آموزش فروش

«شاد باشید و ثروتمند شوید» چگونه نگاه مرا به ثروت (و زندگی) تغییر داد

علی‌اکبر قزوینی/ بهمن‌ماه ۱۳۸۵ بود. تازه با محمود معظمی آشنا شده بودم. البته برنامه‌های او را مدتی بود می‌دیدم و این آشناییِ تازه از نوع حضوری بود. در آذرماه همان سال، گفت‌وگویی را برای مجلۀ دانشمند با او انجام داده بودم. می‌دانستم که نام یکی از سمینارهایش «شاد باشید و ثروتمند شوید» است. از همان با اول که نام این سمینار را شنیدم، لحظه‌شماری می‌کردم که کِی برگزار خواهد شد. و به‌محض این‌که خبردار شدم برگزاری این سمینار برنامه‌ریزی شده، برای ثبت‌نام درنگ نکردم.

آن سمینار که زمانش ۳ یا ۴ ساعت بود (و همانی است که شما می‌توانید دی‌وی‌دی تصویری آن را تماشا کنید) نفری ۲۰ هزار تومان هزینه داشت. و آن ۲۰ هزار تومانی که برای آن سمینار پرداخت کردم، یکی از بهترین پول‌هایی بوده که تا به حال خرج کرده‌ام. (آن سال و سال ۸۶، در مجموع بالای یک میلیون تومان برای استفاده از آموزش‌های محمود معظمی پرداخت کردم. تقریبا سمینار و کارگاهی نبود که محمود معظمی برگزار کند و شرکت نکنم.)

زمانی که از محل سمینار خارج می‌شدم، نگاهم به پول و ثروت تغییراتی اساسی کرده بود. سرشار از سرخوشی و پر از ایده‌های نو بودم. مثلا، تا پیش از آن تصور می‌کردم اگر پولی پس‌انداز کنم، برای «روز مبادا» است. و چون از کارکردهای ذهن آگاه بودم و نمی‌خواستم با این کار برای خودم «روز مبادا» ایجاد کنم، پس اصلا پس‌انداز نمی‌کردم! اما در همان چند ساعت دریافتم که می‌توان برای روزهای لذت و خوشی پس‌انداز کرد. آموختم که برای مدیریت صحیح درآمدها و مخارج، لازم است حساب‌های چهارگانه را تشکیل بدهم و هر خرجی را از حساب خودش بپردازم. یاد گرفتم که برای ایجادِ عادتِ خوبِ پس‌انداز، می‌توانم از «مانی مگنت» استفاده کنم. و یاد گرفتم که «ثروت» میوۀ درختِ زندگیِ من است؛ میوۀ تفکرات و نوع نگرش من است. اگر میو‌ه‌های خوب می‌خواهم، لازم است روی «درخت» کار کنم نه «میوه‌»ها. (هنوز برگه‌ای را که روی آن درخت و میوه‌ها را با راهنمایی محمود معظمی ترسیم کردیم، دارم.)

کوتاه‌زمانی بعد، باخبر شدم که تور آموزشی «شاد باشید و ثروتمند شوید» هم برگزار می‌شود. این تور، چندروزه و خارج از شهر بود و قرار بود که مباحث اجرایی‌تر در مورد ثروت و پول‌سازی آموزش داده شود. هزینۀ آن تور در سال ۸۶، چهارصد هزار تومان بود. (یعنی تقریبا ۴۰۰ دلار به‌زمان خودش؛ قیمت امروزش را خودتان حساب کنید!) اما یادم هست زمانی که در میانه‌های سمینار هدف اعلام شد که می‌توانیم همان‌جا برای این تور پیش‌ثبت‌نام کنیم، به‌سرعت خودم را به مسئولان ثبت‌نام رساندم تا حتما پیش از پر شدن، جایم را در این تورِ بی‌نظیر رزرو کنم. (و اگر می‌گویم «بی‌نظیر»، بازی با کلمات نیست. نخستین بار بود که با یک تور آموزشی چندروزه مواجه می‌شدم، برای چند روز دور بودن از محیط عادی زندگی و دغدغه‌های معمول، برای لذت بردن از طبیعت، برای ۲۴ ساعته در معرض آموزش‌هایی نو بودن، و برای آموختن نکاتی که قرار بود سرنوشت مالی شرکت‌کنندگان را برای همیشه به‌شکل مثبت متحول کند.)

