آموزش فروش

«بچه پولدارهای تهران» واقعا چه کسانی هستند؟

بچه پولدارهای تهرانخیلی وقت پیش بود (دی ۹۰) که در پی چاپ گزارشی در روزنامۀ هفت صبح دربارۀ پورشه‌سواران پایتخت، مطلبی را در همین وب‌سایت منتشر کردیم (چه کسانی در ایران پورشه سوار می‌شوند؟). به گواهِ بازدیدهای فراوان آن مطلب و کامنت‌هایی که مدت‌ها پس از انتشار همچنان دریافت می‌کند، مسائل ظریف و حساسی نظیر این مورد توجه شما مخاطبانی است که در پی ثروتمند شدن و پول ساختن هستید؛ شمایی که در پی راه‌های درستِ ثروتمند شدن از میان هزاران کوره‌راهی هستید که راه به ناکجاآباد می‌برند. ما ثروت را دوست داریم، اما آیا پورشه سوار شدن در خیابان‌های پر از دودِ پایتخت واقعا مصداق ثروتمندی است؟ آیا از این پدیده باید خوشحال باشیم یا آن را بیشتر بکاویم؟ واقعا چند درصدِ سوارانِ خودروهای لوکسِ پایتخت، «کارآفرین» و «پول‌ساز» هستند نه «بچه»مایه‌دار‌هایی که از سر اتفاق به پول و پله‌ای بادآورده رسیده‌اند؟ مطلبی که در شمارۀ قبلی مجلۀ خلاقیت منتشر شد، اتفاقا دربارۀ عکس‌هایی در شبکۀ اشتراک عکس «اینستاگرام» است که ایجادکنندگانش، آگاهانه یا ناآگاهانه، عنوان «بچه پولدارهای تهران» را به آن داده‌اند. این «بچه‌ها» کیستند؟ نویسندۀ آن مطلب، دوست روزنامه‌نگارمان ‌«حسین یاغچی»، این موضوع را بررسی کرده است. بی‌آن‌که لزوما دیدگاه ایشان را تایید کنیم، از شما دعوت می‌کنیم مقاله‌شان را در ادامه بخوانید؛ و سپس دیدگاه‌ها و برداشت‌های ارزشمند خود را اینجا با همۀ خوانندگان سایت به اشتراک بگذارید و دیدگاه‌های سایرین را بخوانید.

حسین یاغچی/ یکی از خبرهای جنجالی مهرماه ۹۳ در رسانه‎های ایران به ایجاد صفحه‎ای در شبکه‎ی اجتماعی اینستاگرام مربوط می‌‎شد که نام بچه‎پولدارهای تهران را یدک می‌‎کشید. شاید نکته‎ای که در وهله‎ی اول، جالب توجه می‌‎نمود؛ به رویه‎ای متفاوت از فرهنگ غالب در ایران مربوط می‌‎شد که در آن، ثروت به هزار و یک دلیل مخفی نگه داشته می‌‎شود و ثروتمندان هم آیین درویشی برمی‎گزینند و در خفا، رفاه و ثروت دارند و در علن، به رنگ دیگران هستند تا آسیبی متوجه ثروت اندوخته‎شان نشود. حالا در چنین جامعه‎ای با چنین پیشینه‎ای وقتی کسانی پیدا می‌‎شوند که ثروت‎شان را می‌‎آورند جلوی چشم خلایق و آن را در بوق و کرنا می‌‎کنند، آن‎وقت، خود به خود سوژه‎ی جذابی شکل گرفته است که جا برای تحلیل‎های مختلف باز می‌‎کند.

