آموزش فروش

تفاوت‌های میلیونی بین ثروتمندان و فقرا

فرامرز عنبران/ در آینده‌ای نزدیک جهان سه‌طبقه‌ای به جهان دوطبقه‌ای تبدیل خواهد شد ولازم است که ما از همین حالا به فکرآینده باشیم تا قبل از حذف‌ شدن جایگاه‌هایمان، جایگاه بهتری به دست بیاوریم.

در وضعیت فعلی، انسان‌ها به سه گروه تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

اما هر گروه را چطور بشناسیم:

  • ثروتمند کسی است که درآمد خود را به دارایی تبدیل می‌کند. یعنی هر پولی را که به دست می‌آورد سرمایه‌گذاری می‌کند.
  • متوسط کسی است که درآمد ماهیانه خود را بابت هزینه روزمره و قرض‌های خود از دست می‌دهد.
  • فقیر کسی است که درآمد خود را بابت هزینه روزمره پرداخت می‌کند.

تغییرات سریع و پرشتاب به ما نشان می‌دهند که به زودی گروه متوسط حذف می‌شود و تنها دو گروه در دنیا زندگی خواهند کرد. یعنی اقلیت ثروتمندان و اکثریت فقرا.

اگر کمی دقت کنید این نشانه‌ها را به راحتی خواهید دید که با ذکر چند مثال، آن را واضح و روشن بیان می‌کنیم. در بهترین حالت یک کارمند با حقوق بالا یا یک مهندس و حتی دکتر، حدود یک میلیون و چندصدهزار تومان حقوق می‌گیرد. اگر او مستاجر باشد مجبور است حدود ۶۰ درصد آن را بابت اجاره خانه پرداخت کند. آیا با این وضعیت می‌توان امورات خود را با بقیه درآمد گذراند؟ آیا مبلغ باقی‌مانده کفاف زندگی فرد را خواهد داد؟

آن‌چه که مسلم است، مبیّن این قضیه است که با گذشت زمان تورم بالا می‌رود، اجاره‌خانه افزایش می‌یابد و زندگی سخت‌تر می‌شود. اما به تناسب آن حقوق و دستمزد بالا نمی‌رود. طوری که این امکان وجود دارد که همۀ دریافتی فرد، هزینه اجاره خانه شود. این مشکل، مخصوص ایران نیست و در کل دنیا گریبان‌گیر همه شده است و جامعه جهانی آمادگی رویارویی با آن را ندارد.

ما در این یادداشت تلاش خواهیم کرد که تفاوت اساسی از نظر فکری و عملی را بین ثروتمندان و فقرا بیان کنیم تا با یک شبیه‌سازی و مدل‌سازی، افراد بتوانند مانند ثروتمندان فکر و عمل کنند و در دام فقر و بدبختی نیفتند.

***

یکی از مهم‌ترین قوانین طبیعت، کائنات و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، رابطه علت و معلول است. هرعلتی، معلولی دارد و هر معلولی، زاییده علتی است. پس هیچ چیز، بی‌دلیل نیست. ثروتمندان، ثروتمندانه فکر و ثروتمندانه‌تر عمل می‌کنند. در حالی‌که فقرا، فقیرانه فکر و فقیرانه‌‌تر عمل می‌کنند.

سوال کلیدی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ چرا و به چه دلیل افراد به جای یک زندگی رویایی، به یک زندگی بخور و نمیر راضی می‌شوند؟ در تحقیق ما، تمامی دلایل و عوامل شناسایی شده‌اند که به‌طور مختصر و مفید در اینجا بیان می‌کنیم.

شاید پذیرش این موضوع برای فرهنگ عامه کمی سخت باشد ولی راهکار دیگری وجود ندارد و ما مجبوریم با رعایت آنها گامی به سوی ثروتمندان برداریم و در آینده، دست دیگران را نیز گرفته و به این وادی هدایت کنیم. به جای این‌که کسی را مجبور کنیم تا دست ما را بگیرد.

تفاوت‌های بین ثروتمندان و فقرا را در هفده مورد بیان می‌کنیم و در هر شماره یکی از آنها را تشریح خواهیم کرد. موضوعات به دست آمده، علمی ا‌ست و بر اساس بررسی و مصاحبه با افراد ثروتمند و فقیر و مطالعه زندگی آنها تهیه و تنظیم شده است. این تفاوت‌ها بسیار ساده ولی سرنوشت‌ساز هستند. پس خواهشمندیم موضوع را جدی بگیرید و اسیر سادگی آنها نشوید.
 