خردادماه ۸۶ و آن نخستین تورِ شاد باشید و ثروتمند شوید در گاجره، واقعا خاطره‌انگیز بود. همۀ آن تقریبا یکصد شرکت‌کننده، با تشنگی و ولع و یک آمادگی بی‌نظیر و ذهن‌هایی مشتاق، آموزش‌ها را جذب و اجرا می‌کردند. چهار روز بعد که به تهران برمی‌گشتیم، هیچ‌کدام از ما آن آدم‌های قبلی نبودیم. برق بیشتری را در چشم‌ها می‌دیدی، کلماتی پرشوق‌تر را می‌شنیدی و عزم‌هایی جدی برای ثروتمندتر شدن و ساختن پول‌هایی هر چه بیشتر.

شش سال گذشته است و حالا من به خودم نگاه می‌کنم: چقدر موفق بوده‌ام؟ چقدر این آموزش‌ها در من اثر داشته؟ و چقدر در پیش‌برد اهداف مالی‌ام به من کمک کرده است؟ صادقانه بگویم، در بعضی موارد خیلی، و در برخی موارد کمتر از حد انتظار. اما آن‌ جاهایی که کمتر از حد انتظار بوده، دلیلش چه بوده است؟ آیا آموزش‌ها به‌قدر کافی اثربخش نبوده؟ یا من آن‌طور که باید آموزش‌ها را به‌کار نبسته‌ام؟ صادقانه بگویم، من آن‌طور که باید آموزش‌ها را به‌کار نبسته‌ام. هر جا که به‌کار بستم، درخشش‌ها و موفقیت‌ها را دیدم؛ و هر جا که انتظارات نابجا داشتم، نتیجه نگرفتم. (نمی‌شود از درخت زردآلو، انتظار داشت گیلاس بدهد. برای میوۀ ثروت، باید درخت ثروت کاشت. و یک جمله‌ای در همان سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید هنوز در گوشم زنگ می‌زند. آنجا که محمود معظمی با حرارتی خاص می‌گوید: «یک سال دیگر ممکن است ببینید شما پیشرفتی نداشته‌اید اما شخص بغل‌دستی شما در همین سمینار کلی پول ساخته است. می‌دانید علتش چیست؟ برای این‌که می‌خواهید [برای ناکامی‌های مالی‌تان] یک مقصر پیدا کنید و همۀ تقصیرها را بیندازید گردن او!»)

برای ثروتمند شدن باید مسئولیت‌پذیر بود. باید مسئولیت زندگی و از جمله ایجاد پول و درآمد را، کامل پذیرفت. من نمی‌توانم منتظر باشم تا دیگری درآمد برای من ایجاد کند و آن‌وقت انتظار داشته باشم که من ثروتمند شوم. نمی‌شود. برای زندگی امروز جواب نمی‌دهد.

نمی‌شود با باورهای  ضدثروت، به ثروت رسید. روی باورها باید کار کرد. (اتفاقا درست بعد از کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید در خرداد ۸۶، مشکلات مالی من بیشتر شد! انتظار نابجایی داشتم که فقط با شرکت در کارگاه و نه انجام «مو به موی» همۀ تمرین‌ها و آموزش‌ها، ثروتْ خودش را به پای من بیندازد. و حالا می‌دیدم وضعیت‌ام از قبل هم بدتر شده است. برای یافتن دلایل‌ آن، بسیار فکر کردم. فکر کردم که چرا با این‌که من اقدام برای کسبِ ثروتِ بیشتر کرده‌ام و تمرین‌ها را پی می‌گیرم، اما میوه‌های خوبی برداشت نمی‌کنم؟ و بعد از طریق کتابی (نامش این بود: Ask and It Is Given، به فارسی هم ترجمه شده)، این آگاهی را یافتم: باورهای منفی مثل الوارهای روی رودخانه هستند. وقتی جریان رود آرام است و تو سوار قایق هستی، می‌توانی با ملایمت و سلامت از میان الوارها بگذری. اما وقتی جریان آب تُند شود، ممکن است خودِ قایق هم در هم بشکند؛ اول باید الوارها را برداری! با شرکت در کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید و اقدام برای کسب ثروت‌های بیشتر، من جریان رودخانه را تند کرده بودم؛ اما روی موضوعِ مهمِ تغییر دادن باورها خیلی کار نکرده بودم. این آگاهیِ ارزشمندی بود که نه‌تنها در زمینۀ ثروت و پول‌سازی، که در خیلی از زمینه‌های دیگر زندگی به‌کارم می‌آمد. و این آگاهی را نمی‌داشتم اگر در سمینار و کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید شرکت نکرده بودم.)