در مهرماه ۹۳، نگاه به این اتفاق جالب، عموما از دو منظر صورت گرفت. منظر اول را کسانی مطرح کردند که به استقبال این خبر رفتند و آن را نشانه‎ای از تغییر رویه‎ای دانستند که سال‎های سال رواج داشته و دیگر، مضراتش بیش‎‌تر از منافعش شده است. به هر حال، این‎که عده‎ای پذیرفته‎اند ثروت خود را جلوی چشم بیاورند و به مظاهر ثروتمندی خود ببالند، از نظر اینان اتفاق مثبتی بود که باید دیده می‌‎شد. از سوی دیگر، کسانی که مخالف شکل‎گیری این روند در جامعه بودند این عده را مرفهین بی‎دردی می‌‎دانستند که شیوه‎ی ثروتمندشدن‎شان هم زیر سوال است و تبلیغ این مظاهر را در ادامه‎ی آسیب‎هایی تلقی می‌‎کردند که در طی این سال‎‌ها بر اقتصاد ایران حادث شده است.

بچه پولدارهای تهران

در این میان و قبل از هر تحلیلی درباره‎ی این پدیده‎ی اجتماعی، به نظر می‌‎رسد باید به سه نکته‎ی مهم توجه کرد:

نخست این‎که در سال‎های اخیر، اقتصاد ایران، افت ۳۰۰درصدی ارزش پول ملی را تجربه کرده و تورمی بالای ۴۰درصد را از سر گذرانده که آن را در رتبه‎ی نخست تورم در اقتصاد دنیا در ۲ سال پیش قرار داده است. همین دو عدد کافی‎ست که متوجه می‌‎شویم در سال‎های اخیر ثروتی در ایران تولید نشده که هیچ، ثروت با توجه به افت چشمگیر ارزش پول ملی و نیز تورم نزدیک به ۵۰ درصد، کاهش چشمگیری را در تولید ثروت، تجربه کرده است.

در چنین شرایطی وقتی عده‎ای از ثروت و مکنت افسانه‎ای خود پرده بر می‌‎دارند و آن را در شبکه‎های اجتماعی جار می‌‎زنند، بیش از آن‎که اسباب تحسین بقیه شوند، برای‎شان سوال به وجود آورده‎اند. آن هم این سوال که درشرایط رشد منفی ۷ درصد اقتصاد در سال‎های گذشته چگونه چنین ثروتی حاصل شده که از فرط انباشت به مرحله‎ی اعلان عمومی هم رسیده است؟ یادمان نرود وقتی در رسانه‎‌ها از ثروت‎سازی، کارآفرینی و حتی سرمایه‎داری تقدیر می‌‎شود ناشی از این است که از رهگذر خلق ثروت کارآفرینانه، جامعه نیز منتفع می‌‎شود و رشد و توسعه را تجربه می‌‎کند. حالا در وضعیتی که اقتصاد ایران قریب به ده درصد در طول سال‎های گذشته کوچک شده و آمار بیکاری به مرحله‎ی بحرانی رسیده، چگونه است که ثروت بچه پولدارهای تهران زیاد شده است؟

بچه پولدارهای تهران

نکته‎ی دوم اشاره به تجربه‎ای جهانی دارد. در طول دهه‎های گذشته یکی از جذاب‎‌ترین موضوعات رسانه‎‌ها در جهان پرداختن به مظاهر ثروت آدم‎های معروف بوده است. وقتی نگاهی آماری می‌‎کنیم به این اشخاص معروف که مظاهر ثروت‎شان اعلام می‌‎شود، متوجه می‌‎شویم که اکثرشان شامل هنرپیشه‎‌ها و ورزشکارانی هستند که به واسطه‎ی یک ویژگی و استعداد طبیعی، «یک‎شبه» ثروتمند شده‎اند و با ثروت‎شان خانه‎های آن‎چنانی و ماشین‎های پرزرق و برق خریده‎اند. وگرنه کسانی که به واسطه‎ی استعداد اولیه و بعد، توان اکتسابی‎شان، کسب‎وکاری را شروع کرده‎اند و در می‌انسالی و حتی پیری به ثروت و مکنتی رسیده‎اند، از مظاهر آن‎چنانی ثروت‎شان در رسانه‎‌ها خبری نیست و در واقع، با وجود ثروت میلیاردی، آن‎قدر زندگی معمولی دارند که قابل عرض نیست.

