آموزش فروش

چرا این دختر همیشه سوارِ قطار است؟

چرا این دختر همیشه سوارِ قطار است؟وقتی سایرین از قطار پیاده می‌شوند تا سرانجام به خانه بروند، «لونی مولر» سرِ جای خوش می‌نشیند. چرا که او قبلاً به خانه‌اش رسیده است. قطار در حکم محل زندگی و آپارتمان اوست؛ و او از این سبک زندگی راضی است. اما چه شد که این دختر چنین تصمیم عجیبی گرفت؟ در ادامۀ مقاله همراه ما باشید.

این دختر آلمانی که دانشجوی کالج است، آپارتمان خودش را بهار امسال رها کرد. او می‌گوید همۀ ماجرا با مشاجره‌ای که با صاحبخانه‌اش داشت آغاز شد: «بلافاصله به این نتیجه رسیدم که دیگر نمی‌خواهم آنجا بمانم؛ و البته بیشتر دریافتم که اصلاً دلم نمی‌خواهد دیگر در هیچ جایی زندگی کنم.»
 
به جای نقل مکان به خانه‌ای دیگر، مولر اشتراک قطارهای آلمان را خرید که به او امکان می‌دهد رایگان سوار هر قطاری در این کشور شود. هم‌اکنون، او موهایش را در دستشویی قطار می‌شوید و مقاله‌هایش برای کالج را در حالی‌که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت در حرکت است می‌نویسد. او می‌گوید از آزادی عملی که پس از رها کردن آپارتمانش داشته، لذت می‌برد: «وقتی سوار قطار هستم احساس می‌کنم در خانۀ خودم هستم؛ این‌طوری خیلی دوست‌های بیشتر و شهرهای مختلف را هم می‌توانم ببینم. مثل این است که همیشه در تعطیلات هستم!»

سبک زندگیِ غریب این دختر ۲۳ ساله، توجه رسانه‌ها را در آلمان به او جلب کرده است. او در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های تلویزیونی این کشور گفت:‌ «می‌خوانم، می‌نویسم و از پنجره بیرون را تماشا می‌کنم. همیشه هم در حال ملاقات آدم‌های مهربان هستم. در قطار که هستی، همیشه کاری برای انجام دادن هست.»

از زمانی که مولر جسارت به خرج داد و آپارتمانش را به قصد زندگی در قطار رها کرد، کل زندگی او در یک کوله‌پشتی جا گرفته که شامل لباس‌هایش، لپ‌تاپ، برگه‌های دانشگاه و لوازم بهداشتی است.

تا به اینجا، تجربۀ او برخلاف مطالعاتی است که اخیراً انجام شده و مدعی بودند که «سفرهای طولانی‌مدت [خانه به محل کار و برعکس]، انسان را از پا درمی‌آورد.» از لحاظ مالی هم این سبک زندگی برای مولر منفعت داشته است. بهای بلیتی که او می‌خرد (برای اشتراک یک‌ماهۀ قطارها) ۳۸۰ دلار است؛ ۷۰ دلار کمتر از زمانی که اجارۀ آپارتمان می داد. با این همه، ارزان‌تر زندگی کردن تنها هدف مولر از این تغییر نبوده است.

او می‌گوید: «من می‌خواستم الهام‌بخش افراد باشم تا دربارۀ عادت‌هایشان و چیزهایی که آنها را نرمال و طبیعی می‌انگارند، از خود پرسش کنند.» مولر ادامه می‌دهد: «فرصت‌ها همیشه بیشتر از آن چیزی است که افراد تصور می‌کنند. ماجراجویی بعدی درست آن گوشه منتظر شماست؛ به این شرط که بخواهید پیدایش کنید.»

«فرصت‌ها همیشه بیشتر از آن چیزی است که افراد تصور می‌کنند.
ماجراجویی بعدی درست آن گوشه منتظر شماست؛
به این شرط که بخواهید پیدایش کنید.»