از آن سال، در چند نوبتِ دیگرِ این کارگاه حضور داشته‌ام. بسیاری از آموزش‌های این کارگاه جزئی از باورهای من و طرز فکر من شده است. الان می‌دانم که «پول» یک «نشانه» است؛ نشانۀ ارزشی که دیگران برای کالا و خدمات من قائل می‌شوند. پس برای کسب ثروت نباید «دنبال پول» باشم، باید در پی «ایجاد ارزش» باشم. (نسبتِ «ارزش» به «پول»، مثل نسبت «چراغ قوه» است به «نورِ چراغ قوه». اگر دنبال نور چراغ قوه باشی و مثلا مدام آن را روی زمین و دیوار دنبال کنی، هرگز به نور نمی‌رسی. اما اگر چراغ قوه دست‌ات باشد، نور را هم در اختیار داری.)

حالا اگر این «ارزش» را به افراد بیشتری ارائه کنم، پول بیشتری در خواهم آورد. و اگر ارزشِ بیشتری هم ایجاد کنم، باز پول بیشتری خواهم داشت. و اگر این «ارزشِ بیشتر» را به «افرادِ بیشتر» ارائه کنم، فراوانْ فراوان پول خواهم داشت. فرمول، ساده است. و معجزه‌اش در همین سادگی است. راه‌کارهای اجرایی‌اش را هم محمود معظمی در کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید شرح می‌دهد و باز می‌کند.

» آیا من پیشنهاد می‌کنم شما در کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید شرکت کنید؟ در همین کارگاه، یاد می‌گیریم که «خرد عادی هرگز کارایی نداشته و نخواهد داشت.» شاید صرف ۵۰۰ هزار تومان برای کارگاهی که همین ۱۲ تا ۱۴ تیرماه در تهران برگزار می‌شود، از دیدِ بسیاری، خرج اضافه باشد. اما نخستین قدمِ ایجاد ثروت این است که بتوانیم مثل انسان‌های عادی و معمولی فکر نکنیم. (انسان‌های عادی و معمولی، آدم‌های بدی نیستند؛ اما با این روش و طرز تفکر، بعید است پول و پله‌ای به‌هم بزنند و ثروتمند شوند. اما شما «می‌خواهید» ثروتمند شوید و سُکان مالیِ زندگی‌تان دست خودتان باشد، همین‌طور است؟)

و در ادامه، توجه شما را به داستانی جلب می‌کنم که محمود معظمی برای ما روی جلد جزوۀ کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید نوشته بود. داستانِ حکیمی یونانی که با هیکل نحیف‌اش به گود کشتی‌گیران می‌رود. کشتی‌گیران با آن هیکل‌های ورزیده و اندام‌ درشت، به او می خندند که تو آمده‌ای اینجا چه کنی؟ با که می‌خواهی کُشتی بگیری؟ و حکیم پاسخ می‌دهد که: «من آمده‌ام با خودم کشتی بگیرم.» از سال ۱۳۸۶ تاکنون من هنوز هم دارم با خودم کشتی می‌گیرم، و خوشحالم. خوشحالم که آن سال یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌های زندگی‌ام را با شرکت در کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید انجام دادم. آیا شما هم آماده‌اید با خودتان کُشتی بگیرید؟ اگر، پاسخ‌تان مثبت است، بفرمایید: این گوی و این هم میدان!

» شما بگویید:
شما دوستان عزیزی که تاکنون در ۱۹ دورۀ قبلی کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید شرکت کرده‌اید چه تجربه‌هایی به‌دست آورده‌اید؟ چه موفقیت‌هایی داشته‌اید؟ آیا به دیگران پیشنهاد می‌کنید در این کارگاه شرکت کنند؟ و شما که هنوز در این کارگاه شرکت نکرده‌اید، انتظار دارید با شرکت در آن چه به‌دست بیاورید؟ لطفا دیدگاه‌ها و تجربه‌های خود را اینجا بنویسید. سپاسگزاریم!