البته اینان با مظاهر عجیب و غریب ثروت هم مخالفتی ندارند؛ فقط از آن‎جا که عمری کشیده تا به ثمررسیدن رویاهای خود را به نظاره بنشینند دیگر در تک‎وتای بوق و کرناکردنش نیستند و دغدغه‎های دیگری را جست‎وجو می‌‎کنند که ایجاد خیریه‎‌ها و بنگاه‎های مطالعاتی در مورد سلامت جامعه و نیز تلاش برای برخورداری مردمان محروم از حداقل‎های معیشت نظیر آب و برق و… نمونه‎هایی از آن است. ظریفی می‌‎گفت سخت است ثروت زحمت‎کشیده را تبدیل به پورشه‎ای نهصد و چند میلیون تومانی کنی و آن را گوشه‎ی یک خیابان تهران پارک کنی و بروی به کار‌هایت برسی. بنابراین جنس ثروت‎هایی که مظاهرشان نظیر املاک هکتاری و ماشین ویلای کنار اقیانوس و کشتی، این‎گونه اعلام عمومی می‌‎شوند، مطابق تجربه‎ی جهانی چنین است که عرض شد و ثروت بچه‎پولدارهای تهران را هم باید از این منظر دید و تحلیل کرد.

بچه پولدارهای تهران

نکته‎ی سوم، اشاره به عارضه‎ی خطرناک اقتصاد ایران، یعنی اقتصاد نفتی‎ست. اقتصاد نفتی، ضد اشتغال است؛ اقتصاد نفتی، تمرکزگراست و همه‎چیز را در پایتخت جمع می‌‎کند. اقتصاد نفتی، آن‎قدر ثروت را در حوزه‎ی املاک متمرکز می‌‎کند که دیگر آسمانی برای تنفس، زیر ساختمان‎های شش-هفت طبقه در کوچه‎های شش-هفت متری باقی نمی‌‎گذارد. به این بیفزایید سوخت فسیلی سوبسیدی را در کنار خودروهای گران‎قیمتِ «پولِ زور»؛ که دیگر فاتحه‎ی نفس‎کشیدن سالم را می‌‎خواند.

خودروهای لوکس و دلربای آلمانی و ایتالیایی بیش از آن‎که در خیابان‎های کشورهای خودشان مجال حرکت پیدا کنند، روانه‎ی کشورهای مبتنی بر اقتصاد نفتی می‌‎شوند؛ چرا که ثروت تولیدشده‎ی ناشی از ارز نفتی، صرفا در این خانه‎‌ها و ماشین‎های لوکس وارداتی مجال بروز پیدا می‌‎کند و البته با این همه پول بی‎زبان که به پای‎شان ریخته می‌‎شود، میزان اشتغال‎شان در اقتصاد ملی، از بقالی سرکوچه‎ی اکبرآقا هم کمتر است.

بچه پولدارهای تهران

بچه پولدارهای تهران، نماد ثروت نفتی هستند، که اگر نبودند نام تهران را یدک نمی‌‎کشیدند؛ چون تهران در وضعیت اقتصاد غیرنفتی به عنوان یک شهر کم‎آبِ دودزا، املاکش این‎قدر ارزش ندارد که یک واحد آپارتمانش هم‎قیمت خانه‎های لوکس در خوش‎آب و هوا‌ترین نقاط جهان باشد. بنابراین وقتی ریشه‎ی این ثروت نفتی در بچه‎پولدارهای تهران شناسایی می‌‎شود، باید از آن انتقاد کرد و به جایش بر تنور ثروت‎سازی و سرمایه‎داری کارآفرینانه دمید که بی‎اغراق تنها راه نجات اقتصاد ایران از چنبره‎ی مشکلاتی‎ست که با آن دست و پنجه نرم می‌‎کند.

بچه پولدارهای تهران

» شما چه دیدگاهی دارید؟
با دیدن این عکس‌ها چه حسی در شما سریع‌تر بالا می‌آید؟ لذت، خشم، یا حس‌های دیگر؟
به‌ نظر شما کسانی که صاحب این مال و منال هستند چه جور آدم‌هایی هستند؟
لطفا دیدگاه‌های ارزشمند خود را اینجا بنویسید و دیدگاه‌های دیگران را بخوانید.

