آموزش فروش

چرا آن «پیک» می‌تواند یک «نابغۀ فروش» شود

چرا آن «پیک» می‌تواند یک «نابغۀ فروش» شودعلی‌اکبر قزوینی/ دیروز قرار بود بسته‌ای را از طریق پیک تحویل بگیرم. از ساعتی که قرار بود پیک برسد، مدتی گذشته بود و هنوز خبری نشده بود. بالاخره زنگِ واحد به صدا درآمد و پیک به همراه بسته از راه رسید. ابتدا خواستم به او تشر بزنم که چرا دیر کرده، اما...

...وقتی فکر کردم در این ترافیک و شلوغی خیابان‌ها کلی راه آمده تا این بسته را به من برساند، دلم نیامد باری بر خستگی‌اش اضافه کنم. به جایش گفتم: «ممنون که آمدید. حتما خسته شده‌اید. آب یا چای میل دارید؟ می‌خواهید کمی بنشینید و استراحت کنید؟»

تشکر کرد، و با لبخند پاسخ داد که خیر. سپس، در حالی که می‌خواست برود، یک کارت ویزیت را از جیبش بیرون آورد و رو به من گرفت و گفت: «من کار اصلی‌ام گچکاری است. اگر هر کاری در این زمینه داشتید، خوشحال می‌شوم بتوانم انجام بدهم.»

...با کمی تعجب کارت را گرفتم. انتظار نداشتم پیشنهادی
در زمینۀ گچگاری (کاری این همه متفاوت با پیک موتوری) بدهد.

با کمی تعجب کارت را گرفتم. انتظار نداشتم پیشنهادی در زمینۀ گچگاری (کاری این همه متفاوت با پیک موتوری) بدهد. نه از او خواسته بودم و نه ساختمان تَرک یا مشکلی داشت که او دیده باشد و بخواهد این زمینۀ حرفه‌ایش را به من معرفی کند. خداحافظی کرد، او را بدرقه کردم و در حالی که در را می‌بستم، سعی کردم پیشنهاد غیرمنتظرۀ او را تحلیل کنم. این سوال در ذهنم بود: «آیا او با پیشنهاد گچکاری و دادن کارت ویزیت خود، کارِ درستی کرد؟» شما چه نظری دارید؟

کمی بیشتر که فکر کردم، به یاد «قدرت پیشنهادها» یا Power of Suggestions افتادم که محمود معظمی در درس‌های فروش خود مطرح می‌کند. همچنین چه در دورۀ نوابغ فروش و چه در کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید، تاکید دارد که کارت ویزیت‌تان همه جا همراهتان باشد. هر جایی می‌تواند محل فروش شما باشد؛ حتی مهمانی. حتی عروسی. حتی مجلس ختم.

با خودم اندیشیدم: این آقای پیک موتوری، فقط یک پیشنهاد داد. و هوشمندانه، برای خودش کارت ویزیت طراحی کرده و آن را همراه خود دارد تا شکلی حرفه‌ای به پیشنهادِ خودش بدهد. شاید هرگز به خدمت او نیاز پیدا نکنم، شاید هم روزی خودم یا دوستی کار گچکاری داشته باشیم. ایشان می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد. پشت کارت ویزیتِ او نوشتم که در چه شبی و چگونه آن کارت را دریافت کردم، و کارت را داخل کیفم کنار سایر کارت‌ ویزیت‌ها قرار دادم.

تردیدی ندارم که این آقای پیک موتوری، به موفقیت‌های بیشتری در زندگی‌اش خواهد رسید. دست‌کم اینکه از همۀ کسانی که فقط پیک موتوری یا فقط گچکار هستند و چشم به روزیِ گنجشک‌مقدار دارند، موفق‌تر خواهد بود. چون «آماده» است. چون ننشسته تا کسی در خانۀ او را بزند و کشف‌اش کند. خودش فرصت‌ها را «می‌سازد». خودش پیشنهاد می‌دهد. او مَثَلِ پر از حکمت «از تو حرکت، از خدا برکت» را به‌درستی در زندگی‌اش پیاده کرده است. شما چه فکر می‌کنید؟

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
0 #6 جلال جهانفر 26 اسفند 1393 ساعت 08:38
سلام
صد در صد موافقم
موفقيت برنامه ريزي و مداومت و شاد بودن را مي خواهد
در هر شغلي بايد به فكر بهتر بودن و بهتر خدمت كردن بود.
موفق باشيد
جلال از مشهد مقدس
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 فرید نیک کار 11 اسفند 1393 ساعت 11:25
سلام بر شما:)
چند روز پیش این مطلب رو خواندم..تا اینکه امروز دچار همین موضوع شدم:)
منتظر پیک موتوری هستم تا یک بسته را به من برساند.
تماس گرفتم با ایشون،گفتن

پیش خودم گفتم : چه می شود اگر مدیریت زمان و آموزش دیدن از ارکان اصلی هر شغلی باشد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #4 زهرا 09 اسفند 1393 ساعت 16:41
سلام خواستم بگم به مشاوران دوره نوابغ فروش بگید این دوره را بگذرونن یک مشتری از دست دادن مساوی است با...؟؟؟
استاد عزیز خیلی دوست دارم خدا یار وهمراهتان
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #3 امیر 08 اسفند 1393 ساعت 21:39
درود به همه
این متن من رو یاد خاطره ای انداخت.
حدود یک ماه پیش به اتحادیه ای برای بازاریابی مراجعه کرده بودم. در طول بازاریابی به تمام افراد حاضر کارت ویزیتم رو دادم به جز دوستی که لطف کرده بود و برای ما نوشیدنی آورده بود و به اصطلاح آبدارچی اون مجموعه بود و البته به خاطر توجه زیادش به صحبت هام چندبار تصمیم گرفتم به ایشون هم کارتم رو بدم اما منصرف شدم. به چه دلیل باید به افراد خدمت رسان یک مجموعه کارت ویزیت داد؟!

بعد از یک ماه که خریدی از طرف اتحادیه انجام نشد جهت پیگیری مجددا به ایشان مراجعه کردم و در کمال تعجب دیدم مسوول فروش کالای من همون آقای آبدارچی بود و خیلی برام تاسف آور بود که اون آقا به محض دیدن من بهم گفت کجایی آقای مهندس، یه ماهه دارم دنبالت میگردم که ازت جنس بخرم اما یه تلفن از خودت بهم ندادی!
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+8 #2 هما شرفي 05 اسفند 1393 ساعت 09:10
با سلام و سپاس

روزتون بخير / بسيار عاليه كه انسانها هنري داشته باشند و در كنار كار اصليشون شرافتمندانه تلاش كنند و درآمد حلال بدست بياورند / خدا را هزاران مرتبه سپاس
من سوهان عسلي با مغز بادام درجه يك درست مي كنم براي فروش و خوشحالم از اينكه مشتريهايم نهايت رضايت دارند از كارم { خدارا شكر}


متشكرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+3 #1 علیرضا 04 اسفند 1393 ساعت 22:42
با سلامی پر از انرژی مثبت ...
ایده ی خوبی بود ... از آقای قزوینی به خاطر متن خوبی که نوشتید ممنونم ...
موفق باشید.
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.