فقرا، ظاهر را می‌بینند و ثروتمندان باطن را

عامه مردم ثروت را در داشتن خانه، خودرو، مبل، اثاثیه منزل، لباس شیک و مواردی از این قبیل می‌بینند و از ظاهر افراد در خصوص میزان دارایی او نظر می‌دهند واصطلاحا گفته می‌شود که عقل آنها به چشم آنهاست. پس چشم و هم‌چشمی می‌کنند و دوست دارند با به دست آوردن این اسباب و اثاثیه وارد دنیای ثروتمندان شوند.

غافل از این‌که این مسیر کاملا اشتباه و ناصواب است.

ثروتمندان به ظاهر قضیه توجه نمی‌کنند. آنها سرمایه اولیه خود را درگیر چیزهای بی‌اهمیت نمی‌کنند. بلکه تلاش می‌کنند تا از تک‌تک ریال‌های خود، ‌‌نهایت استفاده را ببرند.

باید قبول کنیم که منابع مالی موجود در دست هر کسی محدود است و اگر آن را بابت ظواهر و تجملات زندگی هزینه کنیم چیزی برای سرمایه‌گذاری باقی نخواهد ماند و پس از مدتی، مجبور خواهیم شد که برای گذران زندگی، زمان خود را به قیمتی ارزان بفروشیم یا کارهایی انجام دهیم که هیچ علاقه‌ای به آنها نداریم.

مهم‌ترین و اساسی‌ترین تفاوت این دو گروه، در این است که ثروتمندان دارایی پایه می‌خرند وفقرا دارایی بی‌پایه!

دارایی‌های پایه شامل پنج مورد هستند که عبارتند از:

  • سهام
  • کالاهای ارزشمند مانند طلا و نقره
  • ارز رایج کشورهای مختلف
  • اوراق تسهیلات بانکی
  • املاک و مستغلات

هیچ یک از این موارد، ظاهر براق و فریبنده‌ای ندارند و ارزش آنها همیشه در حال افزایش است وسیر صعودی دارند. آنها می‌توانند برای همیشه ما را ازکارکردن معاف کنند. چون خودشان به طور دائم و شبانه‌روزی در حال کارکردن و ایجاد ارزش افزوده هستند.

البته مشاهده شده که عده‌ای، از مسکوکات طلا و ساختمان‌های مجلل برای خود نمایی سوءاستفاده می‌کنند که این موارد، مورد بحث این مقوله نیستند. چون ما دنبال ثروتمندان هستیم و نه ثروتمندنما‌ها.

دارایی‌های بی‌پایه، مصرفی است و با گذشت زمان، ارزش خود را از دست می‌دهند. تعداد آنها خیلی زیاد است که خارج از حوصله این نوشته است. ولی به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم که بدین شرح هستند: خودرو، مبل، مسکوکات طلا، سفرهای غیرضروری، غذاهای گران‌قیمت، لباس‌های فاخر و... و فقرا از داشتن آنها لذت می‌برند.

انسان‌های فقیر، عاشق موارد فوق هستند و تمام درآمد خود را هزینه آن می‌کنند در حالی‌که آنها پایدار و ماندگار نیستند. آنها نه تنها کمکی به درآمد ما نمی‌کنند بلکه با ایجاد هزینه مضاعف، ما را وادار می‌کنند که بیش از پیش کار کنیم تا بدهی‌های ایجادشده را پرداخت کنیم.

ثروتمندان در تلاش هستند که با ایجاد کار پاره‌وقت و چیدن ستون دارایی‌ها، به استقلال مالی برسند و زمان خود را به‌طور کامل آزاد کنند. یعنی آنها بیش از یک فرد معمولی کار می‌کنند. از این رو، هرگز وقت کافی برای رسیدن به ظواهر قضایا و ایجاد زرق و برق ندارند. درحالی‌که فقرا به دلیل فکرنکردن به استقلال مالی، زمان کافی برای هزینۀ پول خود در رسیدن به ظواهر و ایجاد زرق و برق دارند. آنها دنیا را در زمان حال می‌بینند و اندوخته‌ای برای آینده ایجاد نمی‌کنند.