لینک مقاله در وب‌سایت مجلۀ خلاقیت
تمام عکس‌های این مطلب از صفحۀ اینستاگرام بچه‌ پولدارهای تهران برداشته شده است.

 


آیا اقتصاد ایران «طلایی» است؟

محمود معظمی در این سمینار متحول‌کننده، پاسخی متفاوت برای شما صاحبان کسب‌وکار و کارآفرینانِ ایرانی دارد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر، لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید:

سمینار اقتصاد طلایی ایران

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #17 مهدی 14 خرداد 1396 ساعت 10:39
نقل قول حسین سردارپور:
باسلام...
حقیقتاً حرفتون درسته....!
از این پول هیچیش گیر ما بچه خوزستانی نمیاد...خوزستانی که به کشور نفت میده(همه ی نفت ایران)،گاز میده،برق میده،آآآآآآآآآآآآب میده و ...!
بابا پولمون رو نمیدین که هیچ ،حقمون رو میخورن بازم هیج لااقل جلوی این گرد و غبار رو که زندگی هممون رو مختل کرده رو بگیرین!!!!

با تشکر



من اهل آذربایجانم، ولی واقعا با این حرفی که میزنی موافقم، حق شما خوزستانیها شده اون گرد و غباری که میریزن تو ریه هاتون!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #16 h.m 30 آذر 1394 ساعت 23:31
نقل قول حامد:
باسلام
حضرت علی می فرماید: هرجا ثروتی انباشته باشد قطعا ظلمی صورت گرفته است.
در برنامه ای در شبکه یورونیوز ، کشور موناکو را بررسی می کرد که ثروتمندان در آنجا تفریح می کنند و ماشن هایشان بالای یک میلیون دلار ارزش دارد و جالب تر اینکه در یک فروشگاه ساعت فروشی قیمت یک ساعت مچی رقم 11 میلیون 500 هزار یورو را نشان میداد!!! این چیزها در همه جا هست...مشکلی که هست عده ای تصور می کنند هرچیز لوکسی که در دنیا تولید میش و در این کشور هست اونا هم باید داشته باشن...صنعت کالاهی لوکس ویژه اقشار خاص و ثروتمند نه من کارمند دولت...همان طوری که امثال من رستوران گران قیمت نمیریم ماشین پورشه هم سوار نمیشیم و بهش اصلا فکر نمیکنیم. پول شاید رفاه بیاره ولی تضمینی برای خوشبختی نیست!

داداش میشه بگی این کشور موناکو تو کدوم قاره است؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #15 حسین سردارپور 04 اسفند 1393 ساعت 21:13
باسلام...
حقیقتاً حرفتون درسته....!
از این پول هیچیش گیر ما بچه خوزستانی نمیاد...خوزستانی که به کشور نفت میده(همه ی نفت ایران)،گاز میده،برق میده،آآآآآآآآآآآآب میده و ...!
بابا پولمون رو نمیدین که هیچ ،حقمون رو میخورن بازم هیج لااقل جلوی این گرد و غبار رو که زندگی هممون رو مختل کرده رو بگیرین!!!!