مولر مرتباً دیروقتِ شب هم در سفر است، با این همه سعی می‌کند در آپارتمان فامیل‌ها و دوستان هم بخوابد. اغلب اوقات، او در خانۀ نامزدش، مادرش یا مادربزرگش می‌ماند.

مولر در خصوص رابطه‌اش با نامزدش می‌گوید: «در حالت طبیعی، ارتباط ما بیشتر دورادور بود؛ ولی زندگی در قطار به من امکان داده همیشه او را ببینم.» او می‌افزاید: «بیشتر دوستانم هم عاشق این ایدۀ [زندگی در قطار] هستند، با این همه بعضی‌هایشان این روش را زیادی ماجراجویانه می‌دانند. بقیه اما واکنش‌شان بیشتر منفی بوده است؛ آنها احساس می‌کنند این واقعیت که من روش معمولِ زندگی را به پرسش کشیده‌ام، آزارشان می‌دهد.»

زندگی در قطار البته یک هدف دانشگاهی هم دارد: مولر این تجربۀ نامعمول را در وبلاگی مستند می‌کند. مقالۀ فارغ‌التحصیلی او بر پایۀ تجربه‌اش به عنوان «یک کوچندۀ مدرنِ سوار بر قطار» نوشته خواهد شد. تنها مشکل؟ «داشتن یک هدفون که بیشتر سروصداهای اطراف را ساکت کند ضروری است.»

» وقتی این مطلب را می‌خواندیم،
مدام صحبت‌های محمود معظمی در سمینار «ده نمک» در گوشمان زنگ می‌زد؛ این‌که سخت‌ترین کار برای انسان «تغییر» است، و این‌که چقدر مهم است که انسان آگاهانه تغییرات را در زندگی‌اش ایجاد کند. معظمی در این سمینارِ فراموش‌نشدنی و سرنوشت‌ساز می‌گوید:

نشانه‌های زندگی کردن در ده نمک چیست؟ هر روز صبح همان کاری را می‌کنیم که دیروز می‌کردیم. هر شب آن نتیجه‌ای را برداشت می‌کنیم که دیشب برداشت کردیم. آیا زندگی، تکرارِ تکرار است؟ نه نیست. من در ده نمکم گیر کرده‌ام و مثل «اسب عصاری» دارم دور خودم می‌چرخم. زندگی تکرار نیست. من یک چیزی را به عنوان زندگی تکرار می‌کنم. زندگی خیلی بزرگ و وسیع است. زندگی را و توانایی‌هایمان را یاد بگیریم. بشناسیم که ما، که هستیم. یاد بگیریم که دنیا آنی نیست که من فکر می‌کنم.

» وقتی شما این مطلب را می‌خواندید چه نکاتی از ذهن‌تان گذشت؟
دربارۀ کار این دختر چه نظری دارید؟ آیا شما حاضرید چنین تغییری در زندگی خود ایجاد کنید؟ خوشحال می‌شویم دربارۀ همۀ اینها، اینجا دیدگاه‌های ارزشمند خود را بنویسید.

منبع مقاله

سمینار ده نمک(صوتی-دانلودی)-آذرماه۹۳

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دانلود آموزش‌های محمود معظمی