اگر در مهمانی‌ها، نشست‌ها و در مکان‌های عمومی و خصوصی توجه کرده باشید، می‌بینید که افراد ثروتمند بسیار ساده ولی تمیز هستند و بسیار خاکی و منطقی برخورد می‌کنند. در حالی‌که افرادی با ذهن فقیر، تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا به دیگران تفهیم کنند که من تغییر کرده‌ام و آن تغییر و پیشرفت ظاهری را به دیگران گوشزد می‌کنند.

یکی از مواردی که بسیار بسیار مهم است این است که در خرید دارایی‌های بی‌پایه مانند خودرو و مبل، هرگز، ثروتمندان خود را بدهکار نمی‌کنند و تا پول نداشته باشند اقدام به خرید نمی‌کنند و اگر هم پول داشته باشند یک خودروی معمولی بدون زرق و برق و به قیمت مناسب می‌خرند.

یعنی از پولی که قبلا به دست آورده‌اند هزینه می‌کنند. در حالی که فقرا به این مسائل توجه نمی‌کنند و چیزی که برای آنها مهم است، این است که به هر قیمتی، حتی به قیمت از دست دادن آینده خود، خودرو به ‌دست بیاورند و یک عمر قسط آن را پرداخت کنند.

نکته جالب توجه این است که ثروتمندان با درصد بسیار ناچیزی از درآمد ماهیانه خود زندگی می‌کنند و بقیه را سرمایه‌گذاری می‌کنند. در حالی که هزینۀ ماهیانه فقرا چندین برابر درآمدشان است و این سوال پیش می‌آید که چگونه این امر امکان‌پذیر است و این مبلغ اضافی از کجا می‌آید؟

درجواب این سوال باید بگویم که فقرا با فروش زمان آینده خود و گرفتن وام و بدهکارکردن خود، این مبلغ را به دست می‌آورند و در آینده فقط و فقط کار خواهند کرد تا بدهی‌هایشان را بپردازند و آن‌قدر مشغول خواهند بود که هیچ زمانی برای پولدارشدن نخواهند داشت.


زندگی ساده ثروتمندان و زندگی پرخرج فقیران

یکی از موارد مهمی که می‌توان به آن اشاره کرد، وضع ظاهری افراد است. ثروتمندان سعی ندارند که ثابت کنند ثروتمند هستند؛ نظر دیگران برای آنها مهم نیست.

در حالی که فقرا، تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا به دیگران ثابت کنند که ما ثروتمند هستیم. نمونه بارز این مثال، شخص «وارن بافت»، یکی از ثروتمند‌ترین افراد جهان است و چند بار هم به عنوان ثروتمند‌ترین فرد دنیا، توسط مجله فوربس انتخاب شده است.

اگر به ظاهر این فرد نگاه کنید اصلا متوجه نخواهید شد که او ثروتمند است. او ساعت مچی گران‌قیمت به دست نمی‌بندد و اصلا شک دارم که ساعت مچی داشته باشد. خودروی صفر کیلومتر گران‌قیمت سوار نمی‌شود.

در خانه ساده‌ای زندگی می‌کند. لباس‌های ساده می‌پوشد. غذاهای آن‌چنانی نمی‌خورد. در سفر از پروازهای درجه یک استفاده نمی‌کند و در مجموع، نَفْس خود را بردۀ خود ساخته است. نقطه مقابل این فرد، فقرا هستند. آنها حقوق یکسال خود را می‌دهند تا یک ساعت مچی سوئیسی بخرند و در انظار عمومی جلب توجه کنند.

خودروی صفر کیلومتر لیزینگی می‌خرند تا حقوق پنج ساله خود را به صورت اقساط بابت آن پرداخت کنند. درخانه گران‌قیمت اجاره‌ای زندگی می‌کنند تا نصف حقوق ماهیانه خود را از دست بدهند.

غذاهای آن‌چنانی می‌خورند تا درصد قابل توجهی از درآمدشان هزینه خورد و خوراک شود. لباس‌های فاخر می‌پوشند تا حقوق دو ماه خود را برای آن بدهند. گاهی به یک سفر تفریحی با پروازهای درجه یک می‌روند تا حقوق چندماه آنها را بگیرد و در مجموع، کنترل نَفْس خود را از دست داده‌اند و اسیر و بردۀ آن شده‌اند.