. . .

 

دیدگاه های شما  

 
0 #13 محمود ردایی 20 آذر 1395 ساعت 17:53
با سلام.باید بگم عجب. آقای قزوینی باید بهتون بگم دقیقا آشنایی بنده با دکتر دقیقا با خواندن مقاله و گفتگوی شما با دکتر معظمی بوده و چند باری هم که این مفالات رو با اسم شما خوندم خیلی احساس کردم اسم شما برام آشناست و حتی به دنبال اون مجله هایی که توی اون سالها خریده بودم گشتم و پیدا نکرم . ((البته اون موقع در سن بیست سالگی بودم و تشخیص دادم که ایشون حرفها برای گفتن دارن)))خلاصه اینکه من خیلی اهل روانشناسی و این حرفها نبودم و نیستم اما با خواندن اون مقاله که یادم هست در دو یا سه شماره چاپ شده بود یه حرف متفاوت از صمیم قلب ارائه شده بود و خیلی خوشحال بودم . تا اینکه چند سالی به فراموشی سپردم و دوباره حدود یکسالی هست که مطالب رو پیگیری میکنم.


در هر صورت موفق و پیروز باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #12 سمیرا شهریاری 20 آذر 1392 ساعت 21:59
با سلام .زمانی که به سمینار شاد باشید وثروتمند شوید استاد آمدم خیلی دو دل بودم به همین خاطر گفتم اشکالی نداره چون گفتند در صورت ناراضی بودن کل مبلغ برگشت داده می شه پیش خودم گفتم نهایتش اینه که اگه راضی نبودم وجهمو پس می گیرم اما از خدای خوبم که باعث شد من با این سمینار آشنا بشم پنهون نیست که با شرکت در این سمینار زندگی من وهمسرم دگرگون شد الان هم همسرم دوره نوابغ 9 رو می گذرونه دوست دارم همه مردم ایران با استاد معظمی آشنا بشن تا مثل ما به موفقیتهای بزرگ برسند.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #11 دانيال 10 تیر 1392 ساعت 10:59
با سلام
انصافاً آدم تا نظرات ديگران رو نخونه پي به تنوع افكار و نظرات و تراوشات ذهني اطرافيانش پي نمي بره به آقا علي شديداً پيشنهاد ميكنم به اين كلام دقت كنه كه احتياج مارد اختراعات است برادر من تو پول نداري حركت مي كني به سمتي كه پول دار شوي پولداري حركت مي كني به سمتي كه اين پولداري را ثبات ببخشي نه بي پول بشي البته در اين داره فكر مي كنم البته جسارت نباشه شما بخش پولش رو فقط داري نگاه ميكني يا بهتره گريزي بزنيم به شعر زنده ياد سهراب كه ميگه چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید بزنيم توي اين كلاسها و كارگاهها استاد چشمهاي شما رو ميشوره اگه شما نخواهي جور ديگه ببيني گناه استاد نيست استاد خودم آقاي عباس منش ميگه كه هيچ علمي به علومت اضافه نميشه فقط چيزهاي كه تو. يادت رفته ازشون استفاده كني كه همون تواناييهاي خودته رو بهت متذكر ميشن ميدوني تا نيايي ببيني دركش شايد سخت باشه البته ميگم بخاطر اينكه شما اون قسمت پولش برات خيلي بزرگه باور كن من كسايي رو ميشناسم كه پول دوره در حين گذروندن دروه در آوردن و خيلي هم بيشتر و پرداخت كردن البته اگه باز هم مشكل داشتي مي توني از سمينارهاي استاد استفاده كن كم كم پيش برو خودت هم مي توني پيشرفت كني فقط ايمان به خودت رو باز بياب.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #10 پیمان 09 تیر 1392 ساعت 17:45
به نظر من اگر کسی بگوید من پول آموزش را ندارم،حرف درستی نیست،من که خودم در سال 87 در این دوره شرکت کردم،افرادی را دیده بودم که روی سن خودشان تعریف کردند که من پول این دوره را قرض کردم و شرکت کردم ومطمئنم الان این افراد وضعیت مالی خوبی دارند وبه قول آقای معظمی به دنبال مقصر میگردیم تا همه مشکلات را به گردنش بیندازیم به نظرم اگر کسی نتواند پول شرکت در این دوره را به هر طریقی تهیه کند این دوره بدردش نمی خورد غیر ممکن است کسی پانصد هزار تومان نتواند در این زمانه تهیه کند،چطورپول کفش و لباس چند صد هزارتومانی را تهیه میکنی،ولی حاضر نیستی بهای تغییر خودت را بپردازی.
من خودم با شرکت در این دوره والبته مهمتر از آموزش راههای کسب ثروت،با اعتماد بنفسی که پیدا کردم الان بجای کارمندی حداقل درآمد ماهی 5میلیون تومان را دارم و از آقای معظمی متشکرم که راه را به من نشان داد،و به نظر من آقای معظمی کسی را تا کنون ثروتمند نکرد،بلکه فقط راه را نشان داد و به افراد تلنگر زد و ایجاد انگیزه کرد و افراد خودشان راه کسب درآمد و ثروت را پیدا کردند،نظرات شرکت کنندگان قبلی را که در سایت هست بخوانید متوجه منظور من میشوید.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #9 مهدی برزگر 08 تیر 1392 ساعت 21:18
در کارگاه آموزشی آقای معظمی در مورد نحوه سرمایه گذاری صحبت نمی کنند این انتقاد را من دارم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #8 معزي 07 تیر 1392 ساعت 15:54
سلام
چرا بعد از تور موفق خارج از شهر به سالن معلم بسنده شده؟
چرا فرقي بين سمينار و كارگاه نيست . هردو با جمعيت 300 نفره ؟
چرا غير از آقاي قزويني هيچ كس حوصله پاسخ‌هاي نسبتا كامل را ندارد؟
ميشه شاد بود ثروتمند بود سوال هم داشت و پاسخگو هم فعال باشه؟
ميشه از ميله‌هاي اينترنتي و صفحه‌هاي تاچ و غير تاچ موبايلي فقط براي بازخورد و پرسش و پاسخ استفاده نكنيد و استاد هم فرصتي براي دوستداران آموزش هایشان بگذارند؟ وقتي سوال به ذهن قلاب ميشه ميدونيد چي ميشه ديگه...
به اميد روزهاي شادتر
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #7 علی اکبر قزوینی 07 تیر 1392 ساعت 10:52
نقل قول sahar:
با سلام
آقای قزوینی ممکن است بفرمایید رشد وضعیت مالی شما از سال 86 تا به الان به چه صورت بوده؟ توانستید با به کار بستن این آموزش ها یک جهش مالی را تجربه کنید؟