دیدگاه های شما  

 
0 #18 کیوان 17 اسفند 1395 ساعت 08:18
سلام
من هم این را تجربه کرده ام .اما نه به اندازه خانم مولر .منظور از لحاظ زمانی هست.قبلا در شهرستان زندگی میکردم کارم حسابداری هست ودر دوشرکت مشغول به کاربودم .فاصله خانه تا محل کارهام شاید 10 دقیقه بود آن هم پیاده .ولی از زمانی که بعلت بیماری همسرم مجبور شدم بیام تهران .نمی توانستم درخود تهران مسکن داشته باشم ناچار در شهرک اندیشه خونه خریدم .ولی روزانه من 4ساعت در ترافیک هستم .تصمیم گرفتم زبان انگلیسی رو در ترافیک یاد بگیرم . و دوره کارشناسی ارشد شرکت کنم . بعضی از کارهای شرکت رو تامیتونم در داخل اتوبوس انجام میدهم .با تشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #17 هیام ازیتون 13 اسفند 1395 ساعت 17:46
خیلی کارشو دوست داشتم من مطمینن اگه ازدواج نکرده بودم اینکارو امتحان میکردم اما حیف زندگی یه ادم دیگه به من وصله :lol:
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #16 محمد 18 آذر 1395 ساعت 12:58
با سلام مطلب اموزنده ای بود.باعث شد من و همسرم مهاجرت یک ساعته داشته باشیم به شهر دیگر که رو هزینه هامون خیلی تاثیر گذار هست
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #15 بهروز 31 مرداد 1395 ساعت 11:37
برای ما ایرانی های تنبل وتن پرور وتک محصولی وتشریفاتی درس بسیار بزرگی است واقعا دنیا با آموزش سبز می شود و این خانم معلم واقعی تغییر است من به عنوان یک معلم درس جسارت ورها کردن را آموختم .
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #14 حمید 25 آبان 1394 ساعت 18:51
خدا میگوید همه جا وطن توست حتی در قطار
یوگاناندا
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #13 محمود 20 آبان 1394 ساعت 08:13
نقل قول Mehdi:
درود بر شما. آره واقعا راست میگید متاسفانه سردبیر این سایت واقعیتهای ممکن در زندگی نادیده میگیرد و فقط میخواد با یک سری مطالب انگیزشی مردم رو تهییج میکنه.متاسفانه به شدت حرفهای توهم آمیزی از سوی بعضی افراد گفته میشه که اصلا با واقعیتهای زندگی مردم همخوانی نداره..


دوستان گرانقدر
با سپاس از اینکه دیدگاههایتان را جسورانه بیان می کنید.

بر این باورم که منظور مقاله به درستی منتقل نشده است. قرار نیست که همه مانند آن خانم دانشجو زندگی کنند. قرار است یاد بگیریم که روش یا روشهایی غیر از آنکه ما به آنها خو کرده ایم بی آنکه آنها را به چالش بکشیم نیز وجود دارند.

هر یک از ما می توانیم در روشهای زندگی خود تغییراتی را ولو کوچک ایجاد کنیم و روزمره گی را به چالش بکشیم.

این خانم دانشجو حتما با نامزدش به توافق رسیده اند چرا که بسیار طبیعی است اگر نتیجه تصمیم من در زندگی دیگری اثر می گذارد و با هم شراکتی داریم، او هم بعنوان شریک زندگی یا کار و پیشه باید راضی باشد.

نکته دیگر اینکه هر کاری که انجام می دهیم قیمتی دارد که باید پرداخت از جمله کارهایی که از روی عادت سالیان است که انجام می دهیم بی آنکه از خود بپرسیم چرا نیز قیمتی دارد. نیاموختن و تجربه نکردن راههای دیگر زندگی. زندگی که تنها یک بار در این دنیا فرصتش را به من و شما داده اند.

قرار نیست از فردا همه چیز بهم بریزد، ولی قرار است که بپذیریم جدا از روشهایی که به آنها خو کرده ام و انجام می دهم روشهای دیگری نیز وجود دارد. پس به تفاوت ها به چشم یک پدیده مثبت و الهی نگاه کنیم و از آنها نهراسیم بلکه به خودمان جسارت تجربه تغییر و بهتر شدن را بدهیم.