شما بگویید:

دربارۀ نکاتی که در این مقاله مطرح شد چه نظری دارید؟ شما چطور زندگی می‌کنید: ثروتمندانه یا فقیرانه؟ نتیجۀ زندگی‌تان تاکنون از لحاظ مالی چگونه بوده است؟ چقدر از جنبۀ مالی زندگی‌تان راضی و خوشحال هستید؟
لطفا پاسخ‌ها و دیدگاه‌های خود را اینجا بنویسید. سپاسگزاریم!


+ این مقاله پیش‌تر در مجلۀ خلاقیت منتشر شده بود.


دوست دارید دربارۀ تفاوت میان ثروتمندان و فقرا بیشتر بدانید؟

دوست دارید مثل یک ثروتمند فکر و عمل کنید؟ دوست دارید روز به روز هم شادتر شوید و هم ثروتمندتر؟ پیشنهاد می‌کنیم هم‌اکنون سمینار «شاد باشید و ثروتمند شوید» را برای خود سفارش دهید، آن را ببینید و نکات فوق‌العاده کاربردی و موثر آن را در زندگی‌تان اجرا کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ این سمینار و سفارش نسخۀ خود، لطفا هم‌اکنون روی تصویر زیر کلیک کنید:


از این‌که این مطلب را خواندید خوشحال هستید؟ می‌توانید هم‌اکنون مشترک مطالب سایت شوید
تا جدیدترین مطالب برای شما ای‌میل شود. لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید:

دیدگاه های شما  

 
0 #28 مهدی برزگر 27 مرداد 1391 ساعت 10:09
سلام از مطلب بسیار زیبایی که قرار داده اید سپاسگذارم ولی صد حیف که مطلع شدم نویسنده ارزشمند آن از بین ما رفت. لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه میتوانم ادامه مطلب را تهیه و مطالعه کنم.
با خواندن آن نکات بسیاری آموختم تا خود از گروه متوسط هر چه بیشتر و زودتر جدا کرده و به گروه ثروتمندان بپیوندم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #27 فریده علیایی 22 مرداد 1391 ساعت 15:31
با سلام به همه دوستان مکتب کمال.من کارمند باز نشسته که دو سال قبل به کسوت باز نشسته ها پیوستم و با همین حقوق کارمندی خودم و همسرم با برنامه ریزی و بدور از چشم وهمچشمی صاحب خانه و ماشین و زمین ودو فرزند با تحصیلات عالیه و هر دو متاهل شدیم. پسرم در خارج از کشور تحصیل کرده و تمام هزینه های تحصیل و ازدواج هر دو بحمد الله با همین حقوق کارمندی پرداخت شده. باور بفرمایید با برنامه ریزی و صحیح خرج کردن همه چیز ممکن است . شاید در طول زندگی کمی سخت باشد البته از دید دیگران ولی میوه اش شیرین است.یک مثال برایتان بزنم که بدانید چطور میتوان سرمایه را افزایش داد. من وقتی باز نشسته شدم پاداش پایان خدمتم را که رقمی معادل 18 میلیون بود را در موسسه های مالی اعتباری سرمایه گذاری کردم. در حالی که خیلی ها می گفتند برای خودت ماشین بخریا طلا وامثال آن .الان آن سرمایه در عرض دو سال به 28 میلیون رسیده و من تونستم با آن سرمایه وام بگیرم برای سر و سامان دادن پسرم و اقساط آن را هم پرداخت کردهام. و از سود آن به قول آقای معظمی از بچه هاش سفر خارج از کشور برم . کمک کنم وچیز هایی را که دوست دارم و قبلا نمیتونستم از سود این سرمایه تهیه کنم. من با اجرای فرمول آقای معظمی برای برنامه ریزی درآمد ماهیانه ام به موفقیت های خوبی رسیدم و سپاسگزارم از استاد ارجمندم.شاد باشید و ثروتمند شوید.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-1 #26 یک 22 مرداد 1391 ساعت 13:20
متاسفانه آقای عنبران نویسنده این مقاله دیروز از دنیا رفتند.
روحشون شاد
آدرس سایتشون:
http://www.faramarzanbaran.com
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #25 ليدا 15 مرداد 1391 ساعت 16:05
عصر بخير - من الحمد الله رب العالمين زندگي خوبي دارم و اينها را با تلاش وقناعت و عقل واراده بدست آورده ام و نتيجه زندگيم تا كنون از لحاظ مالي بنظرم ايده ال است و از لحاظ مالي راضي و خوشحالم و اميدوارم كه با مساعدت خدا و همين زندگي ساده و آرام و متناسب بدون فخر فروشي و علاقه وكمك به اطرافيان هر آن كه بخواهم واراده كنم حوايجم را برطرف ميكنم . اعم ازخوردن و گشتن و ....
باورتان نميشود 32سال زندگي زناشوئي با همسري غير مسئول و با 4 فرزند و دست خالي با همين برنامه ريزي در زندگي و قناعت و تلاش براي آموختن و اميدواربودن وپس انداز بجا هر 4 فرزندم را به درجات عاليه تحصيلي رساندم و هم هزينه هاي زندگي مشتركشان چون جهيزيه وهزينه هاي منزل و ازدواج را فراهم كردم وسه فرزندم را باتمام سختيهاي اجتماعي سر وسامان دادم .
بركت را فراموش نكنيد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #24 Simin khorrami 15 مرداد 1391 ساعت 01:15
ممنون از زحماتتان و مطالبه مفيدتتان ،من خودم را ثروتمند ميبينم و از كارم لذت ميبرم و با ماديات در حد خيلي معمولي مشغول هستم.و براي تمام كسانى كه در فقر هستند ارزوي تعقير دارم.شايد انموقه دنيا جاي قشنگتري بشه.باز هم از زحماتتان تشكر ميكنم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #23 naseri 13 مرداد 1391 ساعت 22:07
سلام فرزانه خانم

