برنامه و سازمان بود و وقتی من وارد شدم، گیج شده­ بودم. کسی نبود مرا تحویل بگیرد!
چند دقیقه معطل شدم و بالاخره شخصی که قرار بود با من ملاقات کند، همراه نگهبان آمد...
(جالب است: وقتی با آنها صحبت می­‌کنیم و مسائل را به آنها گوشزد می­‌کنیم، می­‌گویند مسائل را در یک جلسه حل کنیم، چون بودجه نداریم!).

از من پرسیدند:
به نظرِ شما برای خرید یک جنس چقدر باید منتظر باشیم؟
پاسخ دادم: بستگی به جنسش دارد؛ ۴۸ ساعت تا یک هفته.
گفتند: گاهی‌اوقات ۶ ماه طول می­‌کشد تا سفارشی که از بخش فنی داده­ شده، از انبار بیاید و تأیید شود.
عرض کردم: شش ماه طول می­‌کشد کاری انجام شود. ۶ ماه حقوق و بیمه و اجاره و هزینه­‌ی آب و برق و تلفن و هزینه‌های اضافی می­‌دهید و وقتی موقعِ درمان است، می­گویید پول نداریم؟! وقت نداریم؟!

اگر الآن به آنها بگوییم: ماشینت را عوض کنی، فلان مشکل حل می­‌شود، بلافاصله اقدام به تعویض ماشین و پرداختِ پولِ آن می­‌کنند! ولی اگر به آنها بگوییم باید به این انسان­‌ها کمک کنید و دیدِ مدیریت به آن‌ها باید تغییر کند، چه؟! بهانه می‌آورند...

به آنها شرح دادم:
اگر شما همکارِ خانم دارید، باید خانمی را موظف کنید که با آن‌ها در ارتباط باشد، برای نوع غذایشان، مرخصی­‌های به موقع و مواردی از این دست... فقط به این خاطر که آن‌ها خانم­ هستند؛ وقتی این خانم­‌ها بدانند که شما درکشان می­‌کنید و به آن‌ها کمک می­‌کنید، برای شما جان خواهند داد.
اگر آقایی کارمندِ شماست، درکش کنید...
او می‌­خواهد احساسِ امنیت کند؛ می­‌خواهد بداند در این سیستم چه مسئولیتی دارد؟
وقتی توجه به نیروی انسانی مطرح می‌شود، معمولا چرخِ ما لنگ می­زند!
این تجربه­‌ی تلخ را نه یک­بار و نه دوبار، که چندین بار در شرکت­‌هایی که به عنوان مشاورشان با آن‌ها در ارتباط بوده‌­ام، دیده­‌ام.

مدیریت شرکتی با من صحبت می­‌کند و وقتی به او می­‌گویم: باید این روش را در پیش بگیری، می­گوید نه، روشِ خودم!
می­گویم: آقای عزیز، من دعوت شده­‌ام برای کمک، یا شما؟! من آمده­‌ام کمک‌تان کنم.
می­‌گوید: شما مگر نمی­‌گویید حق با مشتری­‌ است؟ من هم مشتریِ شما هستم!
می­‌گویم: دوستِ عزیز، شما داری پول می­‌دهی که مشورت بگیری. برای مثال: اگر من وکیل باشم، باید نظرِ حقوقی که می­فهمم بگویم. چرا می­‌خواهید حرف خودتان را پیش ببرید؟!
در آنجاست که قراردادِ مرا و پولِ مرا قطع می­‌کنند. فقط برای این که اثبات کنند حق با آنهاست. خب شرکتشان همانی است که می­بینید!

همه چیز باید تغییر کند الّا خودشان؟!!!

به‌قول حضرت حافظ:

میانِ عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست
حافظ، تو خود، حجابِ خویشتنی، از میان برخیز

مسئولیت‌پذیر باشیم و انتخاب کنیم...
مدیرِ فرودگاه یا خلبانِ دانا؟
دیگران را مقصر بدانیم یا مسئولیت بپذیریم؟
خلبان به راحتی می‌­توانست بگوید ما از این فرودگاه ناراضی هستیم و شکایت خواهیم­ کرد. اما چنین نکرد. با خودش فکر کرد که:
آن‌ها مسافرِ من هستند و باید به مقصد برسند؛ چه کار می­‌توانم بکنم که زودتر آن‌ها را به مقصد برسانم؟

مسئولیت بپذیریم و بدانیم که مؤثریم. انتخاب با ماست که فرارکنیم یا مسئولیت بپذیریم.
حتما دومی را برمی­گزینید، چه در خانواده و چه در سازمان و چه در شهر.