شاد و تندرست باشید
دوستدارتان
محمود معظمی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #12 ندا 19 آبان 1394 ساعت 18:52
به نظر من این خانوم تشخیص داده که این راه کار به دردش میخوره و واقعا هم این اتفاق افتاده و براش نتیجه ی مطلوبی داشته لی برای زندگی خودش
مهم اینه که به نظر من ما ادما بیاییم زندگی های خودمونو بررسی کنیم و براش راهکار ارائه بدیم....مثل این خانوم که واسه زندگی خودش راهکار خودشو مختص به زندگی خودشو پیدا کرده.
من قضاوت نمیکنم واقعا تنها فکر میکنم اینکه فکر کرده و راهکاری ارائه داده که تونسته به دردش بخوره برام جالبه
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #11 Mehdi 18 آبان 1394 ساعت 14:55
نقل قول هماشرفی:
با سلام و سپاس

خواستم بگم تغییر خوبه و خیلی هم خوبه اما به چه قیمتی؟ ؟؟؟؟؟؟؟ بیاییم دست از شعار دادن برداریم واقعیتها رو ببینیم و صادقانه حرف بزنیم .

اگر درست نمیگم لطفا استاد بزرگوار منو راهنمایی کنند // برای مثال : خانمی تشخیص داده برای پیشرفت زندگیش بهتره که نقل مکان کنه اما همسرش موافق نیست ! میشه که خودش بتنهایی این تصمیم بگیره و خانه و کاشانه را رها کنه ؟ در واقع نگرانی و مشکلاتش که بیشتر میشه . اینطور نیست؟؟؟؟ پس تغییر هم شرایط خودشو میخواد . زندگی بهتر که نمیشه اوضاع بدتر هم خواهد شد . من سراغ دارم توی فامیل که حتی جابجایی از این محله به یک محله ی دیگه توی همون شهر خودشون هم امکانپذیر نبوده چون آقا یک نظر داره ! خانم یک نظر دیگه!!!! و همین مورد باعث شده یک نفر قربانی افکار پوسیده ی طرف مقابلش بشه !!!!! این هست که تفاوت فرهنگ مهمه و هر تصمیمی هر جا جواب نمیده !!!!!!!
" متشکرم"


درود بر شما. آره واقعا راست میگید متاسفانه سردبیر این سایت واقعیتهای ممکن در زندگی نادیده میگیرد و فقط میخواد با یک سری مطالب انگیزشی مردم رو تهییج میکنه.متاسفانه به شدت حرفهای توهم آمیزی از سوی بعضی افراد گفته میشه که اصلا با واقعیتهای زندگی مردم همخوانی نداره..
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #10 هماشرفی 18 آبان 1394 ساعت 13:23
با سلام و سپاس

خواستم بگم تغییر خوبه و خیلی هم خوبه اما به چه قیمتی؟ ؟؟؟؟؟؟؟ بیاییم دست از شعار دادن برداریم واقعیتها رو ببینیم و صادقانه حرف بزنیم .

اگر درست نمیگم لطفا استاد بزرگوار منو راهنمایی کنند // برای مثال : خانمی تشخیص داده برای پیشرفت زندگیش بهتره که نقل مکان کنه اما همسرش موافق نیست ! میشه که خودش بتنهایی این تصمیم بگیره و خانه و کاشانه را رها کنه ؟ در واقع نگرانی و مشکلاتش که بیشتر میشه . اینطور نیست؟؟؟؟ پس تغییر هم شرایط خودشو میخواد . زندگی بهتر که نمیشه اوضاع بدتر هم خواهد شد . من سراغ دارم توی فامیل که حتی جابجایی از این محله به یک محله ی دیگه توی همون شهر خودشون هم امکانپذیر نبوده چون آقا یک نظر داره ! خانم یک نظر دیگه!!!! و همین مورد باعث شده یک نفر قربانی افکار پوسیده ی طرف مقابلش بشه !!!!! این هست که تفاوت فرهنگ مهمه و هر تصمیمی هر جا جواب نمیده !!!!!!!
" متشکرم"
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #9 الف.ش 17 آبان 1394 ساعت 16:34
به نظر من این حذف شرایطه !
انسان باید در محیط خودش رو آرام کنه نه اینکه از همه فراری باشه...
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.