جسارتا شما اگر سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید را دیده باشید متوجه میشوید که فقط 5 درصد از درامدتان را باید بدون چشم داشت برای رضایت قلبی خود ببخشید....
به نظر شخصی من قرض دادن پول به دیگران کاملا اشتباه است من به هیچکس پول قرض نمیدهم... اقای معظمی هم در سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید تاکید میکند از پولی که برای روز لذت و شادی و خرید مرغ تخم طلا پس انداز کرده اید خیرات نکنید...شما که قرض داده اید....
پول شما رفته و برنخواهد گشت خودتان را برای اینکار ببخشید ولی این اتفاق را فراموش نکنید تا تکرارش نکنید.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #22 شهرام حور 11 مرداد 1391 ساعت 15:00
انسان ها دو گونه هستند انهای که درآمدسان را با هزینه ها تطبیق می دهند و کروه دوم انهای که هرینه سان را با درآمدسان تطبیق می دهند . ان کس بیشتر جرج می کند بهتر راه پولدار شدن را می اموزد.ان کس که قناعت کند وکمتر خرج کند همیشه بی پول است . مطالب ا زیبا هست البته برای فقرا وجهتدار!!!!!!!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #21 سروش 11 مرداد 1391 ساعت 07:47
لطفا حرف ها رو سانسور نکنید بگذاریدنظرات به روال طبیعی خود پیش برودالبته منظور نقد هست نه حرف های زشت وبیراه
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #20 بابک 10 مرداد 1391 ساعت 23:19
با تشکر از مطلب مفیدتون.
متاسفانه جامعه ایرانی بیشتر به گروه "فقیر" مقاله شما نزدیکه. اما من و همسرم همواره سعی کرده‌ایم که زندگی معقولی داشته باشیم و همواره متناسب با درآمدمون زندگی کنیم و ناخواسته در مسیر توصیه‌های این نوشته حرکت کرده‌ایم. هرچند که در این مسیر باقی موندن سخته و گهگاه احساس خستگی به آدم دست میده، اما نتیجه‌اش در بلندمدت زیباست و خستگی رو از تن آدم به در می‌بره. :-)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+5 #19 zahra 10 مرداد 1391 ساعت 12:34
سلام باتشکرازمطلب بسیارجالب وعالییییییی که درمورد فقرا وثروتمندان گذاشته اید واقها استفاده کردم وخیلی یاد گرفتم من فهمیدم که درقشرمتوسط زندگی می کردم وازهمین الان تصمیم گرفتم که صددرصد روشم راعوض کنم وازاین به بعد انشاالله درقشرثروتمند باشم وروشهای انان را دنبال کنم امیدوارم درادامه با مقالات بعدی یاری گرمن باشید ممنون
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.