سلام و سپاس از اینکه پرسش خود را مطرح کردید. شاید تا این درجه متوجه این جهش نمی شدم اگر جهش های قیمت های سال گذشته اتفاق نمی افتاد. قطعا اگر تفکرات و رفتارهای مالی من مثل گذشته بود، با تورم سال پیش به مشکل می خوردم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #6 ali 07 تیر 1392 ساعت 09:41
سلام میخاستم از برگزاری دوره های بعدی اقای دکتر اطلاع داشته باشم باید چیکار کنم؟ لطفا اطلاعات برگزاری کلاس و دوره ها رو بهم اطلاع بدین!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 sahar 07 تیر 1392 ساعت 08:05
با سلام
آقای قزوینی ممکن است بفرمایید رشد وضعیت مالی شما از سال 86 تا به الان به چه صورت بوده؟ توانستید با به کار بستن این آموزش ها یک جهش مالی را تجربه کنید؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #4 حامد 06 تیر 1392 ساعت 13:37
درود به محمود خان و دوستداران آموزش های ایشان
با نظر علی آقا مخالفم چون کسایی رو می شناسم که از لحاظ مالی (منفی) بودن ولی به دلیل طرز فکر و اینکه ایمان داشتن میشه موفق مالی بود رشد کردن و شرایط مالی خیلی خوبی رو ساختن پس جوینده یابندست وانسان باید واقعا بخواد...
شاد و پرانرژی باشین
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.