با تشکر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-6 #14 عمید بمانی نژاد 17 آذر 1393 ساعت 14:59
با سلام من با دیدن این همه ثروت خوشحال هستم و خودم را و تمامی این افراد را لایق بهترین ثروتها میدانم.خدایا سپاسگزارم به خاطر تمام ثروتهایت.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #13 حامد 12 آذر 1393 ساعت 13:06
باسلام
حضرت علی می فرماید: هرجا ثروتی انباشته باشد قطعا ظلمی صورت گرفته است.
در برنامه ای در شبکه یورونیوز ، کشور موناکو را بررسی می کرد که ثروتمندان در آنجا تفریح می کنند و ماشن هایشان بالای یک میلیون دلار ارزش دارد و جالب تر اینکه در یک فروشگاه ساعت فروشی قیمت یک ساعت مچی رقم 11 میلیون 500 هزار یورو را نشان میداد!!! این چیزها در همه جا هست...مشکلی که هست عده ای تصور می کنند هرچیز لوکسی که در دنیا تولید میش و در این کشور هست اونا هم باید داشته باشن...صنعت کالاهی لوکس ویژه اقشار خاص و ثروتمند نه من کارمند دولت...همان طوری که امثال من رستوران گران قیمت نمیریم ماشین پورشه هم سوار نمیشیم و بهش اصلا فکر نمیکنیم. پول شاید رفاه بیاره ولی تضمینی برای خوشبختی نیست!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-2 #12 حامد صیادی 12 آذر 1393 ساعت 12:46
باسلام
اول اینکه آمارهای جهانی نشون میده که حدود1 درصد جمعیت جهان واقعا ثروتمند(rich) تلقی می شوند و حال اگر جمعیت 77 میلیونی ایران را درنظر بگیریم و درصد مذکور را حتی 2 فرض کنیم حدود 1 میلیون 500هزار نفر از کشور واقعا پولدارند. ضمن اینکه تعداد خودروهای پورشه وارداتی در سال گذشته حدود 500 دستگاه می باشد که در مقایسه با حدود 78000 خودرو وارداتی به کشور 6 درصد می باشد. البته این عدد چیزی حدود 1.5 درصد از 35000 دستگاه تولید پورشه را تشکیل می دهد. اینکه این "بچه پولدارها" ماشین لوکس سوار میشن به نظر من که یه کارمند دولت هستم امر ازاردهنده ای نیست. ماشین و خونه و غیره "لذت" آور هستن ولی "خوشی" آور نیستن. لذت موقتی و وابسته به عوامل بیرونی یادشده. اما خوشی یه حس درونی که نمیشه با پورشه و عمارتهای چند میلیاردی بدست آورد. چندتا از آدمهای ثروتنمند و مشهور دنیا خودکشی کردن؟ ویتی هیستون خواننده، رابین ویلیلمز هنرپیشه یا تونی اسکات کارگردان از نمونه های اخیر هستند...
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #11 فاطمه 26 آبان 1393 ساعت 14:48
چیزی که باعث شده من از زندگی در کشورم راضی نباشم اینه که شایسته سالاری توش در حد یک شعار مونده... درسته که خیلی ها تونستند با تلاش خودشون به جاهایی برسند اما در اکثر مواقع وقتی پشتوانه مالی یا رابطه قوی با افراد مسئول نداشته باشی بعیده که به جایی که دوست داری برسی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #10 مهدی 26 آبان 1393 ساعت 14:16
نقل قول فرامرز:
درود بر شما،
ممنونم از بابت امکانی که فراهم کردید که بدور از هر گونه غرض ورزی بشه مسئله رو منطقی تحلیل کرد، ذکر چند نکته به نظرم لازمه،
۱) الزاما هر کسی که صاحب امکانات خوب و لوکس باشه، آدم بدی نیست! چند نفر رو تو دنیا میشناسیم که خیلی متمول هستند و از امکانات لوکس دنیای فعلی هم استفاده میکنند ودر حال خدمت به بشریت هم هستند (بیل گیتس، استیو جابز، مایکل دل، جری لوئیس و ...). بارها از اطرافیان و دوستان شنیدم که اونجا آمریکا یا اروپاست و نمیشه اونا رو ملاک قرار داد!
۲) تحلیل اختلاف طبقاتی در این سطح عموما توسط افرادی متوسط که تا حدودی از دنیای لوکس و برندها اطلاع دارند، انجام میشه و این مسئله عملا دردی از شرایط افراد فقیر درمان نمیکنه! همه ما میدونیم افرادی که گرفتار تفکر فقر هستند و بزرگترین دغدغه شون سیر کردن شکم خودشون و خانوادشونه، حتی ایده ای از اینکه کالای لوکس چیه و اصلا چه فرقی هست بین یک محصول لوکس آنچنانی با مورد مشابه معمولی اون ندارن چه برسه به اینکه بخوان تحلیل کنن که این نحوه توزیع ثروت در یک کشور زاییده چه نوع مدیریت و تفکریه!
۳) بر خلاف نکته دوم اشاره شده در مقاله، هیچ جای دنیا حتی همون ورزشکار یا هنرپیشه یک شبه به اوج محبوبیت و اعتبار نرسیده! کافیه یک نگاهی به پروسه استعداد یابی و پرورش قهرمانان ورزشی و هنرمندان در کشورهای پیشرفته بیندازید. برخی اوقات آدم به حیرت میفته از اینکه یک هنرمند و یا یک ورزشکار چقدر زحمت میکشه تا به درجه قهرمانی و محبوبیت برسه!
۴) در مورد نکته سوم باید خاطر نشان کنم که اگر ضعف مدیریتی در ساماندهی و بکارگیری پول ایجاد شده از نفت داریم، دلیل محکمی نیست بر اینکه اقتصاد نفتی خوب نیست و صرفا اینوع اقتصاد ثروت را در پایتخت و املاک انباشت میکنه! آیا برجهای سر به فلک کشیده در نیویورک نتیجه اقتصاد نفتی است؟
به نظر من تفاوت بزرگی بین دو واژه پولدار و ثروتمند وجود داره و شخصا معتقدم تولید ثروت جزخدمت رسانی به همنوع (نه صرفا هموطن!) در راستای بهبود شرایط زندگی، نیست. فرد ثروتمند، لایق استفاده از بهترینها در دنیاست چون برای بهتر شدن شرایط زحمت کشیده. ضمنا وجود ثروت، فراوانی و امکانات در نهایت باعث بیشتر شدن شادی، خوشحالی و حتی سطح بالاتری از سلامتی روحی و جسمی میشه.
همونطور که افراد ثروتمند درستکار داریم، افراد پولدار نادرست هم داریم فقط هم مختص به کشور ما نیست و در همه جای دنیا این دو دسته وجود دارند.
تونی رابینز در جدیدترین کتاب خود تحت عنوان بازی پول میگه، پول مثل قدرته، میشه باهاش آبادانی کرد یا اینکه میشه باهاش جنگ راه انداخت. تاثیر پول در زندگی هر فردی رایطه مستقیمی با باورهای فرد در مورد قدرت داره.
ببخشید که یکم طولانی شد.
ارادتمند
فرامرز
http://blog.artacloud.com