دوستدارتان محمود معظمی
لینک کوتاه این مطلب:
 
 
 
پیشنهاد می‌کنیم سمینارهای زیر را دانلود و گوش کنید:
برای دانلود لطفا روی عکس کلیک کنید
 
  
 

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .

 



. . .

دانلود آموزش‌های محمود معظمی

دیدگاه های شما  

 
0 #11 مريم صفاتيان 05 آبان 1395 ساعت 17:06
سلام و خداقوت
مثل هميشه عالي و مفيد
من ازاستاد خيلي چيزها درهر زمينه اي ياد گرفتم
براشون ارزوي سلامتي و موفقيت دارم
در پناه حق
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #10 نادیا 05 آبان 1395 ساعت 09:13
خیلی عالیه حرفای اقای دکتر بهم ارامش میده انشاالله که همیشه سایشون بالا سر ما باشه
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #9 رضا عدیلی پور 04 آبان 1395 ساعت 13:51
سلام و سپاس
بسیار از خواندن ایم مطلب لذت بردم و استفاده کردم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #8 فرامرزی 01 شهریور 1395 ساعت 23:41
سلام خدمت آقای دکتر معظمی محمود معظمی
خوشحالم از طریق سایت و نت تونستم شما رو پیدا بکنم
سال 90 از طریق شبکه mit ماهواره آقای دکترو شناختم
دقیقا اوج روزای افسردگی روحی و عاطفی بودم که سخنان ایشون و دنبال کردن برنامه های شاد زندگی کردن
و اینکه خووووووودت را دوست بدار و کمک کن دیگران نیز خود را دوووووووست بدارن
زندگی من و خانواده منو کلا تغیر داد
یک مادر خانه دار بیسواد بودم
الان دانشگاههم تموم کردم صاحب آموزشگاهم
مدیریت و مربی یک مجموعه با من هست
خونه خریدم و......
اینم برای سپاسگذاری از حق آقای دکتر نوشتم
زیرا خودشون فرمودن همه کارها و موفقیت هاتو بنویسن
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #7 ندا 25 مرداد 1395 ساعت 23:36
خدارو شکر که با این مجموعه و استاد معظمی اشنا شدم.
ممنون از اطلاع رسانی سریع و خدماتی که اختصاص میدید به مشتری هاتون.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #6 ندا 25 مرداد 1395 ساعت 23:33
سلام شما واقعا فوقالعاده اید،انشالله تنسان های بیشتری به این سمت سوق پیدا کنند
من تونستم با توجه به صحبت هایاستاد در سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید طی شش ماه یک ملیون و هشتاد هزارتومان تنها با پول تویه جیبیم این مباف را حمع کنم
خداروشکر هیچ وقت تاحالا این کارو نکرده بودم
واقعا صحبت هاشون حقیقت داره اگر امتحان کنیم و اعتماد کنیم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 میلاد 25 مرداد 1395 ساعت 19:29
نقل قول peyman:
با سلام و تشکر از شما و سایت زیبایتان مطالب جالب و مفیدی ست مه به نظر من حقیر همه یا درصد بالایی از مردم ایران بدان احتیاج دارند ولی حیف که قیمت خدمات سایت شما بالاست و هر کسی که بخواهد نمیتواند از آن استفاده کند.


سلام و سپاس از نظرتان
به نظر شما ما در ازای پرداخت هزینه برای این آموزش‌ها چه چیزی دریافت می‌کنیم؟ حتماً پیشرفت فردی که منجر به افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی هم خواهد شد، هزینه‌اش خیلی بیشتر از این چیزهاست که در این سایت درج شده‌است.
پس فرصت را دریابید و تا قیمت‌ها بیشتر از این‌ها نشده‌است محصولی را که دوست دارید بخرید و گوش کنید.
من از دانش‌آموختگان نوابع فروش هستم و این پیشنهاد را کاملاً دوستانه و صمیمانه عرض کردم.
شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #4 عباس 25 مرداد 1395 ساعت 13:19
سلام واحترام
ممنون؛ عاالی بود.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #3 محمدرضا8 25 مرداد 1395 ساعت 12:13
سلام
مطلب جالب وخواندنی بود.امیدوارم بتونیم پیشنهادات سازنده رودرزندگی روزمرهبه اجرا بزاریم .
فقط میگم ممنون متشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 peyman 25 مرداد 1395 ساعت 12:00
با سلام و تشکر از شما و سایت زیبایتان مطالب جالب و مفیدی ست مه به نظر من حقیر همه یا درصد بالایی از مردم ایران بدان احتیاج دارند ولی حیف که قیمت خدمات سایت شما بالاست و هر کسی که بخواهد نمیتواند از آن استفاده کند.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.