شما می فرمایند که این نوع ثروت زائیده یک نوع تفکری است لطفا بفرمائید این زائیده چه نوع تفکری است؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #9 مهدی 26 آبان 1393 ساعت 13:50
اولین سوالی که به ذهن انسان می آید این است که چطور این افراد اینها را می خرند در آمدشان از کجاست؟کاش من هم یکی از اینها داشتم. یا این همه تجملات به چه دردی می خورد. دارند کشورو می خورند. ما داره پدرمون در می آید و یک عده دارند خوش می گذرونند . آیا اینا دارند کمکی می کنند به افراد فقیر یا فقط به فکر خودشان هستند . این ها چطوری فکر می کنند که این همه پول دارند. و شاید به مراکز قدرت و صلنند یا جزوی آقا زاده ها هستند. این ها فکر هایی است که سراغ من می آید و به ناخود آگاهم مراجعه کردم و گفتم . حالا این ها است باور و فکر درست چیست؟ با سپاس
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #8 سردبیر سایت 24 آبان 1393 ساعت 08:51
نقل قول مهرداد غفاري:
سلام
من دو تا بار از افزايش و دو برابر شدن قيمت محصولاتتان انتقاد كردم ولي هيچ كدام را منتشر نكرديد. از شما انتظار داشتم لااقل يك جواب منطقي مي داديد.


با سلام خدمت شما

این مطلب درباره قیمت‌های محصولات فروشگاه عقاب‌ها نیست؛ بنابراین کامنت‌های نامرتبط حذف می‌شوند.

اما به طور خلاصه، محصولات تاکنون با قیمتی بسیار کم عرضه می‌شدند و تازه تا حدی به قیمت اصلی خود نزدیک شده‌اند.

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.